یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

شلوغی پیاده رو

گاهی

شلوغی پیاده‌رو
بهانه‌ی خوبی‌ست
که دست‌های کسی را
برای همیشه
گم کنی

"لیلاکردبچه"

من قدیمی بودم..

من قدیمی بودم
پلی
با سی و سه چشمِ گریان
وقتی از من می‌گذشتی
قصری آتش گرفته
که ویرانی‌اش را تماشا کردی و رفتی
مقبره‌ی پادشاهان
که هُرم سینه‌ی برده‌ها هنوز
درونش زبانه می‌کشد
دیواری
چین‌خورده دور خودم
کناره جاده‌ی مفروش پروانه‌های مرده
افسوس
حتی نسیم بال پروانه‌ای می‌توانست
به حالم بیاورد
من قدیمی بودم
تو فردا
از من که می‌گذری
از حالم چه می‌دانی ؟


"شهاب مقربین"

از این راه شوم ،گرچه تاریک است

از این راه شوم ،گرچه تاریک است
همه خارزار است و باریک است
ز تاریکیم بس خوش آید همی
که تا وقت کین از نظرها کمی...

نیما یوشیج

از دور تو را دوست دارم

از دور تو را دوست دارم
بی هیچ عطری
آغـوشی
لمسی
و یا حتی بوسه‌ای
تنها دوستت دارم
از دور  ...


" جمال ثریا "

برای تو بوده است سکوت من..

برای تو بوده است
سکوتِ من
در سالیان دراز
و اینک برای توست
که می‌گویم
از سکوتِ گذشته‌ام ..


" بیژن جلالی "


من تنها می شوم تو تنها

من تنها می‌شوم
تو تنها ...
نه، این فعل حذف به قرینه معنا نمی‌شود

می‌دانم نمی‌شوی ...


"گروس عبدالملکیان"

روح سردر‌گم من

روح سردر‌گم من
بوی جنگل دارد
و نگاه تو در آن
آتشی می‌کارد

چشم تو پنجره‌ی مرموزی‌ست
کاش می‌دانستم
پشت این پنجره کیست
کاش می‌دانستم
چه کسی در تو اقامت دارد

کاش آتشی بودی و می‌سوزاندی
علف هرزه‌ی تردیدم را
چشمه‌ای بودی و می‌رویاندی
دانه‌ی خفته‌ی امیدم را ..


" عباس صفاری "

سنجاق سرم از عشق چیزی نمی فهمد

سنجاق سرم از عشق چیزی نمی فهمد

فقط همین را می داند

چگونه

وقتی تو می آیی

زیباترم کند.

 

"الهام اسلامی"