-
بلوغ چشمهای آبی من درو کردن نفسهای تکه تکه ی توست
سهشنبه 12 فروردینماه سال 1399 10:20
بلوغ چشمهای آبی من درو کردن نفسهای تکه تکه ی توست وقتی زیر آوار احساساتم بی اختیار میلرزی . انار قرمز نیازهای من مدتیست ترک خورده . بوسه میخواهم بی مقدار . جنون اندامت را در نبودنت به برکه ی نیازهایم سپرده ام . آن شب که خدا برجستگیهای صورتی را بر بدنت میتراشید بهشت لبریز از بهار نارنج بود . خانه ی کاه پوش غریزه ام پر...
-
تفکیک جنسیتی
دوشنبه 11 فروردینماه سال 1399 11:15
در سرزمینی که در آن تفکیک جنسیتی از کودکی صورت گیرد ؛ دخترانش پسران را گرگ تصور میکنند و پسرانش دختران را طمعه ... پس عشق میمیرد و ارتباط نابود میگردد ، مردانش تنوع طلب میشنود و زنانش مرد ستیز !
-
سقف آزادى
دوشنبه 11 فروردینماه سال 1399 11:14
سقف آزادى رابطه مستقیم با قامت فکرى مردمان دارد. فئودور_داستایوفسکی
-
ای عشق همتی کن
دوشنبه 11 فروردینماه سال 1399 11:10
-
ما در تنهایی خود یا در حضور جمع ،
یکشنبه 10 فروردینماه سال 1399 10:19
ما در تنهایی خود یا در حضور جمع ، سیگاری روشن می کنیم تا به یک شادی خوشامد بگوییم ، یا بر یک اندوه سرپوش بگذاریم.
-
آزادی از درون مغز تو اغاز میشود ....
یکشنبه 10 فروردینماه سال 1399 10:17
آزادی از درون مغز تو اغاز میشود .... چه بسا کسانی که دست و پایشان ازاد است ولی اسیر افکار خویشن د...
-
این عقل نیست که زندگی را هدایت میکند؛
یکشنبه 10 فروردینماه سال 1399 10:17
این عقل نیست که زندگی را هدایت میکند؛ بلکه عادت است.
-
زادن و پروردن
شنبه 9 فروردینماه سال 1399 10:49
زادن و پروردن،داشتن بدون تصاحب،عمل بی چشم داشت،راه نشان دادن و در پی تسلط بر نیامدن ؛ این است فضیلت برتر. تائو ته چینگ
-
تعصب
شنبه 9 فروردینماه سال 1399 10:45
-
جوشِ بهار رخنه به دیوار میکند
شنبه 9 فروردینماه سال 1399 10:43
جوشِ بهار رخنه به دیوار میکند بیهوده باغبان درِ گلزار بسته است #صائب_تبریزی
-
در استکان من غزلی تازه دم بریز
جمعه 8 فروردینماه سال 1399 10:19
در استکان من غزلی تازه دم بریز مشتی زغال بر سر قلیان غم بریز هی پک بزن به سردی لبهای خسته ام از آتش دلت ســــــــــــــر خاکسترم بریز گیرایی نگاه تـــــــــو در حد الکل است در پیک چشمهای ترم عشوه کم بریز وقتی غرور مرد غزل توی دست توست با این سلاح نظم جهان را به هم بریز بانو! تبر به دست بگیر انقلاب کـــــــــــــــن...
-
ادعای بیتفاوتی سخت است.
جمعه 8 فروردینماه سال 1399 10:16
ادعای بیتفاوتی سخت است. آن هم نسبت به کـسی که، زیباترین حسِ دنیا را با او، تجـــربه کردی...!
-
برهنه قد کشیده در هجوم بادها درخت
جمعه 8 فروردینماه سال 1399 10:01
برهنه قد کشیده در هجوم بادها درخت ببین چه کرده تازیانه های باد با درخت شبیه شاعری که در بغل گرفته ماه را بلند می شود، بلند تا خودِ خدا درخت اگر چه برگ و بار او میان باد گم شده است نماز می برد چه سبز و خوش بهار را درخت سری در آسمان، تنی ستاره در ستاره زخم چگونه بایدش سرود، هان! شهید یا درخت!؟ اگر زمین و آسمان تمام یخ...
-
وقتی باد پردههای اتاق را به اهتزاز در میآورد
پنجشنبه 7 فروردینماه سال 1399 09:46
وقتی باد پردههای اتاق را به اهتزاز در میآورد و مراعشق زمستانیات را به یاد میآورم آن هنگام، به باران پناه میبرم تا به سرزمین دیگری ببارد به برف، تا شهرهای دیگری را سفیدپوش کند و به خدا، تا زمستان را از تقویمش پاک کند چون نمیدانم بی تو، چگونه زمستان را تاب آورم و مراعشق زمستانیات را به یاد میآورم آن هنگام، به...
-
حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام
پنجشنبه 7 فروردینماه سال 1399 09:45
حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن
-
نگران نباش ،موفقیت صبر میخواهد.
