-
زخم ها
چهارشنبه 4 مهرماه سال 1403 12:08
-
ساده گفتم که غزل با تو هم آغوش شود
چهارشنبه 4 مهرماه سال 1403 12:07
ساده گفتم که غزل با تو هم آغوش شود فعل پاکت ز نظر از همه جا جوش شود من به تشخیص رسیدم که توماه سییری بر سر شهر سییر عشق تو منقوش شود خاک پای وطنم گشته ام اکنون تو بدان بوسه باران بکنم رنگ تو مدهوش شود آسمان نقش تورابردل وجانش میساخت معبد عشق درآنجاست که مفروش شود بوی خاک وطنم نافه چین گشته بدان یوسف آباد کند مصر هم...
-
همانند برگهای افتاده بر زمین سالهاست
چهارشنبه 4 مهرماه سال 1403 12:05
همانند برگهای افتاده بر زمین سالهاست شهریور زخمی میشویم آبان میمیریم و این بار فروردین زنده نمیشویم. محسن سیاه کمری
-
سیب نام دیگر خنده تو بود،
چهارشنبه 4 مهرماه سال 1403 12:04
سیب نام دیگر خنده تو بود، اما بهشت بدون لب های سرخ تو ، خودِ دوزخ بود به گناهش می ارزید رضا قنبرزاده فرید
-
در یک لحظه ز نورِ ایمان دور گردی
چهارشنبه 4 مهرماه سال 1403 12:03
در یک لحظه ز نورِ ایمان دور گردی با دیدن زیبارویی ، دورِ او گردی به خود آیی ، ببینی خَبط کردی ز پیشگاه خدا ، خجل و پشیمان گردی خود خوری کنی ز کردار بَدَت نه روی برگشت داری نه دیدار کَجَت از چه روی خودت را باختی با دیدن ضعیفه ای دردسر ساختی جای شکرش باقی ، فقط بودت نگاهی ندادش محلی به تو ، ز آن رویای واهی از چه روی...
-
گویم به دو صد صوت جلی در عرصات
چهارشنبه 4 مهرماه سال 1403 12:01
گویم به دو صد صوت جلی در عرصات در محضر آن یگانه ی پاک صفات صد شکر که روزیم نمودی به جهان هر دم بفرستم به محمد صلوات محمدحسن مداحی
-
صبا گر نوحه میخواند هزاران یار می آید
سهشنبه 3 مهرماه سال 1403 12:22
صبا گر نوحه میخواند هزاران یار می آید ملک گر ناله میراند هزاران بار می آید الهی منزل نو قصه نو زندگی نو کز این نو به نو هزاران دریابار می اید سیاوش دریابار
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 3 مهرماه سال 1403 12:19
-
دفتری از خاطرات برگ برگ
سهشنبه 3 مهرماه سال 1403 12:18
دفتری از خاطرات برگ برگ زیر باران زیر رگبار تگرگ می زند بر شیشه های زندگی بادِ وحشت زای شب هنگامِ مرگ آه ای کولی مرا با خود بِبر ژرفِ تاریک و سیاه و سرد شب آتشی روشن کن و آتش بزن این منِ افسرده ی در تاب و تب مرگ را باور ندارم در دلِ مرده ی خود ،پیشترها مرده ام این منم پروانه ی بی وحشت از، آتشِ دیوانه ،آتش خورده ام با...
-
چندپا و دو چنگال یکی خودکار
سهشنبه 3 مهرماه سال 1403 12:16
چندپا و دو چنگال یکی خودکار دگر جرار ابزار شکار درهرصورت نابکار اهل فریب هم درآب هم درخاک دورو دوزیست ،فقط پشت رو مشکوک پشت سر بدبین پیش رو کج راهرو برپهلو پیر چند پا ودو عنبر درترساندن بچه تورااستاد دیدم درحرف بچه گانه تورااستاددیدم متوهم به دانایی ، خودغره متکبرخرچنگ نیم وجبی ،کبر درحدنهنگ با دو چشم یکی بزرگ دگر...
