ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
در ظلمت شب راه عدم یافتم آخر
از شوق، دل از عالم و غم یافتم آخر
رفتم ز جهان تا به عدم، گم شدم از خویش
آن گوهر پنهان ز قدم یافتم آخر
چون موج به دریا ز خودم رستم و گشتم
در وادیِ بیرنگ صنم یافتم آخر
هر نقش که دیدم همه جز نقش تو ناپاک
از خویش بریدم، ز حرم یافتم آخر
بر دوش فنا، پرده ز اسرار گشایند
آن سرّ نهان از دو جهان یافتم آخر
چون سایه شدم در طلب نورِ حقیقت
آن گمشده را در دلِ غم یافتم آخر
رفتم ز خود و سر به ره دوست سپردم
در وادی عشق، خودِ خُم یافتم آخر
ای گم شده در وادیِ حیرت، ره خود یاب
کز سوزِ جنون، جامِ ازل یافتم آخر
امین افواجی