| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
گفت:«مرا یادت هست؟»
دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم،
چرا یادم به وسعت همه ی تاریخ است؟
و چرا آدم ها در یاد من زندگی می کنند و من در یاد هیچکس نیستم؟!
| عباس معروفی |
درجهان بینی طوفانها
نسیم
کودک دردانه و
نازکی ست
قابل ترحم
در بستر باغی
همبازی شمعی
مونس گلبرگی
اما نسیم
حاصل صبریست
که کوه احساس را
جابجا می کند
تن معشوق را
به لرزه در می آورد
و عاشق را هوایی می کند
به دور از افراطی گری
به دور از هیاهو
به دور از ویرانی
مهدی عبداله زاده
همسرم غذا را آورد
مزه ای داشت؛ولی خوشمزه نبود
چاشنی مهر و محبّت کم داشت
یادم آمد پدرم می گفت: دست پخت هیچ همسری مثل مادر نشود
بعد از این همه سال چقدر دلم برای دست پخت مادرم لَک زده بود....
دکتر سجاد فرهمند
تا یادم بیاید برای دلتنگ بودن
چه استعداد غم انگیزی دارم
بهانه ای ...
تا شعر تازه ای بنویسم
و بدانم برای زمستان امسال هم چیزی دارم ..
{ لیلا کردبچه}
عادت داشت نوک خودکار را بین لبهایش بگیرد.
یک روز جامدادی اش را دزدیدم و تمام خودکارهایش را بوسیدم.
میدانم صورت خوشی ندارد ولی عصر خودمانی ای بود، فقط من و خودکارها.
وقتی بابا آمد خانه ازم پرسید چرا لب هایم آبی شده،
میخواستم بگویم برای اینکه او آبی مینویسد.
همیشه آبی...
| جزء از کل / استیو تولتز |
چون سایهام به بام شب افتاده بیصدا
دل خستهام ز خویش، ز دنیا و ماجرا
هرجا که میروم، تو به یادم نشستهای
در خلوتِ خیال، ز تو دارم فقط صدا
در کوچههای خسته، قدم میزنم هنوز
با ردّ پای خاطره، با درد آشنا
هر برگ خشک، قصهی یک آه بیکسان
هر باد صبحگاهی، پُر از های و هویِ ما
ای کاش بودی و دل من کم نمیکشید
از آتشی که مانده پس از رفتنت، رها
امیرحسین قمچیلی
