یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

هوایت با دلم‌ سرد است می‌دانم که می‌دانی

هوایت با دلم‌ سرد است می‌دانم که می‌دانی
تمامِ روز من زرد است می‌دانم که می‌دانی

تویی افسانه‌ی چشمم؛ منم شبگردِ چشمانت
نوای نایِ من درد است می‌دانم که می‌دانی

تویی آن آرزوی رفته بر باد من ای عشق
دلم اهواز پر گَرد است می‌دانم که می‌دانی


دلم بازنده‌ی سیب است یا گندم نمی‌دانم
دلم‌ چون تخته‌ی نرد است می‌دانم که می‌دانی

خدایم در قمار عشق از من باخت امّا حیف
جواب عاشقان طرد است می‌دانم که می‌دانی

پناهش‌ دادم امّا عشق شد ویرانگر جانم
عجب این عشق نامرد است می‌دانم که می‌دانی

پناه چشم گریانم نگاه بیقرارت شد
برایم او دعا کردَ است می‌دانم که می‌دانی


ضیغم نیکجو وکیل آباد

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد