یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

بوسه ای نوشین ز جامِ لاله گون میخواستم

بوسه ای نوشین ز جامِ لاله گون میخواستم
هجرتی مستانه تا عمقِ جنون میخواستم

مینوازد مطرب اما دل ندارد رغبتی
مویِ در باد و ندایِ ارغنون میخواستم

بینِ وهم و واقعیت ها گم و سرگشته ام
گم شدن در بحرِ چشمِ آبگون میخواستم


وصلِ ما، چون وصلِ شب با روز میشد در سپهر
یک شفق بر نقشِ عشق از رنگِ خون میخواستم

این جدایی، حاصلِ یک آرزوی عاشق است
بهرِ اقبالت، نصیبم را نگون میخواستم

نوشین: گوارا ، ارغنون: نوعی ساز ، آبگون: آبی ، شفق:سرخی آسمان هنگام غروب ، بهر: برای ، اقبال: نیکبختی ، نگون: واژگون

محراب علیدوست

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد