یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

هوایت که به سرم میخورد

هوایت
که به سرم میخورد
میروم
بالای بالای کوه
رو به آسمان بلند
تورا آواز میدهم
و روبانی سرخ
که رشته ای از کلاف دلتنگی ست
بر پیشانیش گره میزنم
تا از لرزش صدایم
به اسم عقربه های غروب
از چشمت افتادم
به لب پرتگاهی
که محکوم به مرگ است


معظمه جهانشاهی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد