-
عقل را چون فدای عشق کردی،
شنبه 28 تیرماه سال 1399 12:28
عقل را چون فدای عشق کردی، بندگی کردی تن را چون فدای عشق کردی، زندگی کردی فدای نام معشوقی که با لبخند عشق را آفرید و عاشقی کردی... احمد نیازی
-
از خانه بیرون زدم
شنبه 28 تیرماه سال 1399 12:28
از خانه بیرون زدم تنها که در خود نمی گنجیدم چنانکه جمعیت در خیابان و خیابان در شهر...
-
میان من و تو فاصله یک نگاه بود
شنبه 28 تیرماه سال 1399 12:26
میان من و تو فاصله یک نگاه بود زمانه عمر مرا برد بی آنکه بدانی نقش توست در جانم بی آنکه بخواهی اکبر نصرتی
-
انتظار
شنبه 28 تیرماه سال 1399 12:14
-
شبی در گردبادی تند،
شنبه 28 تیرماه سال 1399 12:11
شبی در گردبادی تند، روی قلهی خیزاب رها شد او ز آغوشم جدا ماندم ز دامانش گسست و ریخت مروارید بیپیوندمان بر آب. از آن پس در پی همزاد ناپیدا بر این دریای بیخورشید که روزی شب چراغش بود و میتابید به هر ره میروم نالان به هر سو میدوم تنها...
-
زنانی چون من
شنبه 28 تیرماه سال 1399 12:08
زنانی چون من نمی توانند صحبت کنند واژه ها چونان استخوانی در گلویشان گیر می کنند به گونه ای که ترجیح می دهند ببلعدشان تا بیرون بیاورند زنانی چون من تنها گریه کردن را بلدند با اشک هایی غیرقابل کنترل که ناگهان چون رگی بریده بیرون می جهند و به چشم می آیند زنانی چون من سیلی ها را تاب می آورند بی آنکه جرات کنند عکس العملی...
-
زخمی که از آن خون نرود دل نگشاید
شنبه 28 تیرماه سال 1399 12:06
زخمی که از آن خون نرود دل نگشاید چون آب روان نیست چه حاصل ز لب جو مخلص کاشانی
-
چه اشتباه فاحشی ست که
شنبه 28 تیرماه سال 1399 12:05
چه اشتباه فاحشی ست که همگان می پندارند از میان دو رقیب، آن که به هر ترتیب به وصال رسیده، همیشه خوشبخت تر از آن دیگری ست… فریده گلبو
-
هیچوقت نمیتوانی چیزی را که قرار است
شنبه 28 تیرماه سال 1399 12:05
هیچوقت نمیتوانی چیزی را که قرار است از دست بدهی،نگه داری. فهمیدی؟ تو فقط قادر هستی چیزی را که داری، قبل از آنکه از دستت برود، عاشقانه دوست داشته باشی!.. به خاطر وین دیکسی کیت دی کامیلو
-
زندگی براستی عجیب است:
شنبه 28 تیرماه سال 1399 12:01
زندگی براستی عجیب است: زخم ها با سرعت جنون آسایی التیام می یابند و اگر جای زخم ها باقی نمی ماند متوجه نمی شدیم که از محل آنها روزی خون جاری شده است ... اوریانا فالاچی
-
ثواب میکنم تویی
جمعه 27 تیرماه سال 1399 10:59
ثواب میکنم تویی گناه میکنم تویی نگاه کن به هرکسی نگاه میکنم تویی... روزبه_بمانی
-
نگاه کن!
جمعه 27 تیرماه سال 1399 10:58
نگاه کن! درون خلوت هذیانی شبانهی تو دو پای نیمه کج از آفتاب میآید دو پای نیمه کج از آفتاب میآید خدای من، همهجا روشن است. و شب، شبانهترین شب، چو صبح صادق و صالح شکفته بر آفاق دو پای نیمه کج از آفتاب میآید...
-
تنها به کوچه میروم
جمعه 27 تیرماه سال 1399 10:56
تنها به کوچه میروم از عابران ساعت وقوع خوشبختی را میپرسم عابران؛ اخمو، کجخیال و عبوس جواب مرا نمیدهند...
-
کاش تو اینجا بودی
جمعه 27 تیرماه سال 1399 10:54
کاش تو اینجا بودی خوب میشدیم! به هم سلام میکردیم، دوست میداشتیم دستهایِ هم را میگرفتیم وُ به هم چای تعارف میکردیم کاش تو اینجا بودی خوب میشدیم! برای هم خوب میشدیم وُ برای همه، خوب آخر باهم که خوب باشیم میخندیم به روز لبخند میزنیم وُ به شب، لبخند باهم خوب باشیم؛ همهچیز خوب میشود! باران بهوقت میآید،...
-
جناب شعرهای من
جمعه 27 تیرماه سال 1399 10:29
جناب شعرهای من حواست هست دلتنگم؟ برای حجم آغوشت تمام عمر میجنگم
-
درخت را نگاه کن
جمعه 27 تیرماه سال 1399 10:27
درخت را نگاه کن از ما دو تن غمگینتر است من مدام از درخت یاد میکنم تا تابستان بماند تا ما تمام تابستان را زیر سایهاش گمان زندگی داشته باشیم...
-
کجای جهان رفته ای
جمعه 27 تیرماه سال 1399 10:26
کجای جهان رفته ای نشان قدمهایت چون دان پرندگان همه سویی ریخته است... شمس_لنگرودی
-
چقدر خوب است یک نفر باشد
جمعه 27 تیرماه سال 1399 10:25
چقدر خوب است یک نفر باشد آدم را همانطوری که هست دوست بدارد قدش را، وزنش را، کارش را، حتی دیوانه بازیهایش را... مریم_سمیع_زادگان
-
گر نداری دانش ترکیب رنگ
جمعه 27 تیرماه سال 1399 10:23
گر نداری دانش ترکیب رنگ بین گلها زشت یا زیبا مکن خوب دیدن شرط انسان بودن است عیب را در این وآن پیدا مکن #مولانا
-
دلتان نگیرد از تلخیها
جمعه 27 تیرماه سال 1399 10:21
دلتان نگیرد از تلخیها یک نفر هست همین حوالی دورتر از نگاه آدمها نزدیکتر از رگ گردن روزی چنان دستتان را میگیرد که مات میشوند تمام کسانیکه روزی به شما پشت پا زدند #الهی_قمشهای
-
برای دست یافتنت ،
پنجشنبه 26 تیرماه سال 1399 12:28
برای دست یافتنت ، باید به آب زد ! تا غرق شوم ، یا از آبم گیری! سعید فلاحی
-
مشق و عشق
پنجشنبه 26 تیرماه سال 1399 12:27
مشق و عشق عشق و دل یاد و نگاه خاطر و یاد رهگذر کوچه باغ های خاک خورده ام نگاهم را ببین نگاهت را حفظم نشانی و آدرسش عمق چشمانت خاطره میسازد زندگی در میان چشمانت بگذز ار نگاه من گیرایی اش دامنت را تا اعماق دریاهها خواهد کشاند عشق و مشق مشق و عشق منو درگیر خودت نکن پی نوشت چشمانت شده ام رونوشت هایش را بخوان...
-
نگارا، بر سر کویت دلم را هیچ اگر بینی
پنجشنبه 26 تیرماه سال 1399 12:24
نگارا، بر سر کویت دلم را هیچ اگر بینی ز من دلخسته یاد آور، شبت خوش باد من رفتم همی گفتم که: ناگاهی، بمیرم در غم عشقت نکردی گفت من باور، #شبت_خوش باد من رفتم...
-
فنج
پنجشنبه 26 تیرماه سال 1399 12:17
-
آن روزها هرسایه رازی داشت
پنجشنبه 26 تیرماه سال 1399 12:16
آن روزها هرسایه رازی داشت هر جعبه ی سربسته گنجی را نهان میکرد هر گوشه ی صندوقخانه در سکوت ظهر، گویی جهانی بود! فروغ فرخزاد
-
مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا
پنجشنبه 26 تیرماه سال 1399 12:13
مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا چون شدم صید تو بر گیر و نگهدار مرا اگرم زار کشی میکش و بیزار مشو زاریم بین و ازین بیش میازار مرا خواجوی کرمانی
-
تعصب در حقیقت تنها نیروی اراده اى است که
پنجشنبه 26 تیرماه سال 1399 12:11
تعصب در حقیقت تنها نیروی اراده اى است که می توان در افراد ضعیف و مردد ایجاد کرد. تعصب تمام نظام فکرى و حسى انسان را هیپنوتیزم مى کند !
-
مطرب عشق می نوازد ساز
پنجشنبه 26 تیرماه سال 1399 12:01
مطرب عشق می نوازد ساز عاشقی کو؟ که بشنود آواز...
-
امواج زندگی را بپذیر؛
پنجشنبه 26 تیرماه سال 1399 11:56
امواج زندگی را بپذیر؛ حتی اگر گاهی تو را به عمق دریا ببرند آن ماهی آسوده که بر سطح دریا میبینی مرده است... ♦♦♦♦♦
-
آغوش تو مترادف امنیت است
پنجشنبه 26 تیرماه سال 1399 11:55
آغوش تو مترادف امنیت است آغوش تو ترس های مرا می بلعد لغت نامه ها دروغ میگفتند آغوش یعنی ، پایان سردرد ها یعنی آغاز عاشقانه ترین رخوت ها آغوش تو، یعنی من خوبم بلند نشوی بروی یک وقت بغلم کن من از بازگشت بی هوای ترس ها میترسم "مهدیه لطیفی"