یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

در سینه ام از خوب عالم می نویسم

در سینه ام از خوب عالم می نویسم
نابی غزل با جوهر غم می نویسم

در دفتر لبخندهایت می نشینم
از تیر چشمانت دمادم می نویسم

در صبح آغوشت دلم را می فشانم
از آه پنهان دلم کم می نویسم

از شوق و بی تابی، و از آغاز بلبل
در امتداد ناز گل هم می نویسم

از خوشه های آتش سبزی که افتاد
بر زخمهایم مثل مرهم می نویسم

وا کرده ابرویت کمان آسمان را
من از تمام آنچه دیدم می نویسم

وقتی نگاه آفتابت در میان است
از ژاله از باران نم نم می نویسم

فرامرز فرهادی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد