-
قاصدک جان چه خبر
چهارشنبه 9 فروردینماه سال 1402 09:24
-
در گذرگاهای زندگی
چهارشنبه 9 فروردینماه سال 1402 09:22
در گذرگاهای زندگی شمعی هستی در خلوتگاه کلبه شبا نه ام بارانی هستی در باغچه زندگی واقعیتی هستی در رویاهایم نسیمی هستی در طوفان زندگانیم مرا با تو هزارمعنای نگفتنیست که در زبان قلم وصف نیاید دوست داشتنت احساسیت که هر بار زندگی دوباراست یحیی بهرامی باباحیدری
-
دوریت ، دوری یک شاه ز یک مملکت است
چهارشنبه 9 فروردینماه سال 1402 09:21
دوریت ، دوری یک شاه ز یک مملکت است غم دلتنگی شبهای رضا خان ، سلام صبح کاشان و شب غربت تهران ، بودی مفرد غایب شب های غزلخوان سلام مصطفی_محمد_پور
-
شیطنت های سحرگاه نسیم
چهارشنبه 9 فروردینماه سال 1402 09:20
شیطنت های سحرگاه نسیم خرمنِ سرخیِ انبوهِ شقایق به گذرگاه سهند بوسهی وسوسهی عشق بهار به سرْانگشت تمنای دلِ شاخ بلند به بَرِ چشمهی تسنیمِ پُر از رنگِ شراب خندهی قایق بادی که فلک را زده بر دور شتاب پچپچِ قوسِ قشنگی که شده, حلقه بر آب پرِ سیمرغ که افتاده به تاب ... ذکرِ رمزی که شده, در همهْآفاق, شُگون به ( فنارفتِ...
-
سرکشان متکبر
چهارشنبه 9 فروردینماه سال 1402 09:12
-
این عید بهاران به شما خجسته بادا
چهارشنبه 9 فروردینماه سال 1402 09:07
این عید بهاران به شما خجسته بادا زیباییِ دشتِ لاله زار خجسته بادا این شادیِ سبزه زار گُل خجسته بادا دستِ قلمِ خدایِ من نقش زده رویِ زمین را نقشِ سبزه زارانِ زمین خجسته بادا دیوانه کند چشمانِ دل را نقشِ قلمش خجسته بادا دل ها چه جلا داده همه دشتِ بهاران بلبلان چه نغمه زده بر دشتِ دمن را گلهایِ بهاری چه صفا داده به هر دل...
-
ای سکوت نفست شرح پریشونی من
چهارشنبه 9 فروردینماه سال 1402 09:07
ای سکوت نفست شرح پریشونی من نبض زندگیه من ,ماه پیشونی من به حوالی نگات ,پرسه زنون منتظرم از خیال تو پُرَم, برکه ی بارونیهِ من با خودم می برم اون خاطره رو با چمدون وطنم شده دلت,با غم قلبم تو بمون مث ساعت شنی پر شده خالیهِ تنم دکمه های شب آغوش تو رو پیرهنم تو که بازیگر شبهای خیالم شده ای عطر پیچک تنت مونده به روی بدنم...
-
دیوانگی زین بیشتر؟
چهارشنبه 9 فروردینماه سال 1402 09:06
دیوانگی زین بیشتر؟ زین بیشتر ، دیوانه جان با ما ، سر دیوانگی داری اگر ، دیوانه جان در اولین دیدار هم بوی جنون آمد ز تو وقتی نشستی اندکی نزدیک تر دیوانه جان چ ون می نشستی پیش من گفتم که اینک خویش من ای آشنا در چشم من با یک نظر دیوانه جان گفتیم تا پایان بریم این عشق را با یک سفر عشقی که هم آغاز شد با یک سفر دیوانه جان...
-
این تقلا کردنم بیهوده است,
سهشنبه 8 فروردینماه سال 1402 09:28
این تقلا کردنم بیهوده است, نمیگذارد بهار دوستت دارم را در دلم پنهان کنم. مروت خیری
-
باید بدهد شکوفه این عشق
سهشنبه 8 فروردینماه سال 1402 09:27
باید بدهد شکوفه این عشق در فصل بهار موسم عشق تحویل شوی همین بهاران جانانه ی من بهانه ی عشق مریم مینائی مارال
-
از درون..
سهشنبه 8 فروردینماه سال 1402 09:27
-
در سینهام در خیالم
سهشنبه 8 فروردینماه سال 1402 09:26
در سینهام در خیالم نقش روی ماهت نقش بسته مشامم را مست, و عشق را در رگانم جاری کرده مقیم کعبهی دلم شده ای در میان همه چیزهای تلخ مانند یک حبه قند شده ای از دل و جان دیوانهات شده ام هر ثانیه دوست داشتنت بیشتر می شود مجید بندانی
-
ماه مبارک رمضان
سهشنبه 8 فروردینماه سال 1402 09:20
-
خیره به چشمانم شو
سهشنبه 8 فروردینماه سال 1402 09:18
خیره به چشمانم شو رو به تلخ ترین زهر شعرها نگاهت را بر نگردان از من پلک نزن پاک نکن لحظه های نابم را من غلط کردم و در چشمت خواهرانگی ها یافتم تو بی من بدنبال هزاران برادر با عشق تمام هستی را بغل کردم تو بفکر کدامین گناهی با نگاه خویش نیندیش مرا من جهان را بوسه زدم تو بنده ی کدامین خدایی خدایم همان انسانیت نه سجده,عقده...
-
نتوانم رو به رو دوچشمت
سهشنبه 8 فروردینماه سال 1402 09:18
نتوانم رو به رو دوچشمت , چگونه میتوان از تو گذشت ؟ شب و روز درتو غرق ترم , چگونه میتوان از تو گذشت ؟ از آن لبخند نیمه جانت , چو فانوسی در زندگی سیاهم از بوی تو , از صدای تو , از نگاه تو , نتوان از تو گذشت . نغمه منصورکوهی
-
بهار
سهشنبه 8 فروردینماه سال 1402 09:16
-
زندگی،
سهشنبه 8 فروردینماه سال 1402 09:16
زندگی، مثلِ یک استکان چای است. به ندرت پیش می آید که هم رنگش درست باشد، هم طعمش و هم داغیش؛ امّا هیچ لذتی با آن برابر نیست. #روح_انگیز_شریفیان
-
تب کرده ام از این عشق بلا تکلیف
سهشنبه 8 فروردینماه سال 1402 09:15
تب کرده ام از این عشق بلا تکلیف قدر تمامی نبودن هایت درد کشید ه ام درد به مغز استخوانم رسیده است درمان من نسخه ای از دیدار روی تو است تجویز کن نگاه ت را بر حوالی دردهایم مژگان بختیاری
-
سایه تو پیداست
دوشنبه 7 فروردینماه سال 1402 09:33
سایه تو پیداست میان تمام اندیشه هایم کنار تمام قدمهایم سایه تو پیداست شعله ایست در تمام تاریکیهای زندگی یحیی بهرامی باباحیدری
-
گفتم که: ای گذشته، ما را به غصه هشته
دوشنبه 7 فروردینماه سال 1402 09:32
گفتم که: ای گذشته، ما را به غصه هشته آه! از کجات پرسم: چونی و در چه کاری؟ حالم تباه کردی، حال تو چیست گویی؟ روزم سیاه کردی، شب چون همی گذاری؟ اوحدی مراغهای
-
بهار
دوشنبه 7 فروردینماه سال 1402 09:31
-
خاطره
دوشنبه 7 فروردینماه سال 1402 09:29
شاعر : یاسمن رستمی غمگین که می شوم دست به سلاح میبرم میشکنم تمام خاطراتم را خودکشی میکنم با اشک ها چه کسی می داند که شاعر ها هر روز میمیرند
-
ای دل من،
دوشنبه 7 فروردینماه سال 1402 09:23
ای دل من، دل من، دل من! بینوا، مضطرا، قابل من! با همه خوبی و قدر و دعوی از تو آخر چه شد حاصل من؟ جز سرشکی به رخسارهء غم... نیما یوشیج
-
ماه
دوشنبه 7 فروردینماه سال 1402 09:22
-
دیدن تو تابستان است؛
دوشنبه 7 فروردینماه سال 1402 09:21
دیدن تو تابستان است؛ روز را طولانی میکند و شاتوتها بر درخت، گنجشک میشوند نبودنت امّا اواسط زمستان است؛ هرروز دست شب را میگیرد و ظهر نشده، به خانه میآورد. جواد گنجعلی
-
چه شود صدا کنم نام تو را به هر زبان؟
دوشنبه 7 فروردینماه سال 1402 09:20
چه شود صدا کنم نام تو را به هر زبان؟ چه شود فدا کنم دین و دل خود به عیان؟ چه شود ناز کشم نیمه شبی تا به سحر؟ چه شود باز کنم روزه به بوسه در اذان؟ مجید مصطفوی
-
و عشق،
دوشنبه 7 فروردینماه سال 1402 09:17
و عشق، شاید همان زنِ تنهاییست، که در انتظارِ معشوقه اش، سالهاست بی خبر، به انتظار نشسته...! رومینا معین زاده
-
ولی چه دنیایی است!
دوشنبه 7 فروردینماه سال 1402 09:16
ولی چه دنیایی است! هیچچیز نمیتواند دو نفر آدم را به این کاملی باهم یکی کند، به خصوص که مانند من و تو دار و ندارشان فقط کلمات باشد. فرانتس کافکا
-
نقشه را تا می زنم
یکشنبه 6 فروردینماه سال 1402 09:40
نقشه را تا می زنم و جهان را توی جیبم می گذارم تو فقط چند سانتیمتر از من دوری... سارا خوشکام
-
بر روی ابر ها
یکشنبه 6 فروردینماه سال 1402 09:39
بر روی ابر ها آرزویم این بود کاش پرنده ای بودم نه مسافری تنها به مقصدی نا معلوم محمد شیرین زاده