یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

ای ماه شب کامل،در دولت دل سنگی

ای ماه شب کامل،در دولت دل سنگی
یک شه بشود چون تو،یک عمر به دلتنگی
در حکمت خالق من،ویران شده ومستم
چون مثل تو باشد لیک ایام به بی رنگی
زیبا شده ی آبی،عکی رخ مهتابی
تو ناب تر از نابی،تو صلح پس از جنگی


محمد حسام باباگلی

وقتی که دلم گیر است،بر خم دو ابرویت

وقتی که دلم گیر است،بر خم دو ابرویت
حافظ نتوان وصف کند،رنگ‌ خوش مویت
حافظ نتوان در غزلش وصف دو دریایی
چون چشم نه دریای تو و زلف تو و رویت
از رحمت و لطف تو،حاتم چه توان گوید؟
وقتی که تورا بیند و آید به سر کویت
هروقت که مستم من از باده و پیمانه
خواهی که به هوش آیم بر شامه بزن بویت
هروقت که میگرید چشمم ز هوای تو

در ذهن تصور دارم آمده ام سویت
این آخر بازیست رفتی ولی یادت
در ذهن محب ماند عشق تو و جادویت

محمد حسام باباگلی

فکرش چه عجیب است نباشیم

فکرش چه عجیب است نباشیم
یک لحظه در فکر و خیال یکدیگر
بیا پرنده شویم و پرواز کنیم
برای همدیگر شویم بال یکدیگر
بیا مثل لیلی و مجنون مرید هم باشیم
بیا حافظ بخوانیم و گیریم فال یکدیگر
مانند آینه ها آیینه هم باشیم
به یک بهانه شویم بخت و اقبال یکدیگر
بیا زندگی را با عشق رنگ بزنیم
تا شویم دلیل خوبی حال یکدیگر


محمد حسام باباگلی