یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

شبیه قاصـدکی که به دست طوفان است

شبیه قاصـدکی که به دست طوفان است
از این جماعت  یاغی  دلم گریزان است

به هرطرف که کنم منـزلی  بنا  از عشق
به سنگ فاجعه آنی دوباره ویران است

مگر نه اینکه محبت رسد به گوهر عشق
چرا هرآنکه نماید چنین  پریشان است


بلای نازله از سوی حق چه می دانست
کدام خانه ز رعیت کدام سلطان است

گلایه از نم چشمان ما مکن ، وقتی
درون سینه ی ما غم همیشه مهمان است

تمام درد من از دل سپردنِ به شماست
هر آنکه دل به سیاهی دهد پشیمان است

دلی که داد به باد تباهی ام روزی
خبر نداشت که مجنون اسیر طوفان است

علی نصرالهی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد