یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

افتاد دل به دریا و راه نجات نیست

افتاد  دل به دریا و راه نجات نیست
ساحل کجاست بگو راه برات  نیست
همسایه  دل شکست و آشناست لیک
دریاست  اینجا  همیشه ثبات  نیست
صدق است و صادقانه می‌باید سخن
بحریست عاشقی را هم حیات نیست
سرد است دستان منو  همرنگ روزگار
این چهره زرد من از رنگ لبات نیست
آلوده کن این سخن را به رنگ چشت
دل هست وآن مهوش چشات  نیست
رنگ از طبیعت  گرفته ای و خطاست
آیینه ای هستی که طرح نگات نیست
پاکیست روان تو مقدس  محرمیست
میبوسمت همیشه قند و نبات  نیست
از جعفری چه آموخته ای ها نکوست
در قلب پاکی که جای  موات  نیست
آهسته می روم ای سپیده از  قلب تو
این بازی مرا ببین کیش ومات نیست

علی جعفری

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد