-
یک شب که هزار شب نمیشود
چهارشنبه 8 مردادماه سال 1399 11:13
یک شب که هزار شب نمیشود گره بزن سیاهی موهایت را به سیاهی شب ماهم شو رسول عظیمی
-
رها همچو پرنده ای در باد
چهارشنبه 8 مردادماه سال 1399 11:09
رها همچو پرنده ای در باد می چرخم در هوایت شاید باز هم به تیر نگاهت دچار شوم شاید فرهادخیاط پور باغبان
-
این "اویِ" لعنتی
چهارشنبه 8 مردادماه سال 1399 11:08
" مَن " " تـو " " او " این "اویِ" لعنتی فقط آمده بود تا تنها داشته ام را تصاحُب کند...! تو هم که بدَت نیامد رفتی...
-
دست و پا گم کرده ی شوق تماشای توام
چهارشنبه 8 مردادماه سال 1399 11:06
دست و پا گم کرده ی شوق تماشای توام
-
" تو "را یافتم اما زار گریستم
چهارشنبه 8 مردادماه سال 1399 11:03
" تو "را یافتم اما زار گریستم نه عشق به التیام آمد نه دستی به تسلایم تنها فاصله فرسنگها دیوار بود.. نیلوفرثانی
-
دست ات را به من بده
چهارشنبه 8 مردادماه سال 1399 11:02
دست ات را به من بده دست های تو با من آشناست ای دیر یافته با تو سخن می گویم به سان ابر که با توفان به سان علف که با صحرا به سان باران که با دریا به سان پرنده که با بهار به سان درخت که با جنگل سخن می گوید زیرا که من ریشه های تورا دریافته ام زیرا که صدای من با صدای تو آشناست شاملو
-
بازت داشتم از رفتن
چهارشنبه 8 مردادماه سال 1399 10:47
بازت داشتم از رفتن با سِحر آوازهای نخوانده و نرمای ابرهای نباریده اما... رفتی. از میان شکسته های آینه و تکه های آفتاب بر پلی از رنگین کمان گذشتی، رفتی. رفتی تا ماه تا گل سرخ تا سحر آواز پرنده ای که از دور تو را می خواند و من ماندم در هراس آوازهایی که دیگر نمی بارند و ابرهایی که دیگر نمی خوانند! "رضا کاظمی"
-
لعنت خدا برشیطان
سهشنبه 7 مردادماه سال 1399 11:54
-
تجربه ام را باور کن ؛
سهشنبه 7 مردادماه سال 1399 11:53
تجربه ام را باور کن ؛ عشق باید خودش بیاید ، ناگهان و بیصدا ؛ آمدنش دست ما نیست ، هیچکس آدرس عشق را ندارد ...
-
نیچه
سهشنبه 7 مردادماه سال 1399 11:49
-
زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه ی برگ...
سهشنبه 7 مردادماه سال 1399 11:41
زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه ی برگ...
-
دست و دل ما هرچه تهیتر خوشتر
سهشنبه 7 مردادماه سال 1399 11:31
دست و دل ما هرچه تهیتر خوشتر و آزادی دل ز هرچه خوشتر خوشتر...
-
بالشی
سهشنبه 7 مردادماه سال 1399 11:29
بالشی که در آن بی خوابی هایت را برایم جا گذاشتی از تو به من نزدیک تر است! "روایاآرتیمووا"
-
ﻃﻮﻓﺎﻥ ﺷﮑﺴﺘﻪﺍﯾﻢ
سهشنبه 7 مردادماه سال 1399 11:26
ﻃﻮﻓﺎﻥ ﺷﮑﺴﺘﻪﺍﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﻟﻬﺮﻩﺍﯾﻢ ﺗﻦ ﺷﮑﺴﺘﻪﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺳﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﯾﺎ ﺗﺒﺮ...؟ امیر علی_ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ
-
بیم از حصار نیست
سهشنبه 7 مردادماه سال 1399 11:20
بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را با دست هاى روشن تو مى توان گشود... محمدرضا عبدالملکیان
-
زندگی
دوشنبه 6 مردادماه سال 1399 12:14
-
در لحظه ای که به او فکر می کنم
دوشنبه 6 مردادماه سال 1399 12:13
در لحظه ای که به او فکر می کنم او را بیشتر دوست دارم. او از آدم هایی بود که فکر کردن به آنها دیدن آن هاست. از کتابِ هلاک عقل به وقت اندیشیدن ((یداله رویایى))
-
عشق ، تعبیرِ قشنگی است برایم از تو
دوشنبه 6 مردادماه سال 1399 12:11
عشق ، تعبیرِ قشنگی است برایم از تو ورنه کمتر سخنی بود که معنای تو داشت افشین _یداللهی
-
میگویی قسمت نبود!
دوشنبه 6 مردادماه سال 1399 11:57
میگویی قسمت نبود! میخواهم بدانم که اگر تو مثل یک مرد پای عشقمان میماندی، پای حرف هایت میماندی، باز هم قسمت جرات میکرد دخالت کند ؟! قسمت توجیه بی عرضه هاست #سیما_امیرخانی
-
عاشق کسانی باشید ...
دوشنبه 6 مردادماه سال 1399 11:56
عاشق کسانی باشید ... که شما را دیدند ! وقتی برای هر کس دیگری ناپیدا بودید ! : گابریل گارسیا مارکز
-
روزی به خواب تو میآیم
دوشنبه 6 مردادماه سال 1399 11:24
روزی به خواب تو میآیم میبینی که من تواَم و تیمارستانی با صد هزار عاشق هستم ابرو حوالهی دریا کن و مثل باد گذر کن از شهر پنجرههای ویران من در تمام پنجرهها انتظار تو را میکشم ((رضا براهنی))
-
سخت ترین کار عشق
دوشنبه 6 مردادماه سال 1399 11:19
سخت ترین کار عشق فراموش کردن ست فراموش کردن تو که نبودنت همه جا هست پرویزصادقی
-
جسور باش و رویا بساز
دوشنبه 6 مردادماه سال 1399 11:12
جسور باش و رویا بساز از آنچه نیستی جسور باش و رویا بساز از آنچه نداری جسور باش و رویا بساز آنگونه که واقعیت توست جسور باش و رویا بساز و بیدار که گشتی پاک نکن آن نمای رویایی و حقیقی ات را مارگوت بیگل
-
باز کن موها را
یکشنبه 5 مردادماه سال 1399 11:14
باز کن موها را بریز عطر ماه را باز کن موها را بریز بر شانههای شعر معنا را از جهان بگیر بوسه بوسه بدم در دهان من دهانم از کلمه خستهست بوسه بده بیگانه کن مرا با کلمه بوسه بده بگیر زمان را از زندگی بگیر بوسهبده بخند نظم این مردگی را به هم بریز بوسهبده بخند ترس و دلهره در جان غم بریز باران باش ببار آینه کن جاده را که...
-
دستان چتری تو
یکشنبه 5 مردادماه سال 1399 11:11
دستان چتری تو چون حایلی به روی مطلع سبز قصیدهی باران گسترده میشود ای روح مضطرب از شستشوی شبانه! این حایل هراس را به دور افکن بگذار تا حلول سبز قصیده تن تو را در نور و در سرور جوهر شعری تا اوج و تا عروج بشوید. هوشنگ صهبا
-
دستان چتری تو
یکشنبه 5 مردادماه سال 1399 11:11
دستان چتری تو چون حایلی به روی مطلع سبز قصیدهی باران گسترده میشود ای روح مضطرب از شستشوی شبانه! این حایل هراس را به دور افکن بگذار تا حلول سبز قصیده تن تو را در نور و در سرور جوهر شعری تا اوج و تا عروج بشوید. هوشنگ صهبا
-
لیکن شب آشفته بود
یکشنبه 5 مردادماه سال 1399 11:08
لیکن شب آشفته بود و دریا پرپر میزد و مستی دیرسیرابی در آشوبِ سردِ امواجِ دیوانه به جُستجویِ لذتی گریخته عربده میکشید احمد شاملو
-
در پس پرچین شب
یکشنبه 5 مردادماه سال 1399 11:06
در پس پرچین شب به ماه آسمان خیره باش ستاره ها گُم اَت نکنند! مرتضی سنجری
-
من رد پای توام
یکشنبه 5 مردادماه سال 1399 11:05
جنگل رد پای باران است ویرانه رد پای توفان من رد پای توام همیشه پشت در خانهات تمام میشوم… علیرضا راهب یادش گرامی
-
چشم هایم را می بندم
یکشنبه 5 مردادماه سال 1399 11:02
چشم هایم را می بندم تو را می بینم چشم هایم را باز می کنم تو را می بینم بعد از تو دنیا چیزی ندارد که ارزش دیدن داشته باشد پرویزصادقی