| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
رسول این زمان منم! گواه من، همین که من
به هر چه دست می زنم بدل به هیچ می شود
در به در، بی خانمان باش، بهتر است از آنکه روزی
خانه باشد، سقف باشد، گم کنی همخانه را
از قدیم الایام می گویند
نکند بی مهابا دل ببندی و عاشق شوی...
مبادا دلتان حراجی دلِ این و آن شود
مبادا توی باتلاق عاشقی پایین کشیده شویُ
و راه فراری نداشته باشی
بیایید صادقانه بگوییم ..
آنچه که ترس دارد
و تو را تا ابد در خلوتِ خودت تبعید میکند
دل سپردن به آدم های اشتباه زندگیست...
آدم هایی که خالی از عشق اند...
پوچ از دوست داشتن اند...
و گرنه کجای جهان
یک شب مهتابیُ
یک دست زلفِ پریشانِ یارُ
عطر جامانده در آغوش
فراری میدهد کسی را...
#نفیسه_چگونیان
تجربه، مطلقاً به کار عاشق نمی آید.
کسی که تجربه دارد قبل از هر چیز می داند که نباید عاشق بشود.
تجربه، عشق را باطل می کند.
بنابراین، تجربه، کل زندگی را باطل می کند...
عشق، چیزیست یگانه و یکباره،
اما تجربه یعنی تکرار
یعنی بیش از یک بار
عاشق شدن، شرط اولش بی تجربگی است...
#نادر_ابراهیمی
با اینکه تمام تو سهمم نبود
نخواستم به غیر از تو عادت کنم
ته قصه رو خونده بودم ولی...
قسم خورده بودم حماقت کنم
#پویا_جمشیدی
دستهای تو
آرام میشوم اما
دستهایم پنهان میشوند
لابه لای تارهای عرق کرده ی موهایم
هر بار که خسته میشوم از فکر کردن به تو
به بند دلم گره میخورند
این تارهای بدون پود
این یالهای نشسته روی سرم
آرام که میشوم
دستهای تورا
احساس میکنم.
زنده ام
در توده های دل تنگی
به اعتماد
عشق
مثل گل های سرخ
در توده های برفی
به اعتماد
آفتاب
تورج آریا