-
فقط خدا
سهشنبه 3 مهرماه سال 1403 12:14
-
خورشید چشمانِ سحر؛ از من نمیگیری خبر ؟
سهشنبه 3 مهرماه سال 1403 12:12
خورشید چشمانِ سحر؛ از من نمیگیری خبر ؟ روشن تر از نورِ بصر ؛ از من نمیگیری خبر؟ مستم من از بوی عسل؛ چشم تو کندوی عسل شیرینیِ شهد و شکر؛ از من نمیگیری خبر؟ تو بی خبر، من بی خبر؛ من بی خبر، تو بی خبر آتش در آتش هی شَرر؛ از من نمیگیری خبر؟ من در گذر، تو در گذر؛ از این منِ من، درگذر در من نگر، در من نگر؛ از من...
-
بیراهه
سهشنبه 3 مهرماه سال 1403 12:09
بیراهه های مجعد گیسو، تو ، من. در انضمام پیوستن، پیراهنان بی پیرایه ی پندارها. برای آبتنی های پروانه ها، پرده ها و پرگارها. این تک چکاوکان کوچه ها و کوچ ها با پرستوها . پرستاران وامدار ویرانه ها. بادی که می وزید ، می خرامیدن ها، نوشته های انگشت ها خزیدن ها ریختن ها رنگ بی درنگ تردید ها، و باز های اوج گرفته ، آسمان...
-
وقتیکه جور داس و تبر بی امان شود
سهشنبه 3 مهرماه سال 1403 12:08
وقتیکه جور داس و تبر بی امان شود بر گل جفای خار و ستم، تؤامان شود در گلشنی که جای صفا کارزار بود قربانیِ محاربه سروی جوان شود در مرغزار، غنچه گلی وا نمی شود گلچین چنانچه غالبِ بر باغبان شود ریزد فرو زچشمِ فلک اشکِ خون اگر ظُلمی زمین و طاقِ ستم آسمان شود نا حق میانِ مردم اگر جای، خوش کند وقتی که حرف حق بزنی داستان شود...
-
رفت آن گاهی که قلبم درپی دیدار بود
سهشنبه 3 مهرماه سال 1403 12:06
رفت آن گاهی که قلبم درپی دیدار بود حاصل آن مهروخدمت یک دهان هاربود پنج ویک آمدبه بازی ؛ جفت شش نامیدی اش دشنه ات دیدم نهادی ؛ برسرمنقاربود هردمت فاز توهم ؛ یک توقع ؛ ای دریغ عشقم عشقم های تو تکرار طوطی واربود من دگر اما اگر ای کاش هایم مرده است بس بلاهت می نماید این : کاش او غمخواربود آمدی ؛ حال خرابت دیده ام من بارها...
-
پر پرواز ندارم که زنم بال و پری
سهشنبه 3 مهرماه سال 1403 12:05
پر پرواز ندارم که زنم بال و پری چون کشم پر به رهت ای گل یاس سحری مینشینم به لب پنجره باز خیال تا پرستوی بهاری ز تو آرد خبری گر بیایی ز وفا بر در این خانه دمی بزند برق نگاهت همه جا را شرری کوچه پس کوچه دل پر ز غبار غم دل سازم از بهر تو با اشک بلورم کپری گرد خورشید رخت شام سیه حلقه زده شب ما را نبود از مه تابان اثری...
-
دوباره پنجره ها ودوباره آئینه
دوشنبه 2 مهرماه سال 1403 12:20
دوباره پنجره ها ودوباره آئینه دوباره میتپد این دل درون این سینه کسی نشسته براهت بمدت یکسال دوباره جشن تولد وَعشق دیرینه به یمن ولطف قدمهای توست میبینم جهانی ازبرهوت را چو دشت سبزینه به روزگار عجول وبه عصر ماشینها خدا به خلقتت انگار پراز طمأنینه دمی که چشم تو واشد درآن زمان دیدم گشوده شد به مقابل دری زگنجینه جهان دچار...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 2 مهرماه سال 1403 12:19
-
به بهانه دلتنگی
دوشنبه 2 مهرماه سال 1403 12:15
به بهانه دلتنگی پنجره اتاقم را باز میکنم تا نسیم عطر لبه های تو را بر گونه هایم سنجاق کند گرمی بوسه هایت را حس می کنم تو هرگز نتوانستی به چشمانم بنگری وعشق را در نگاهم بخوانی عشق آسمانی ست و تو بارانی ترین آسمان منی آسمان که میبارد از دلتنگی تو اشک در چشمانم توفان غم به پا میکند صدایت را که می شنوم آسمان دلم مهتابی...
-
نمی دانم که تاوان شبی ناهوشیاری چیست
دوشنبه 2 مهرماه سال 1403 12:06
یک امشب دور خواهم شد از اینجا هرچه بادا باد رها خواهم شد از تن پوش دنیا هرچه بادا باد یک امشب گوش هایم را به روی هوش می بندم به سمت خواب می رانم خودم را هرچه بادا باد تمام عمر ترسیدم ولی امشب به خود گفتم: شود فردا اگر روز مبادا هرچه بادا باد از این تکرار بر ساحل نشستن ها چه دلگیرم دلم را می زنم امشب به دریا هرچه بادا...
-
عمربه سرآمدز نگارم خبری نیست
دوشنبه 2 مهرماه سال 1403 12:03
عمربه سرآمدز نگارم خبری نیست ازجانب اوسوی دلم یک نظری نیست ای بی خبر از حال نزارو دلِ تنگم آخربه کجایی زتوجانا اثری نیست تاکی زفراقت همه شب ناله کنم من در ریزشِ این اشک مدامم ثمری نیست گویا که دگر خشک شد این چشمه ی چشمم از بخت سیاهم که دگر چشم تری نیست گفتی نخورم حسرتِ هجرانِ ترامن جزخوردنِ افسوس که راهی دگری نیست یک...
-
فصل پاییز
دوشنبه 2 مهرماه سال 1403 12:02
-
باغ و بهار و لحظه مهمانی تگرگ
دوشنبه 2 مهرماه سال 1403 12:01
باغ و بهار و لحظه مهمانی تگرگ کل می کشد دوباره به ویرانی تگرگ زیر گلوله های یخی تکه می شود تا میخورد شکوفه به پیشانی تگرگ فریاد رعد و صاعقه را ضجه می زند هوهوی باد و تق تق بورانی تگرگ سرشاخه را شکسته به تاراج می برد نفرین به راه و رسم گل افشانی تگرگ می ریزد و بروی زمین لخته می زند اندام گل به ساحت قربانی تگرگ وقتی که...
-
تو را یادم فراموش
دوشنبه 2 مهرماه سال 1403 12:00
تو را یادم فراموش ولی چه کنم که این دل قانونِ بازی را بلد نیست علیرضا پورکریمی
-
تا شد ی رو به جلو بیاد یک نگاه من
دوشنبه 2 مهرماه سال 1403 11:57
تا شد ی رو به جلو بیاد یک نگاه من شاد شدی به فاصله ی چشم سیاه من شور و شررشدم به شعله آتشگاه تو سوزش داغ مهر تو تلخ نشود بکام من منوچهر فتیان پور
-
اگر بنا بود به رفتــــن
دوشنبه 2 مهرماه سال 1403 11:53
اگر بنا بود به رفتــــن شهریورگونه بـــرو تا دیدار ِ دوباره ی ِ ما باشد به وقت ِمســتی ِانگور و اگر قرار شد بمانی شبیه به هوای دلگیر ِپاییز پیله کن به پروپای ِ من بِپیچ آنقـــدر که اگر دست بَرداری از سَرم دلم بیشتر بگیرد آرزو حاجی طاهروردی
-
به ساحل که می رسند
یکشنبه 1 مهرماه سال 1403 12:28
به ساحل که می رسند بی تاب می شوند پرستوهای عاشق که بی پروادرآسمان می رقصیدند درآغوش ستارگان سید حسن نبی پور
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 1 مهرماه سال 1403 12:27
-
دستهای تقدیر
یکشنبه 1 مهرماه سال 1403 12:26
دستهای تقدیر ازقلب ساعت شماطه دار بیرون آمده برایت دست تکان می دهند برای بدرقه ات مگرنمی دانی قلبت راپیش من جا گذاشته ای برگرد سید حسن نبی پور
-
ساز را به طریقی بنوازید که به دلدار خوش است
یکشنبه 1 مهرماه سال 1403 12:23
ساز را به طریقی بنوازید که به دلدار خوش است گریه های من و توست چرخش گیتار خوش است باصفا باش وبدان دل سخن ازعشق تو بوده است هر چه کردیم که نگویم ذکر تو بسیار خوش است صحبت از عشق توبوده است و خودت میخوانی عهد وپیمانی ایست ببستیم به دیدارخوش است طائر شهر تو گشتم که کنم بر سر عشق پروازی عاشق ام باش و ببین این همه گفتارخوش...