-
بعضی وقت ها باید تنها راه بری
یکشنبه 12 مردادماه سال 1399 11:30
بعضی وقت ها باید تنها راه بری این میتونه خیلی سخت باشه ولی در همین زمانِ که شخصیتت ساخته میشه و قوی تر میشی ...
-
هیچ تهیدستی گرسنه نماند.
یکشنبه 12 مردادماه سال 1399 11:26
هیچ تهیدستی گرسنه نماند. مگر به سبب این که ثروتمندی از حق او بهره مند شده است. +امام علی(ع)
-
برای چه توقع دارید که
یکشنبه 12 مردادماه سال 1399 11:23
برای چه توقع دارید که خیالات، تصورات، احساسات، اقدامات و به طور خلاصه زندگی ما آزاد باشد و حال آنکه به چشم خود می بینیم کهکشانهای بزرگ که منظومه خورشیدی ما در برابر آنها هیچ است، در حرکات خود آزاد نیستند و مجبور شده اند که خط سیر ویژه ای را پیموده و از قوانین خاصی پیروی کنند. “موریس مترلینگ”
-
دوست داشتن احتمالا بهترین شکل مالکیت است
یکشنبه 12 مردادماه سال 1399 11:21
دوست داشتن احتمالا بهترین شکل مالکیت است اما مالکیت بدترین شکل دوست داشتن ... ژوزه ساراماگو
-
مردان همه عمر زنده به گوری
یکشنبه 12 مردادماه سال 1399 11:20
مردان همه عمر زنده به گوری که نانشان را از دهان دیو بیرون میکشند. و خوب میدانند کارگران مردهی معدن نیازی به خاکسپاری دوباره ندارند...
-
تنهایی چه دلچسب تر میشه ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﺁﺩﻣﺎ
یکشنبه 12 مردادماه سال 1399 11:18
تنهایی چه دلچسب تر میشه ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﺁﺩﻣﺎ ﺍﻭﻧﺠﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻥ ﻧﯿﺴﺘﻦ ... ارنستو ساباتو
-
زندگی شادغیرممکن است...
یکشنبه 12 مردادماه سال 1399 11:13
زندگی شادغیرممکن است... بهترین زندگی که بشر می تواند به دست اورد.. زندگی شجاعانه است... چه اشتباه فاحشی ست که همگان می پندارند از میان دو رقیب، آن که به هر ترتیب به وصال رسیده، همیشه خوشبخت تر از آن دیگری ست... فریده گلبو
-
آزادی درنعل اسب ها جان می دهد ،
شنبه 11 مردادماه سال 1399 11:37
آزادی درنعل اسب ها جان می دهد ، الاغها اما لحظه ای فراغت از پالان را آزادی می پندارند... برتولت برشت
-
در انتهای هر سفر در آینه
شنبه 11 مردادماه سال 1399 11:36
در انتهای هر سفر در آینه دار و ندار خویش را مرور می کنم : این خاک تیره، این زمین پاپوش پای خسته ام! این سقف کوتاه، آسمان سرپوش چشم بسته ام! اما... خدای دل! در آخرین سفر در آینه به جز دو بیکرانه ی کران، به جز زمین و آسمان، چیزی نمانده است! گم گشته ام... کجا؟ ندیده ای مرا ؟ حسین پناهی به وقت گرینویچ
-
دل به زبان نمیرسد
شنبه 11 مردادماه سال 1399 11:33
دل به زبان نمیرسد لب به فغان نمیرسد کس به نشان نمیرسد تیر خطاست زندگی...
-
من به درون خویش سقوط میکنم
شنبه 11 مردادماه سال 1399 11:32
من به درون خویش سقوط میکنم بی آنکه به ته برسم...! +اکتاویو پا
-
طلوع صبح
شنبه 11 مردادماه سال 1399 11:31
-
لبخندت
شنبه 11 مردادماه سال 1399 11:30
لبخندت ادراک نشاطی است که از گشودن گنجینهای دست میدهد نازنین! مرا خرافه مپندار که کولیان وارثان علم قدیماند. "سعید قربانیان"
-
دنیا هر روز در کیف جیبی کوچکم جا میشود
شنبه 11 مردادماه سال 1399 11:29
دنیا هر روز در کیف جیبی کوچکم جا میشود چند اسکناس کهنه، یک بلیط سوختهی مترو - که شاید اینبار کار کند و مرا به قرارمان برساند – یک نخ سیگار له شده، و این جای خالی عکس تو که هر روز زیباتر می شوی... "کامران رسول زاده"
-
بغلت می کنم
شنبه 11 مردادماه سال 1399 11:28
بغلت می کنم سینه ات، بازوانت، شانه هات... این همه زیبایی که در تو جمع شده در آغوشم پخش می شود "آزاده زارعیان"
-
کمی از دردها را با بُتم گفتم ، مرا پس زد
جمعه 10 مردادماه سال 1399 12:30
کمی از دردها را با بُتم گفتم ، مرا پس زد دریغا که خدایم هم ، نمیفهمد زبانم را ...
-
ما حتی به دنبال خوشی هم نیستیم
جمعه 10 مردادماه سال 1399 12:29
ما حتی به دنبال خوشی هم نیستیم تنها می خواهیم قدری کمتر رنج ببریم ..
-
نمیتوانی به کسی بگویی
جمعه 10 مردادماه سال 1399 12:16
نمیتوانی به کسی بگویی از دوست داشتن یک نفر خودداری کند. دوست داشتن با چیزهای دیگر خیلی فرق میکند...
-
تو وقتی میبینی که من افسرده ام
جمعه 10 مردادماه سال 1399 12:10
تو وقتی میبینی که من افسرده ام نباید بگذری، سکوت کنی، یا فقط همدردی کنی؛ بنا کننده ی شادیهای من باش! مگر چقدر وقت داریم؟ یک قطره ایم که میچکیم در تنِ کویر و تمام می شویم ...
-
پروردگارا...!!!!
جمعه 10 مردادماه سال 1399 12:03
پروردگارا...!!!! یاریمان کن تا موهبت شکوهمند زیستن را که به ما عطا کرده ای با اراده ی بی ثبات و نگرش پوچ به گذشته های بر باد رفته ، هدر ندهیم..... یاریمان کن هر ثانیه از طلای زندگانی را به راستی زندگی کنیم... الهی آمین ...
-
انسانها معمولاً
جمعه 10 مردادماه سال 1399 12:03
انسانها معمولاً قدر لحظههای خوبشان را نمیدانند، تا زمانی که آن لحظهها تبدیل به خاطره شوند...! #گابریل گارسیا مارکز
-
آن روزها غربت نبود
جمعه 10 مردادماه سال 1399 12:01
آن روزها غربت نبود و غم میان دو انگشت جای میگرفت...
-
هر جـا هستی
پنجشنبه 9 مردادماه سال 1399 12:26
هر جـا هستی تو هـر شرایطی و بـا هر مشکـلی فقط برای چند ثانیه به مشکلاتت فکر نکن و به زندگیت لـبخند بزن خدا رو بابت همه چیزایی که بهت داده شکر کن و شاد بـاش... نعمت های خداوندی را تک تک بشمار و از خالقت قدردان و سپاسگزار باش.
-
تنهایی که در درون مان داشتیم
پنجشنبه 9 مردادماه سال 1399 11:57
تنهایی که در درون مان داشتیم آن قدر بزرگ شده است که نمی دانیم دوست داشتن را انتظار می کشیم یا انتظار کشیدن را دوست می داریم...
-
عشق
پنجشنبه 9 مردادماه سال 1399 11:53
عشق یک مرد را با حرفهایش نه، با رفتارش باید فهمید، عشق یک زن را هم می توان... چه می گویم من.... زن که عاشق نمی شود ، دیوانه می شود علی_قاضی_نظام
-
«باید چهجوری زندگی کرد؟»
پنجشنبه 9 مردادماه سال 1399 11:50
به سن مشخصی که میرسید تقریباً تمام سؤالهایی که ذهنتان را به خود مشغول میکند حول یک موضوع میگردد: «باید چهجوری زندگی کرد؟»
-
چنان از خاطر بردهای مرا
پنجشنبه 9 مردادماه سال 1399 11:48
چنان از خاطر بردهای مرا که انگار هیچگاه در روزگارت نبوده ام. .
-
همه ازمن می پرسند چیست درتنگ دلت؟
پنجشنبه 9 مردادماه سال 1399 11:42
همه ازمن می پرسند چیست درتنگ دلت؟ من هم می پرسم چیست درتنگ غروب؟ چیست درزردی پاییزوخزان؟ چیست درنفَس باد؟ دریک شب سرد که فغان می کند ازلای درچوبی کلبه ی تنهایی من چیست دراشک روان؟ زیرتاریکیِ بی حدّزمان بیدادولی بیدادوفغان کَس ندانست رازِدلِ مرغ شب که چرامی نالد؟ کَس نزددرشب تاریکِ اشک آلود بردرِکلبه ی تنهاییِ من...
-
. چشمان تو گلدان ها را با مهربانیشان غافلگیر میکنند
پنجشنبه 9 مردادماه سال 1399 11:31
. چشمان تو گلدان ها را با مهربانیشان غافلگیر میکنند . . و جواب یک تُنگ خالی را با دریایی از ستاره میدهند . . پُر از آواز اُرکیدههایی که لبخند ماهی ها را جشن میگیرند . . و در پی حس قشنگ خنده ، حجم زمان را گُلکاری میکنند . .. خسرو فیضی ..
-
از صدایت مىبوسم تو را
پنجشنبه 9 مردادماه سال 1399 11:27
از صدایت مىبوسم تو را صدایت که این همه گنجشک در دلم رها مىکرد...