-
طبیعت
جمعه 18 فروردینماه سال 1402 09:17
-
ساقی نداده ساغر چندان نموده مستم
جمعه 18 فروردینماه سال 1402 09:15
ساقی نداده ساغر چندان نموده مستم کز خود خبر ندارم در عالمی که هستم از بس قدح کشیدم در کوی می فروشان هم جامه را دریدم، هم شیشه را شکستم ... فروغی بسطامی
-
بامدادان که کبوترها
جمعه 18 فروردینماه سال 1402 09:13
بامدادان که کبوترها بر لب پنجره باز، سحر غلغله میآغازند جان گل رنگ مرا بر سر دست بگیر به تماشاگه پرواز ببر آه بشتاب که هم پروازان نگران غمِ هم پروازند … هوشنگ ابتهاج
-
16
جمعه 18 فروردینماه سال 1402 09:12
دعاى روز شانزدهم ماه رمضان بسم الله الرحمن الرحیم اَللّـهُمَّ وَفِّقْنى فیهِ لِمُوافَقَهِ الاَْبْرارِ، وَجَنِّبْنى فیهِ مُرافَقَهَ الاَْشْرارِ، وَآوِنى فیهِ بِرَحْمَتِکَ اِلى دارِالْقَـرارِ، بِاِلـهِیَّتِکَ یا اِلـهَ الْعالَمینَ خدایا موفقم دار در این ماه به همراهى کردن با نیکان و دورم دار در آن از رفاقت با اشرار و...
-
جمعه های انتظار
جمعه 18 فروردینماه سال 1402 09:02
-
دوستش نداری رهایش کن
جمعه 18 فروردینماه سال 1402 09:00
دوستش نداری رهایش کن بگذار حق آدمهایی که دوستش دارند و او بخاطر تو از آنها فاصله میگیرد ضایع نشود ... #نیلوفر_رضایی
-
هیچ چیز بهتر از این نیست
جمعه 18 فروردینماه سال 1402 08:59
هیچ چیز بهتر از این نیست که در زندگی ات حداقل یکنفر را داشته باشی که از صمیم قلب دوستش بداری و از صمیم قلب تو را # مهربان بداند... میلان_کوندرا
-
قهوه خوشمزه است
جمعه 18 فروردینماه سال 1402 08:58
قهوه خوشمزه است خوشمزگیاش به همان تلخ بودنش است وقتی میخوریم تلخیاش را تحویل نمیگیریم اما میگوییم چسبید! زندگی هم روزهای تلخش بد نیست مثل قهوه میماند تلخ است اما لذتبخش تلخیهایش را تحویل نگیر و بخند،،، رومن_پولانسکی
-
بهار
پنجشنبه 17 فروردینماه سال 1402 07:46
-
کم نه! زیاد می خواهمت!
پنجشنبه 17 فروردینماه سال 1402 07:43
کم نه! زیاد می خواهمت! آنقدر که در تمام خاطره هایم، تو باشی... قدم بزنی، بدوی، بخندی، بخوانی، برقصی، ببوسی، بمانی و بدانی که من چقدر عاشق این فعل ماندنم...! مهین رضوانی فرد
-
دیشب هوس را دیدم!
پنجشنبه 17 فروردینماه سال 1402 07:42
دیشب هوس را دیدم! زیر درخت سیب؛ با نقابی از محبت عاشقانه می سرود!!! پروانه آجورلو
-
تازه ترین شعرم
پنجشنبه 17 فروردینماه سال 1402 07:41
یک روز، بلکه پنجاه سال دیگر موهای نوه ات را نوازش می کنی در ایوان پاییز و به شعرهای شاعری می اندیشی که در جوانی ات عاشق تو بود شاعری که اگر زنده بود هنوز هم می توانست موهای سپیدت را به نخستین برف زمستان تشبیه کند و در چین دور چشمانت حروف مقدس نقر شده بر کتیبه های کهن را بیابد... یک روز بلکه پنجاه سال دیگر ترانه ی من...
-
15رمضان
پنجشنبه 17 فروردینماه سال 1402 07:32
-
بیا گردنبندی را
پنجشنبه 17 فروردینماه سال 1402 07:31
بیا گردنبندی را به گردنات آویزم که با سرانگشتانام برایت بافتهام مهرههایش همه از بوسههای تو و نخ تارهایش از تار موهای من کژال ابراهیم خدر
-
ما آنچه خوانده ایم فراموش کرده ایم !
پنجشنبه 17 فروردینماه سال 1402 07:29
ما آنچه خوانده ایم فراموش کرده ایم ! الّا حدیث دوست , که تکرار می کنیم " منصور ثانی "
-
من باد نیستم
پنجشنبه 17 فروردینماه سال 1402 07:26
من باد نیستم اما همیشه تشنه ی فریاد بودهام دیوار نیستم اما اسیر پنجه ی بیداد بودهام نقشی درون آینه ی سرد نیستم زیرا هرآنچه هستم، بیدرد نیستم اینان به ناله ی آتش درد نهفته را خاموش میکنند و فراموش میکنند اما من آن ستاره ی دورم که آبها خونابههای چشم مرا نوش میکنند نادر_نادرپور
-
با تو تاریخ را تجربه کردم
پنجشنبه 17 فروردینماه سال 1402 07:22
با تو تاریخ را تجربه کردم آمدنت کودتا عشقت انقلاب و گاه نبودنت شورشی ست بیا و ببین... لیلا_خراسانی_فر
-
ای عشق! دل دوباره غبار هوس گرفت
پنجشنبه 17 فروردینماه سال 1402 07:15
ای عشق! دل دوباره غبار هوس گرفت از من گلایه کرد و تو را دادرس گرفت دل بازهم بهانه ی رفتن گرفت و باز تا بال و پر گشود سراغ از قفس گرفت گفتم به هیچ کس دل خود را نمی دهم اما دلم برای همان هیچ کس گرفت افسردگی به خسته دلی از زمانه نیست افسرده آن دلی ست که از همنفس گرفت لبخند و ریشخند کسی در دلم نماند هرکس هرآنچه داد به...
-
سال خرگوش
چهارشنبه 16 فروردینماه سال 1402 09:05
-
دوره میکنم
چهارشنبه 16 فروردینماه سال 1402 09:04
دوره میکنم کوچه پس کوچه های شهر را تا پیدا کنم گاه از تو نشانی در آغوش میکشم خیال موی پریشانت را و دوستت دارم هنوز هنوز و تا ابد شقایق پاکی پودنک
-
از نژادچشمه باش
چهارشنبه 16 فروردینماه سال 1402 09:03
-
هفت درس مولانا
چهارشنبه 16 فروردینماه سال 1402 09:01
هفت درس مولانا درس اول ... عشق را بی معرفت معنا مکن زر نداری مشت خود را وا مکن درس دوم ... گر نداری دانش ترکیب رنگ بین گلها، زشت یا زیبا نکن درس سوم ... پیرو خورشید یا آیینه باش هر چه عریان دیده ای افشا مکن درس چهارم ... ای که از لرزیدن دل آگهی هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن درس پنجم ... دل شود روشن زشمع اعتراف با کس ار بد...
-
یعنی...
چهارشنبه 16 فروردینماه سال 1402 09:00
نمِ باران نشسته روی شعرم... دفترم یعنی! نمی¬بینم تو را ابری¬ست در چشم تَرم یعنی سرم داغ است و یک کوره تبم، انگار خورشیدم فقط یکریز می¬گردد جهان دورِ سرم یعنی تو را از من جدا کردند و پشت میله¬ها ماندم تمام هستی¬ام نابود شد، بال و پرم یعنی نشستم صبح و ظهر و عصر در فکرت فرو رفتم اذان گفتند و من کاری نکردم... کافرم یعنی؟...
-
خوشبختی بزرگی ست
چهارشنبه 16 فروردینماه سال 1402 08:57
خوشبختی بزرگی ست که ما در دو سوی یک عشقِ تنها لحظه های آشنا را نفس می کشیم تو با دهان گل های صحرائی من با گلوی تعبیر یک رؤیا خوشبختی بزرگی ست که ما زیر باران عشق با پای هم راه می رویم با چشم هم می بینیم و با قلب هم دوست می داریم خوشبختی بزرگی ست که ما سیب ها را می شناسیم و نیمکت ها را می فهمیم خوشبختی بزرگی ست خیالی...
-
سکوت
چهارشنبه 16 فروردینماه سال 1402 08:55
-
من آن پروانه ی مستم ز رنگ قرمز آتش
چهارشنبه 16 فروردینماه سال 1402 08:53
من آن پروانه ی مستم ز رنگ قرمز آتش که از لای چراغ شب بجویم منفذ آتش به دریای خیال خود شناور گشته ام دیگر ودر معنای این دریا دلم در معرض آتش تمنایی نمیگیرد تلاش مرکز مجمع خیابانی پر از خونست و اشکی مرکز آتش لباس لطف خاکستر آگر همپای خاک آید نهیب و شعله می خیزد ز سوز جانپز آتش من اینجا در ته دالان خود افتاده و گیجم...
-
دل دادم به چشمان فیروزه ای تو
چهارشنبه 16 فروردینماه سال 1402 08:49
دل دادم به چشمان فیروزه ای تو هوا بارانی شد؛ رنگین کمان دیدنی ست زیر گنبد کبود آسمان نگاهت و نقش می بندد خط مژگانت بر پردهِ سفید دفتر شعرم همچون زیبایی قلمزنی های نقش جهان! مرتضی سنجری
-
نگاهِ تو ...
چهارشنبه 16 فروردینماه سال 1402 08:37
بعضی از نگاه ها صدایِ قشنگی دارند بدون کلامی جویایِ حالت می شوند بدون کلامی " دوستت دارم " را می گویند، بدون کلامی آرامش و اطمینان را به قلبت بر می گردانند بعضی از نگاه ها صدایِ قشنگی دارند دُرست مانندِ نگاهِ تو ... سپیده_قنبری
-
از پسِ پرده, درخشان قمری در راه است
سهشنبه 15 فروردینماه سال 1402 08:57
از پسِ پرده, درخشان قمری در راه است که ز انوارِ عذارش شرری در راه است سال ها در هوسِ دیدنِ یاران بودیم دیده بگشا که مبارک نظری در راه است دی شنیدم ز ملائک خبری, می گفتند شبِ هجرانِ تو را نوسحری در راه است کوزهیِ باده شکست و قدح از دستم رفت مژده اِی باده چِشان کوزهگری در راه است آن سفر کرده به همراهِ سهصد سردارش...
-
روزی بود و روزگاری
سهشنبه 15 فروردینماه سال 1402 08:56
روزی بود و روزگاری غصه ها بامش کوتاه بود چرا که غمخوار زیاد بود امروز شادیها بی مرز شده ولی خنده ها جیره بندی شده دنبال چه چیز بگردم تو یا دلم فریبا صادقی