-
خویشتن را خیر خواهی خیرخواه خلق باش
سهشنبه 15 فروردینماه سال 1402 08:55
خویشتن را خیر خواهی خیرخواه خلق باش ز آن که هرگز بد نباشد نفس نیک اندیش را آدمیت رحم بر بیچارگان آوردن اس ت کآدمی را تن بلرزد چون ببیند ریش را سعدی
-
حجاب یعنی
سهشنبه 15 فروردینماه سال 1402 08:54
-
دلــــم بهانه ی تــو را دارد،
سهشنبه 15 فروردینماه سال 1402 08:53
دلــــم بهانه ی تــو را دارد، تو می دانی بــهانه چیست؟! بهانه همان است که شب ها خواب از چشم من می دزدد... عباس_معروفی
-
لحظهها از نزول عشق تر است؛
سهشنبه 15 فروردینماه سال 1402 08:50
لحظهها از نزول عشق تر است؛ من و تو باز زیر یک چتریم؛ آن که عاشقتر است، خیستر است. سعید سلیمانپورارومی
-
دوستت دارم مانند " انار"
سهشنبه 15 فروردینماه سال 1402 08:46
دوستت دارم مانند " انار" از بیرون تنها من دیده میشوم، ولی درونم هزاران دانه از توست... ارس آرامی
-
باشهدا
سهشنبه 15 فروردینماه سال 1402 08:45
-
تو عاشق بارانی
سهشنبه 15 فروردینماه سال 1402 08:44
تو...عاشق بارانی... من...می ترسم از باران... تو...غمگینی... من... اما خوشحالم از این که تو گول هیچ چتری را نخواهی خورد... گاهی گنجشک ها از ترس باران به قفس پناه می برند... کاش من هم عاشق بودم من از چترها و قفس ها می ترسمℳ! اصغرمعاذی
-
«بودنت»
سهشنبه 15 فروردینماه سال 1402 08:39
هر آرزویی برای خودم داشتم به تو مربوط میشود؛ دلخوشیام سلامتیام آرامشم!.. میدانی، تمام اینها با بود تو برآورده میشود پس تنها یک آرزو برایم باقی میماند؛ «بودنت» علی_سید_صالحی
-
کم تظاهر کن به شیدایی ,تو شیدا نیستی
دوشنبه 14 فروردینماه سال 1402 09:07
کم تظاهر کن به شیدایی ,تو شیدا نیستی کندوکو کردم تو را , مجنون و لیلا نیستی دوستی هم سقف و کف دارد ,شبیه دشمنی در تراز عاشقی , از برترینها نیستی خوبرویی را برابر با دلارامی ندان خوبرویی تو , ولی خوب و دلارا نیستی بوی ناب دوستی از دور هم سکر آور است هر چه می نوشم تو را با عشق , گیرا نیستی من دلی تقدیم تو کردم زلال و...
-
خودم را فراموش کرده ام
دوشنبه 14 فروردینماه سال 1402 09:03
خودم را فراموش کرده ام نگران توام مثل ناخدای غمگین ومبهوتی خیره به سرنشینان یک کشتی درحال غرق شدن #دنیا_غلامی
-
پشت هر پنجره
دوشنبه 14 فروردینماه سال 1402 09:01
پشت هر پنجره شعریست به سوی تو بگذار اتاق از نور لبریز شود بگذار مهتاب شبانه به دیدارت بیاید پنجره را باز کن بگذار آفتاب بی هیچ واسطه ای تورا لمس کند خورشید هرگز نمی خوابد میتراپرنیان
-
ماه مبارک رمضان
دوشنبه 14 فروردینماه سال 1402 08:58
-
رنگ عشق
دوشنبه 14 فروردینماه سال 1402 08:56
در و دیوار دنیا رنگی است؛ رنگ عشق خدا جهان را رنگ کرده است؛رنگ عشق... و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشک نخواهد شد. از هر طرف که بگذری لباست به گوشهای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد. اما کاش چندان هم محتاط نباشی؛ شاد باش و بی پروا بگذر، که خدا کسی را دوستتر دارد که لباسش رنگیتر است ... عرفان_نظرآهاری
-
دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان.....
دوشنبه 14 فروردینماه سال 1402 08:54
دعای روز دوازدهم ماه مبارک رمضان..... بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ / به نام خداوند بخشنده مهربان اَللّـهُمَّ زَیِّنّى فیهِ بِالسَّتْرِ وَالْعَفافِ، وَاسْتُرْنى فیهِ بِلِباسِ الْقُنُوعِ وَالْکَفافِ، وَاحْمِلْنى خدایا در این ماه مرا به زیور پوشش از گناه و پاکدامنى بیاراى و جامه قناعت و اکتفاى به مقدار حاجت را به...
-
خدایاشکرت
دوشنبه 14 فروردینماه سال 1402 08:52
ﺍﺯ ﮔﺮﻩﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺷﻤﺎﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﻠﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ، ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻟﺤﻈﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻡ، ﮔِﺮِهی ﺑﻪ ﻧﺎﻓﻢ ﺯﺩﻧﺪ، ﮐﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﮔﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﻢ! ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﻩ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺑﺪﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ... ﺷﺎﯾﺪ ﺣﮑﻤﺘﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻩﻫﺎﺳﺖ! ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺒﯿﻨﯽ ﻭ ﺻﺒﺮ، ﻫﺮ ﮔﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﻧﮕﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﮔﺮﻩ ﺑﻌﺪﯼ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺭﻗﻢ ﺯﺩﻩ...
-
در من حلول کن که دیریست مرده ام
دوشنبه 14 فروردینماه سال 1402 08:47
در من حلول کن که دیریست مرده ام من بی تو در سکوت خود جان سپرده ام ای آخرین ترانه از مجموعه ی دلم بعد از تو همچون عابری در راه مانده ام ساغر روحانی فر
-
هر قدر سنم بیشتر می شود کمتر
دوشنبه 14 فروردینماه سال 1402 08:40
هر قدر سنم بیشتر می شود کمتر به قضاوت مردم در مورد خودم اهمیت می دهم. از این رو هر چقدر مسن تر می شوم بیشتر از زندگی لذت می برم ... حذف کردن آدم ها از زندگیم به این معنی نیست که از آنها متنفرم !! معنای ساده اش این است که برای خودم احترام قائلم ... هر کسی قرار نیست به هر قیمتی تا ابد با من بماند ... لطف بسیار بزرگی در...
-
قد می کشم که باد شوی، پرپرم کنی
دوشنبه 14 فروردینماه سال 1402 08:34
قد می کشم که باد شوی، پرپرم کنی بو بو و برگ برگ فراون ترم کنی سوسو زدی و من به هوای تو آمدم پس حقّم این نبود که خاکسترم کنی خوش می گذشت شاخه؛ رسیدم، که رد شدی تا یک دهن بچینی ام و نوبرم کنی از اوج سبزهای بلند آمدم که تو با زرد های ریخته هم بسترم کنی تن داده ام که رقص سر انگشت های تو بندم کند، عروسک بازیگرم کنی تکرار...
-
بهار شد و یخ ها همه آب شدند
یکشنبه 13 فروردینماه سال 1402 09:03
بهار شد و یخ ها همه آب شدند دور از غفلت خستگی و خواب شدند یک دل شدند بی کین و غرض همه در فکر عشق و صواب شدند چون در نقش همه علم و هنر است همه در نقش خود دور از نقاب شدند گل و چمن و رود کنار هم در دشت پر ز نغمه به شرب می و شراب شدند زمستان که در جهل و سیاهی گذشت در جست و جوی مهر و آفتاب شدند مرتضی اصالت گل و باغ بهار...
-
داستان من با دیگران متفاوت بود.
یکشنبه 13 فروردینماه سال 1402 09:02
داستان من با دیگران متفاوت بود. نقطهی اوج و نکتهی همیشگی داستان من , توشه گذاشتن و دل برداشتن بود. محسنمرادیمصطفالو
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 13 فروردینماه سال 1402 09:01
-
جز11
یکشنبه 13 فروردینماه سال 1402 08:54
۱_ آگاه باشید که انفاق، غرامت نیست و موجب قربت و نزدیکی به خدا است. [توبه/۹۹_۹۸] ۲_ با پرداخت خمس، زکات و دیگر واجبات مالی، جان خود را پاک و نورانی کنید. [توبه/۱۰۳] ۳_ خدا و پیامبر صل الله علیه و آله و سلم، همه ٱمور و رفتارهای شما را میبینند. [توبه/۱۰۵] ۴_ بنای زندگی خود را بر لب پرتگاه، پیریزی نکنید؛ که در آتش فرو...
-
ندانم عشق را مذهب ولی
یکشنبه 13 فروردینماه سال 1402 08:53
ندانم عشق را مذهب ولی هر کس که عاشق شد؛ مسلمان کافرش میخواند و کافر مسلمانش… بیدل_دهلوی
-
اول روضه میرسد از راه
یکشنبه 13 فروردینماه سال 1402 08:50
اول روضه میرسد از راه قد بلند است و پردهها کوتاه آه از آنشب که چشم من افتاد پشت پرده به تکه ای از ماه بچهی هیأتم من و حساس به دو چشم تو و به رنگ سیاه مویت از زیر روسری پیداست دخترِه ... ، لا اله الا الله! به «ولا الضالین» دلم خوش بود با دو نخ موی تو شدم گمراه چشمهایم زبان نمیفهمند دین ندارد که مرد خاطرخواه چای...
-
ای لب تــو قبله ی زنبورهــــای سومنـات
یکشنبه 13 فروردینماه سال 1402 08:46
ای لب تــو قبله ی زنبورهــــای سومنـات خنده ات اعجاز شهناز است در کرد بیـات مطلع یک مثنویِ هفت مَن ، زیبایی ات ابــــروانت، فاعلاتـن، فاعلاتـن، فاعـلات من انــار و حافظ آوردم، تو هــم چایـی بریــز آی می چسبد شب یلـدا هل و چایـی نبات جنگل آشوب من، آهـوی کوهستان شـعــر این گـوزن پیــر را بیـچــاره کرده خنده هــات می...
-
کنار چای تلخم شعر با تنبور می چسبد
یکشنبه 13 فروردینماه سال 1402 08:43
کنار چای تلخم شعر با تنبور می چسبد هوا سرد است و یک سیگار هم بد جور می چسبد پلنگت خیره می گردد به سمتت ماه من هرشب تماشایت از این منظر چقدر از دور می چسبد گل پیراهنت زنبور ها را عاشقت کرده است و بی خود نیست بر لبهای تو زنبور می چسبد نه چشمم شور بازار و نه دل شوری دگر دارد بگو آخر به من هم وصلۀ ناجور می چسبد؟ دو چشمان...
-
بخواب راحت و آسوده ، حال من خوب است
یکشنبه 13 فروردینماه سال 1402 08:41
بخواب راحت و آسوده ، حال من خوب است و فکر کن به همین که دل من از چوب است هوای گریه ندارم ، دلم که تنگ تو نیست اگرچه گوشه ی چشمم دوباره مرطوب است همیشه دلهره ای در وجود من جاری است برای این که وجودم کریه و معیوب است ! نیا به دیدن من ، انتظار چیز خوشی است چرا که سهم من از عشق ، صبر ایوب است صدای زمزمه ی تو درون گوش من...
-
رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است
یکشنبه 13 فروردینماه سال 1402 08:40
رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است بین ما این فاصله ، بسیار باشد بهتر است من به دنبال کسی بودم که دلسوزی کند همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است من نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کرد سرنوشت " رازداری " ، " دار " باشد بهتر است خانه ی بیچاره ای که سرنوشتش زلزله است از همان روز نخست آوار باشد بهتر...
-
دل من در آتش می سوخت
شنبه 12 فروردینماه سال 1402 08:43
دل من در آتش می سوخت نام تو را بر زبان آوردم آب !!! خدا به آیه های قرآن قسم خورد یک نفر زیر آب فریاد میزند رقیه مرادی
-
ذوقی چنان ندارد
شنبه 12 فروردینماه سال 1402 08:41