یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

ماه و ستاره ها به روی ریسه دلگیرند

ماه و ستاره ها به روی ریسه دلگیرند
حتی درختان از هراس لیسه می میرند

آباد گر آوار شد کاشانه بر دوشش
آزاد اندیشان اسیر غل و زنجیرند

تنها نمک خوردن، نمک دان را شکستن نیست...
بردند خانه را کسانی که نمک گیرند

تنها هزاران کشته می ماند در این لشگر
وقتی امیران سپاه خفته ات پیرند

زخم و پلیسه از تعامل می زند بیرون
از چرخه ی زنجیرهایی که به هم گیرند

دریاست که پس می زند آلودگی ها را
حتی اگر تا بطن اقیانوس در زیرند

زن های کینه توز را از پینه های شهر
مردان کیسه دوز را از کیسه می گیرند

در تن فروشی و حقارت زود می میرند
آدم فروشانی که ثروتمند،یا سیرند

جز مرگ و بد نامی نخواهد بود بر تاجِ
این پادشاهان که پی نام جهانگیرند


برهان جاوید

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد