یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

دل حسرت کش ما را به شفایی برسان

دل حسرت کش ما را به شفایی برسان
گُل پژ مرده ام ای  دوست دوایی برسان

چه سکوتیست بدون نفس حضرت عشق
یارب ازدوست به این کلبه ندایی برسان

دست قلب غزلم بسته و بی قافیه است
به من شاعر دیوانه ،صدایی برسان

خوش طلب کردمت امروز،دلم خواسته بود
از تب خاطره ها ، بذل و عطایی برسان

همچو ویرانه بم ،کوه غمم باور کن
پس به لطف و کرمت نور وصفایی


فرهاد مرادی حقگو

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد