-
وقتی زنی را غمگین میبینید
شنبه 4 مردادماه سال 1399 11:19
وقتی زنی را غمگین میبینید انقدر از او نپرسید چرا غمگینی شاید او روزی خود را به خاطر کسی عوض کرده است شاید آنقدر از خودش دور شده است که حالا حالا ها باید برود تا به خودش برسد شاید اصلا با عشق گلاویز شده است و تمام تنش زخمهای عمیقی خورده است میخندد ولی چشمانش غمی خانمان سوز دارد میخندد که انقدر سوال پیچ نشود بگذارید...
-
دل از ماه برده ای و
شنبه 4 مردادماه سال 1399 11:16
دل از ماه برده ای و از برکه و از پلنگ این طور که شب ها به ناز می آیی. رضا کاظمی
-
چشمان تو
شنبه 4 مردادماه سال 1399 11:14
چشمان تو شعرخیز است می توان واژه واژه کاشت غزل غزل درو کرد. محمدابراهیم گرجی
-
مرا بگیر و ببر تا سکوت و تنهایی ...
شنبه 4 مردادماه سال 1399 11:13
مرا بگیر و ببر تا سکوت و تنهایی ... مرا بگیر و ببر هرکجا که آنجایی دلم هوای سفر کرده است، کاری کن مرا بگیر و ببر تا شبی تماشایی... تو باشی و من و جاده، تو باشی و من و عشق منی که ماهیِ قرمز، تویی که دریایی ... بیا به رسم پریدن، تو آسمانم شو بیا که اوج بگیرم به شور و شیدایی تو انتهای وفایی، کسی شبیه تو نیست دلم گرفته...
-
از هر راهی بروم
شنبه 4 مردادماه سال 1399 11:10
از هر راهی بروم تو روبه رویم ایستاده ای و چقدر غم انگیز است همیشه زخم پیش از من دهان باز می کند ! بگذار با طعم خون بگویم "دوستت دارم" که در روزگار ما پیوند قلب ها کار دشواری ست بگذار پشت به خودم بایستم مثل آینه ای که هرگز خودش را ندید و تو قول بده دستی که به شانه ام می زند برای شکستنم نیامده باشد ! بگذار...
-
آخرش روزی بهار خندههامان میرسد
شنبه 4 مردادماه سال 1399 11:05
آخرش روزی بهار خندههامان میرسد پس بیا با عشق، فصل بغضمان را رد کنیم #قیصر_امین_پور
-
تا حالا شده تو ماشین باشید ...
شنبه 4 مردادماه سال 1399 11:02
تا حالا شده تو ماشین باشید ... یه دفعه چشتون به ویترین یه مغازه بخوره که خوشتون بیاد ... به زور جای پارک پیدا می کنی ... میری سمتش ... اما انگار فقط از دور قشنگ به نظر میرسیده. برمی گردی سمت ماشین ... میبینی جریمه هم شدی ... خیلی از آدما مثل اون مغازه ها میمونن ... #علی_قاضی_نظام
-
ﻣﹷﻦ ﺑﻪ ﺗﻮ "ﺑﯿﻤﺎﺭﻡ"
شنبه 4 مردادماه سال 1399 10:54
ﻣﹷﻦ ﺑﻪ ﺗﻮ "ﺑﯿﻤﺎﺭﻡ" ﺗﺮﺳﻢ ﺍﺯ " ﻭﺍﮔﯿﺮ"ِ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩِ ﺑﯽﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ ... ﻣﻬﺮﺍﻥ_ﺭﻣﻀﺎﻧﯿﺎﻥ
-
باید یک مکانی باشد
جمعه 3 مردادماه سال 1399 12:54
باید یک مکانی باشد هر مکانی... حتی یک مکان خیالی تا بتوانیم به آنجا برویم و از نو زاده شده، برگردیم.... کارلوس فوئنتس پوست انداختن
-
جهت و مسیر خیلى مهمتر از سرعته.
جمعه 3 مردادماه سال 1399 12:53
جهت و مسیر خیلى مهمتر از سرعته. خیلیا با سرعت دارن به ناکجا میرن.
-
پس جهنم اینه!
جمعه 3 مردادماه سال 1399 12:46
پس جهنم اینه! هرگز به این شکل دربارهاش فکر نمیکردم یادتون هست: گوگرد، آتیش، سیخ... آه! عجب حرفهای مضحکی سالها در مغزمان فرو کردند! احتیاجی به سیخ نیست! حالا فهمیدم: جهنم همان زندگی اجباری با احمقهای اطرافه. ️ژان پل سارتر
-
فرد هرچه بیشتر عاشق باشد،
جمعه 3 مردادماه سال 1399 12:41
فرد هرچه بیشتر عاشق باشد، رفتاری محبتآمیزتر نسبت به فرزندان و همه در پیش میگیرد. اعتمادِ نخستینی که لازمهی عشق به دیگران و باور داشتن عشق دیگران نسبت به خود و یا عشق به زندگیست، در کودکانی که از عشق مادر محرومند، شکل نمیگیرد. آنها در بزرگسالی با دیگران احساس غریبی میکنند و به درون خود میگریزند و زندگیشان به...
-
صدای خنده های تو
جمعه 3 مردادماه سال 1399 12:12
صدای خنده های تو افتادن تکه های یخ است در لیوان بهار نارنج! بخند ... می خواهم گلویی تازه کنم ... "محسن حسینخانی"
-
کسی که نشسته است
جمعه 3 مردادماه سال 1399 12:03
کسی که نشسته است همیشه خسته نیست شاید جایی برای رفتن نداشته باشد کسی که نشسته است شاید خسته باشد شاید همه جا را گشته باشد و خسته باشد کسی که نشسته است حتماً گم کرده ای دارد. علیرضا روشن
-
کیستی که
جمعه 3 مردادماه سال 1399 12:02
کیستی که من اینگونه به اعتماد نام خود را با تو میگویم نان شادیام را با تو قسمت میکنم به کنارت مینشینم و بر زانوی تو اینچنین به خواب میروم کیستی که من اینگونه به جد در دیار رویاهای خویش با تو درنگ میکنم! احمد شاملو
-
گر تو همراهم نباشی وایِ من...
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1399 11:48
گر تو همراهم نباشی وایِ من...
-
کارِ قانون، اثبات صحتِ عقاید نیست؛
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1399 11:47
کارِ قانون، اثبات صحتِ عقاید نیست؛ کارِ قانون، حفظ سلامت و امنیت کشور و جان و مال تکتک افراد است.
-
دیگر بهانه نمی گیرم
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1399 11:37
دیگر بهانه نمی گیرم فقط دلم می گیرد وقتی در گیر واگیر ِ این دنیا دلت گیر ِ دیگری شده است… "مصطفی زاهدی"
-
ولی چه دنیایی است!
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1399 11:35
ولی چه دنیایی است! هیچ چیز نمیتواند دو نفر آدم را به این کاملی با هم یکی کند، به خصوص که مانند من و تو دار و ندارشان فقط کلمات باشد.
-
پاییز که از راه می رسد
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1399 11:27
پاییز که از راه می رسد همه چیز فرق می کند! باید بدانی که جایت خالیست باید بدانی که باید باشی کنار میزهای دو نفره ی کافه، کنار موسیقی سیب های قرمز، کنار رقص برگهای عاشق... پاییز باید فصل رسیدن باشد باید بغض ها به پایان برسند دست ها و آغوشت به من برسند... اصلا پاییز بهانه است! باید زودتر از رسیدن برسی! جای فصلی به نام...
-
گفتند: چونی؟
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1399 11:17
گفتند: چونی؟ گفت: چگونه باشد کسی که بامداد برخیزد و نداند که شبانگاه خواهد خفت یا نه؟
-
به عدالتِ جهان مشکوکم
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1399 11:09
به عدالتِ جهان مشکوکم دستانت دور اما نفست جانِ من است... "پریناز ارشد"
-
به باز آمدنت چنان دلخوشم
پنجشنبه 2 مردادماه سال 1399 11:06
به باز آمدنت چنان دلخوشم که طفلی به صبح عید پرستویی به ظهر بهار و من به دیدن تو. چنان در آینهات مشغولم که جهان از کنارم میگذرد بی آن که سر برگردانم. به قمریان عاشق حسد میورزم که دانه بر میچینند و به ستاره و باران که بر نیمرخ مهتابیات بوسه میزنند و به گلی که با اشارهی تو میشکفد. بیا با اندامی از آتش بیا و...
-
کاش گل انار بودم
چهارشنبه 1 مردادماه سال 1399 12:08
کاش گل انار بودم رها بر شاخه های تابستان و تو در هیئت سنجاقکی عاشق می نشستی روی شیپوری های گونه ام، و بوسه بوسه مداوا می کردی انزوای مرا محمد طاهری
-
من تو
چهارشنبه 1 مردادماه سال 1399 12:06
من تو امان از فاصله، خط فاصله نقطه سرخط سطر اول سطردوم صفحه اول صفحه بعد صفحه اخر هم نشدیم نام تورا روی جلد و نام مرا پشت جلد این دفتر ۱۰۰۰برگ نوشته اند انگار گفته ای تواز این سمت جلد، سطر سطر صفحه به صفحه بیایی من هم از ان سوی جلد فرزانه فریادی
-
دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد
چهارشنبه 1 مردادماه سال 1399 12:05
دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد رخ فرسوده زردم غم صفرای تو دارد سر من مست جمالت دل من دام خیالت گهر دیده نثار کف دریای تو دارد مولانا
-
وقتی کسی تقدیر را باور داشته باشد،
چهارشنبه 1 مردادماه سال 1399 12:02
وقتی کسی تقدیر را باور داشته باشد، طبیعی است که می نشیند و می گوید: “هرچه خدا بخواهد همان است.”
-
من تو را
چهارشنبه 1 مردادماه سال 1399 11:59
من تو را چنان درد گوشهى سینهام دوست داشتم. یک شعر آیا مىتوانست تو را این چنین دوست داشته باشد؟
-
“بریدن سر ازهمه کار آسانتر است
چهارشنبه 1 مردادماه سال 1399 11:58
اگر شما گیوتین را به جلو صحنه آوردهاید و آن را با این شادمانی و افتخار افراشته و به آسمان رساندهاید فقط برای این است که “بریدن سر ازهمه کار آسانتر است و پروراندن اندیشه در سر از همه کار دشوارتر”… داستایوفسکی
-
گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است
چهارشنبه 1 مردادماه سال 1399 11:57
گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است اما چه سود، حاصل گلهای پرپر است! شرم از نگاه بلبل بیدل نمیکنید کز هجر گل نوای فغانش به حنجر است؟! بیداد خراسانی