-
تو آن بُتی که پرستیدنت خطایی نیست
شنبه 12 فروردینماه سال 1402 08:39
تو آن بُتی که پرستیدنت خطایی نیست و گر خطاست مرا از خطا ابایی نیست بیا که در شب گرداب زلف موّاجت به غیر گوشه ی چشم تو ناخدایی نیست درون خاک، دلم می تپد هنوز اینجا به جز صدای قدم های تو صدایی نیست نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون که هر کجا خبری هست ادعایی نیست دلیل عشق فراموش کردن دنیاست و گرنه بین من و دوست ماجرایی...
-
کاش من برده ی احساس نبودم که غمت
شنبه 12 فروردینماه سال 1402 08:32
کاش من برده ی احساس نبودم که غمت غل و زنجیر به دست و پر و پایم بزند مثل یک قطعه ی پروین وسط محفل شعر ناقدی دست به افکار رهایم بزند شور و غوغای در آمیخته با شعر مرا دور اندازد و هی طعنه به جایم بزند با تمسخر بنویسد غلط و قافیه را متلک ها به من و عهد و وفایم بزند رضا بهادری
-
از لب های گلی و کفش های گِلی
شنبه 12 فروردینماه سال 1402 08:32
از لب های گلی و کفش های گِلی دلش دانستم از باغ بارانی انار گریخته و قانون دزدی نشکسته! پرشنگ بابایی
-
عشقولانه
شنبه 12 فروردینماه سال 1402 08:30
-
10رمضان
شنبه 12 فروردینماه سال 1402 08:26
خدایا قرارم ده در این ماه از توکل کنندگان بر خودت و بگردانم در آن از سعادتمندان درگاهت و قرارم ده در آن از مقربان پیشگاهت به حق احسانت اى هدف نهایى جویندگان #ماه_رمضان
-
رفتهای تا روز و شب پر درد باشد قلب من
شنبه 12 فروردینماه سال 1402 07:55
رفتهای تا روز و شب پر درد باشد قلب من بی حضورت در فضایی سرد باشد قلب من شاعرت را زنده کن با عطر عشقت ای عزیز از نفسهایت نباید طرد باشد قلب من باز هم پاییز میخواهی چرا در زندگی؟ تا به کی در فصلهای زرد باشد قلب من از چه رو در ذهن من کمرنگ میخواهی شوی ماه من! کاری نکن نامرد باشد قلب من یادِ چشمانت پیاپی بی قرارم...
-
بهار فصل نیست
جمعه 11 فروردینماه سال 1402 08:21
بهار فصل نیست بهار همان سپیده دم است که خورشید در چشمانت شکوفه باران میشود و داغ های سرد مثل گلوله های گیلاس ذائقه ی باغ را قلقلک میدهد. سیدجوادجزایری
-
زیبایی تو
جمعه 11 فروردینماه سال 1402 08:18
زیبایی تو برای من نان است و آب همین طور آرامش خاطر با بودن تو آن ها نمی توانند ستاره ها را از رویاهایمان بدزدند آن ها از تو می ترسند مثل هیولا از آیینه زیبایی تو زشتی آن ها را پررنگتر می کند همچنان زیبا باش آنها از زیبایی تو میترسند رسول یونان
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 11 فروردینماه سال 1402 08:17
-
وقتی غزل طلوع میکند از لابلای غم
جمعه 11 فروردینماه سال 1402 08:16
وقتی غزل طلوع میکند از لابلای غم پر میشود از ناگفته های همیشه شبم وقتی من از هجوم قافیه ها میخورم شکست وقتی حضور لحظه ی بودن دمی است مغتنم از اینکه غصه ردیف میشود در فصل انتقام یا قوت غالب ذهنم نیست جز عدم من بیخود از تمام واژه های جهان سرم بر شانه ی پرِ از مهرِ تو ای شعر مینهم ای در تمام مصاریع ناسروده سروده...
-
نشانیات را تنها من میدانم
جمعه 11 فروردینماه سال 1402 08:10
نشانیات را تنها من میدانم حک شده بر سینهی من که چون کتیبهای کهن بر سینهی کوه پا برجا ماندهام بادها هر روز نوشتههای مرا میخوانند و پیدایت میکنند بر تو میوزند و میگذرند تنها من چون کتیبهای کهن بر سینهی کوه جا ماندهام شهاب مقربین
-
سالها قبل رفت
جمعه 11 فروردینماه سال 1402 08:09
سالها قبل رفت و خاطراتش ماضی بعید من شد نقل فعل آمدن او دیدن او ماندن او یک حال کامل است مهدی نساجی
-
از تو هم دل کندم
جمعه 11 فروردینماه سال 1402 08:09
از تو هم دل کندم و دیگر نپرسیدم ز خویش چاره معشوق اگر عاشق از او دل کند چیست؟ فاضل نظری
-
ماه مبارک رمضان
جمعه 11 فروردینماه سال 1402 08:08
-
هر روز به این پایِ بیخاصیت میگویم
جمعه 11 فروردینماه سال 1402 08:06
هر روز به این پایِ بیخاصیت میگویم مرا پیشِ یارم ببر امّا به محلِ کار میرسم به محلِ خرید به محلِ خواب! علیرضا روشن
-
تمشک
جمعه 11 فروردینماه سال 1402 08:05
-
خدایاپناه مون باش
جمعه 11 فروردینماه سال 1402 08:03
معبودا .... به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن ، تا کوچکی آنچه ندارم ؛ نا آرامم نکند ....
-
سادگیم را
جمعه 11 فروردینماه سال 1402 08:03
سادگیم را یک رنگیم را به پای حماقتم نگذار انتخاب کرده ام که ساده باشم و دیگران را دور نزنم وگرنه دروغ گفتن و بدبودن و آزار و فریب دیگران آسان ترین کار دنیاست بلد بودن نمی خواهد شاملو
-
بیچارهای که چاره طلب میکند ز خلق
پنجشنبه 10 فروردینماه سال 1402 08:54
بیچارهای که چاره طلب میکند ز خلق دارد امیدِ میوه ز شاخ بُریدهای..! رهی معیری
-
مثل یک بید مجنون که
پنجشنبه 10 فروردینماه سال 1402 08:52
مثل یک بید مجنون که دل سپرده به داستان تبر مثل بغضی کمین کرده در گلو تا کند جهان را تر مثل یک راهرو پر تکرار مثل یک پل پر از تصمیم یا به توقیف تن دادن یا که از گذار نمود گذر میرود عمر و میدانم میشوم آهِ خیره در تقویم مثل روزهای تا نوروز مانده در اضطراب لحظهی آخر مثل یک قاصدک اما مانده بی انتظار و بی مقصد میروم تا...
-
باشهدا
پنجشنبه 10 فروردینماه سال 1402 08:52
-
میرسد روزی که میخوانی مرا ,
پنجشنبه 10 فروردینماه سال 1402 08:51
میرسد روزی که میخوانی مرا , خُفته ام در زیرِ آواری زِ خاک میدود چشمت براین اشعارِ من , میشوی از رفتنم اندوهناک مثلِ آنانی که قبلا رفته اند , از بسیطِ خاک پنهان گشته ام زنده ای اما تو , ومن بعدِ تو , پیکری بیحس و بیجان گشته ام فکرم اما در خیالت میدود , واژه از بس در جهانت سُفته ام تازه میفهمی که وقت بودنم , تا چه حد...
-
قلم چشمان م امروز تلافی کرد
پنجشنبه 10 فروردینماه سال 1402 08:50
قلم چشمان م امروز تلافی کرد تمامی ندیدن هایت را راه های بن بست را خط زد و یک خیابان بی انتها کشید من و تو را به این خیابان مهمان کرد مژگان بختیاری
-
ای بخت خواب رفته، کجایی، که در فراق
پنجشنبه 10 فروردینماه سال 1402 08:49
ای بخت خواب رفته، کجایی، که در فراق آن میکشم ز دوست، که دشمن نمیکشد .. امیرشاهی_سبزواری
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 10 فروردینماه سال 1402 08:48
-
دعای روزهشتم
پنجشنبه 10 فروردینماه سال 1402 08:48
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ رَحْمَةَ الْأَیْتَامِ وَ إِطْعَامَ الطَّعَامِ وَ إِفْشَاءَ السَّلاَمِ وَ صُحْبَةَ الْکِرَامِ بِطَوْلِکَ یَا مَلْجَأَ الْآمِلِینَ اى خدادر این روز مرا ترحم به یتیمان و اطعام به گرسنگان و افشاء و انتشار سلام در مسلمانان و مصاحبت نیکان نصیب فرما به حق انعامت اى پناه آرزومندان عالم
-
پیوند
پنجشنبه 10 فروردینماه سال 1402 08:47
و دست های او نیروی نور بود نیروی نور با رمق دست های من بیدار شد حرارت شد خورشید شد سخاوت شد..!
-
با این که قهری
پنجشنبه 10 فروردینماه سال 1402 08:46
با این که قهری باز هم قانون دلـ این است وقتی صدایت میزنم لطفا بگو جانم سوسن_درفش
-
چشم هایم را می بندم
چهارشنبه 9 فروردینماه سال 1402 09:32
چشم هایم را می بندم به تو فکر می کنم پر از تو می شود جهانم. #معصومه_امیریان_نور
-
میدانی غمگین ترین نوع دوست داشتن این است
چهارشنبه 9 فروردینماه سال 1402 09:24
میدانی غمگین ترین نوع دوست داشتن این است که بگویی سلام خوبی؟ منهم خوبم؛ اما نگویی دوستت دارم نتوانی که بگویی نباید که بگویی... پریسا_زابلیپور