یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

بگذار که میان من و تو جنگ بماند

بگذار که میان من و تو جنگ بماند
این فاصله ها بین من تو فرسنگ بماند

گذشتم من از این فکر رسیدن به تو
بگذار که بین منو تو جنگ بماند

این دل در راه رسیدن به تو بی توجهی دید
خسته ام بگذار که این دل تنگ بماند


رفتم و از فکر رسیدن گذشتم
تو برو با او بگذار که دلت سنگ بماند

من نمی خواهم که تو دوباره بر گردی
حال می خواهم که بین منو تو جنگ بماند

وقتی رفتی و گذشتی من با تنهایی ساختم
بگذار که به یادم همان نیرنگ بماند


سجاد اوسیانی

قلبم ندا کرد ای صنم بر من ستم ها کرده ای

قلبم ندا کرد ای صنم بر من ستم ها کرده ای
گفتی تویی دنیای من ما را که تنها کرده ای

گفتم تویی عشقم ولی جانانه بودن بهتر است
ای عشق من غافل شدی خود را تو رسوا کرده ای

افسانه ام لیلای من رفتی چرا از یاد من
جانانه ام دل پس بده صاحب تو پیدا کرده ای

دردانه ام بودی ولی خونین جگر کردی مرا
طناز من غافل مشو هر دم تو دعوا کرده ای


دنیای من بودی ولی آن را تو ویران کرده ای
لطفا برو پیشم نیا بی حرمتی ها کرده ای

محمد خوش بین

تاسی انداخته ای در برِ من

تاسی انداخته ای در برِ من
شیش می آیدت هربار خوشا بر سر من
فرصتی ده تاس را او خسته است
همچو مشتم در دو دستت سال ها بازیچه است
تا تو بازی می کنی فرق یک و شش،پنج نیست
یا که گل یا پوچ ها گر گل نباشد،رنج نیست
نازنیم گر بگویم حق سخن،تو پوچ های زندگی را گل کنی
آشیانی را که با گِل ساختم تو لانه ی بلبل کنی...


کوثر جهانجوی

پنجره را باز می‌کنم ؛

پنجره را باز می‌کنم ؛

دیواری عمیق مانع از پر کشیدن آرزو هایم می‌شود ،

ولی همچنان به پرواز در اعماق آسمان ادامه خواهم داد.

زندگی بر روی ابر ها همانند چرت زدن در زنگ فیزیک است

پنجره را می‌بندم ؛

آسمان دیگر ابری نیست

آسمان سقفی ست

سقفِ آرزو هایِ ما ...


پارسا بدویی دلفارد

کاش گرد فراموشی می نشست

کاش گرد فراموشی می نشست
روی خاطراتمان
و ما تکرار مکرر نمی کردیم
رد می شدیم
عبور می کردیم
می گذشتیم
و پایان می دادیم
این رنج بیهوده یادآوری را


فرهاد جوان

آنکه اندر لحظه های زندگی

آنکه    اندر   لحظه  های   زندگی
خاطرش در خاطر و یاد من است
در  غمش  غمگین  و امّا  شادیش
قوت  قلب  و  دل  شاد  من است
ساره ی او  سرمه ی  چشمم، علی
شاخ شمشادی  ز احفاد  من است
فاطمه  سر  خیل اولاد  من است
شور شیرن عشق فرهاد من است.


شهاب سنگانی