پنجشنبه 7 فروردینماه سال 1399 09:44
گاهی برای انداختن یک درخت باید صد ضربه تبر بزنید. از این صد ضربه، نود و نه ضربه اول کارش این است که شرایط را برای ضربه صدم آماده کند. اینکه درخت در طول نود و نه ضربه سر جایش است، دلیل بیهودگی آن ضربات نیست، دلیل دلسردی نیست، دلیل ناامیدی نیست. هر مبارزه ای به همین شکل است. اینکه اقداماتی که میکنیم به سرعت جواب نمیدهد...
-
آنقدر از حادثه پُرم ...
چهارشنبه 6 فروردینماه سال 1399 09:48
آنقدر از حادثه پُرم ... که وقتی به خانه می رسم ؛ تلویزیون .. لم می دهد روی کاناپه ... تا مرا تماشا کند !!... خستگی ام می پَرد روی رخت آویز ... عینکم با روزنامه ی عصر پاک می شود ... و چشم هایم می روند بخوابند !!... اما دست هایم هنوز ... در دست های تو ؛ در قدم زدنی پاییزی در خیابانی جا مانده اند !!... : ) ❤ #وحید_پورزارع
-
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
چهارشنبه 6 فروردینماه سال 1399 09:47
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت اندوه چیست !... عشق کدامست !... غم کجاست !.. بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان ؛ عمریست در هوای تو از آشیان جداست ... ❤ #فریدون_مشیری
-
من اگر پیر شوم برای جوان ها این آرزو را خواهم کرد :
چهارشنبه 6 فروردینماه سال 1399 09:46
- من اگر پیر شوم برای جوان ها این آرزو را خواهم کرد : خدا کند درست جایی که فکرش را هم نمی کنید ، دوستت دارمی بشنوید که دنیا را برایتان گلستان کند . از آن دوستت دارم های شناسنامه دار ، پدر و مادر دار ، ریشه دار.
-
نامه بنویسم و خود از پی قاصد بروم
سهشنبه 5 فروردینماه سال 1399 09:58
نامه بنویسم و خود از پی قاصد بروم آن قدر صبـــر ندارم که خبـر گردد باز...
-
ما با شمعِ واژه هامان
سهشنبه 5 فروردینماه سال 1399 09:57
ما با شمعِ واژه هامان یک نسل را به نسلِ دگر پیوستیم بیآنکه قصهای بسراییم بهر خواب؛ آیندگان بدانید اینجا مقصود از کلام، تدبیرِ حملِ مشعلهای بود، در ظلام...
-
افکار مخرب مانند ویروسی است که
سهشنبه 5 فروردینماه سال 1399 09:55
افکار مخرب مانند ویروسی است که همه حافظه و یا بخشی از توانایی های فرد را مختل می کند !
-
بلاتکلیفی
دوشنبه 4 فروردینماه سال 1399 10:52
-
خدایا!
دوشنبه 4 فروردینماه سال 1399 10:49
خدایا! از تو بخاطر چشم هایم که می بینند، گوش هایم که می شنوند.. دست ها و پاهایم که حرکت می کنند.. و عزیزانی که کنارم هستند سپاسگزارم..
-
گفتم غمِ تو دارم!
دوشنبه 4 فروردینماه سال 1399 10:48
گفتم غمِ تو دارم! به قیافه ی مغرور و چشم های حق به جانبش می آمد که باید منتظر باشم، پوزخند بزند و بگوید غمت سر آید. چند ثانیه ی بدون جواب که گذشت آهسته گفت: من هم!!!
-
فرقی دارد کجا باشم؟
یکشنبه 3 فروردینماه سال 1399 10:43
فرقی دارد کجا باشم؟ خندان در آینه یا منتظرت کنار پنجره... هر جا که باشی در آغوش منی خودت هم این را می دانی ... #عباس_معروفی
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 فروردینماه سال 1399 10:40
همـیشه این تـویی که مـیروی همیشه این منم که میمانم… خدای محوّل الْحوْل و الْأحوَال، نگهدار خانه دل قشنگ تو باشد.
-
وقتی کسی سعی می کند چیزی را فراموش کند
یکشنبه 3 فروردینماه سال 1399 10:37
وقتی کسی سعی می کند چیزی را فراموش کند، یعنی فراموش کردن برایش آسان نیست. یعنی به آنچه میخواهد فراموش کند علاقه دارد! #بهرام_بیضایی
-
ترکیب بیسوادی و جاهطلبی و فقر میتواند فاجعه به پا کند،
شنبه 2 فروردینماه سال 1399 09:48
در مقطع فوقلیسانس استادی داشتیم که بسیار باسواد و البته بداخلاق بود. یکی از دانشجویان که بسیار دیرفهم و در عینحال جوانی جاهطلب بود برای رسیدن به مقطع پایان نامه نیاز به یک نمره ارفاق از درس آن استاد داشت و استاد سالخوردۀ ما هم به هیچ وجه زیر بار آن نمیرفت... من علیرغم میل باطنی به سراغ استاد رفتم و گفتم: ایشان...
-
هوایت می زند بر سر،
شنبه 2 فروردینماه سال 1399 09:47
هوایت می زند بر سر، دلم دیوانه می گردد! چه عطری در هوایت هست؟! نمیدانم... نمیدانم...