ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
حسِ پیرم افتاده در،
ژرفنای ،
احساس جوان تو
مرامم نیست جاخالی دهم ،
ز مژگانِ ناوکِ ابرو کمانِ تو
توانم نیست برابری کند ،
با آن توان تو
گمانم نیست برابری کند ،
با آن گمان تو
حتی
زبانم نیست برابری کند ،
با آن زبان تو
اما
در لَه لَه اند ، لبانم ،
تا به رسوایی کشند خود را
در وصلِ خوب آن ،
زیبا لبان تو
فقط زل میزنم تا مستفیض شوند گوشهایم ،
ز آن زیبا بیان تو
حالم خوب میشود با ، شیرین بیان تو
عاشقم ، عاشق
به مخفی و عیان تو
عاشقم ، عاشق
به آن روحِ راحت و،
پُراز حَیّ و حیّان تو
چه خوش شانسم که بودم در زمان تو
چه خوش شانسم که هستم در امان تو
بهمن بیدقی