یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

سنگینیِ خوابم ،

سنگینیِ خوابم ،
پاره شد ،
با یه صدا

حسِ تقوایم ، به سَحَر،
کرد عابدانه با مِیل اقتدا

نماز انجام شد ، ادا
با حقیقت ،
بی ادا

حس خوبی داشتم
حسی معصوم
انگار آغازکرده ام از ابتدا

حسِ آزادِ یک ،
دوچرخه سوار
و پاهای تکاپو،
به روی پدال
خارج از افراط و تفریط
مالامال ،
ز اعتدال
حرف گوش کنِ ذات و وجدان
بی جدال
من مقابل خدایم ،
حسی دارم خوبِ خوب
بهر او که یگانه خدای من است
منهم درمقابلش ،
تنها یه گدا


بهمن بیدقی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد