-
آرى بى همهچیز بودیم؛
یکشنبه 31 مردادماه سال 1400 01:22
آرى بى همهچیز بودیم؛ اما امید داشتیم. تورگوت اویار
-
زیبایی..
یکشنبه 31 مردادماه سال 1400 01:21
-
باد سمند سرکشات بر تن خاکیام رسان
یکشنبه 31 مردادماه سال 1400 01:21
باد سمند سرکشات بر تن خاکیام رسان پاک کن از غبار من راهگذار خویش را محتشم کاشانی
-
خدایاشکرت
یکشنبه 31 مردادماه سال 1400 01:20
-
گفتم ز لعل نوش لبان پیر را چه سود
یکشنبه 31 مردادماه سال 1400 01:18
گفتم ز لعل نوش لبان پیر را چه سود گفتا به بوسه شکرینش جوان کنند حافظ
-
تنها گناه آینهها زودباوریست.
یکشنبه 31 مردادماه سال 1400 01:17
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگریست جای گلایه نیست! که این رسم دلبریست هرکس گذشت از نظرت در دلت نشست تنها گناه آینهها زودباوریست. "فاضل نظری"
-
من آفتاب میخواهم
یکشنبه 31 مردادماه سال 1400 01:16
من آفتاب میخواهم اندازهای که دلم روشن شود اندازهای که اتاقم هر شب روز شود دستخالی برنگرد! چشمروشنی اینهمه سال کمی طلوع کن...! کامران رسول زاده
-
تابستان است،
یکشنبه 31 مردادماه سال 1400 01:16
-
تنها راهی که میتونی زندگیت رو تغییر بدی اینه که
یکشنبه 31 مردادماه سال 1400 01:15
تنها راهی که میتونی زندگیت رو تغییر بدی اینه که به هر موضوعی از زاویه ای نگاه کنی که حست رو بهتر کنه، به نعمتهای زندگیت شکرگزارانه تر نگاه کن روی نکات مثبت زندگیت تمرکز کن و ایمان داشته باش همه چیز بهتر میشه...
-
لبیک یا حسین
شنبه 30 مردادماه سال 1400 01:33
و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است، ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات» است، ولی حیف که ارباب «اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنه ی یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامتِ او دال و همه هستی او در کفِ گودال... سید حمیدرضا برقعی
-
حواست هست تو باشی دلم
شنبه 30 مردادماه سال 1400 01:32
حواست هست تو باشی دلم هزار پنجره رو به بهارست و هزارنغمه ی خوش به سرآغاز :: تو باشی لبخند مسیرِعاشقانه ی دلبری ست و ستایش حیات :: توباشی نبضِ عشق چنان میزند که گویی زندگی تاابد برقرار :: توباشی بهار دیدنی ست و فصلها شاعر احساس وادراک :: توحواست باشد امابگذار دقیقه ها حواس مرا به زیباییِ بودنت تسخیرکنند من جاری به...
-
در آسمان اگرچه که سو سو نمی زند
شنبه 30 مردادماه سال 1400 01:31
در آسمان اگرچه که سو سو نمی زند چشمت ستاره است ، ببین ، مو نمی زند اما ستاره قلب کسی را نبرده است اما ستاره عطر به گیسو نمی زند تو یک پری که عصر میان حیاطشان... نه ، نه پری که دست به جارو نمی زند حتی پری شبیه تو خوش خنده نیست ، نه لبخند های ناز تو را او نمی زند زیبا کسی که شکل تو باشد به موی خود با قصد غیر قتل که شب...
-
آدمها به
شنبه 30 مردادماه سال 1400 01:30
-
مثلِ خوابِ
شنبه 30 مردادماه سال 1400 01:29
مثلِ خوابِ بعد از شش روز کم خوابی در صبحِ جمعه میمانی..! میخواهمت، عجیب میچسبی.. مونا محمدی
-
گم شدم در این شب سنگی مرا پیدا کنید
شنبه 30 مردادماه سال 1400 01:28
گم شدم در این شب سنگی مرا پیدا کنید از خیابان هــای دلتنگــــی مـــــرا پیدا کنید مثل دریا تشنه ی طعم هزاران بوسه ام آه ماهی ها بـــه هر رنگی مرا پیدا کنید زخمی ام از چشمهای نازنین، شمشیرها در هیاهـــوی چنین جنگـــی مرا پیدا کنید مثل ریگی زیر پــــای آبشار صخره ها از هجوم این همه لنگی مرا پیدا کنید دل قنــاری زیست...
-
گفتم ز کار برد مرا خنده کردنت
شنبه 30 مردادماه سال 1400 01:26
گفتم ز کار برد مرا خنده کردنت خندید و گفت من به تو کاری نداشتم وحشی بافقی
-
از هرطرف که می روم
شنبه 30 مردادماه سال 1400 01:24
از هرطرف که می روم انتظار درِ ناگشوده ی این سالها در کام ِمن بی دریغ دیوار ریخته است ... . نیلوفرثانی
-
شب تان آرام با یاد شهدا
شنبه 30 مردادماه سال 1400 01:23
-
چه آتشی ؟ کــه بر آنم بدون بیم گناه
شنبه 30 مردادماه سال 1400 01:22
چه آتشی ؟ کــه بر آنم بدون بیم گناه تــــورا بغل کنـــم و ... لا اله الا الله... ! به حق مجسمه ای از قیامت است تنت بهشـت بهتــر من ای جهنـــم دلخــــواه چه جای معجزه ؟ کافی ست ادعا بکنی کــه شهـــر پـر شود از بانگ یا رسول الله اگـر چــه روز، هــمه زاهـدنـد امـا شب چه اشکها که به یاد تو می رود در چاه میان این همه شیطان...
-
با تو ایمنم
جمعه 29 مردادماه سال 1400 00:54
با تو ایمنم و با تو سرشارم از هرچه زیبایی است پناهم باش تا سنگینی غربت از شانههایم فروریزد و ملال تنهایی از چشمهایم ... محمدرضا_عبدالملکیان
-
در سرزمین من خار نکار
جمعه 29 مردادماه سال 1400 00:52
در سرزمین من خار نکار شاید فردا پابرهنه به دیدارم بیایی... غاده السمان
-
حال دلت
جمعه 29 مردادماه سال 1400 00:51
-
چرا خوشحالم می کند
جمعه 29 مردادماه سال 1400 00:31
چرا خوشحالم می کند این فقط قاصدکی ست در باد محمد_شیرین_زاده
-
من هم از سرنوشت می ترسم...
جمعه 29 مردادماه سال 1400 00:31
ترسیده ای؟ از که؟ از جهان؟ من جهانت از گرسنگی؟ من گندمت از بیابان؟ من بارانت از زمان؟ من کودکیت از سرنوشت؟ من هم از سرنوشت می ترسم... محمد الماغوط
-
چه دلنشین بود ، دوست داشتنت .
جمعه 29 مردادماه سال 1400 00:29
چه دلنشین بود ، دوست داشتنت . که ... اگر می دانستم ، رویایی بیش نیست ! هیچ گاه از ان ، خواب خوش ! بر نمی خواستم . مهدی_قاسمی_نسب
-
نمیدونم چرا هیچی رو من تاثیر نداره.
جمعه 29 مردادماه سال 1400 00:25
همیشه به اینایی که میگن یه فیلم دیدم زندگیم عوض شد، فلان کتابو خوندم متحول شدم یا یکی اومد تو زندگیم از این رو به اون رو شدم حسودیم میشه. . . . . . نمیدونم چرا هیچی رو من تاثیر نداره.
-
انتظار
جمعه 29 مردادماه سال 1400 00:24
-
❤السلام علیک یا ثارالله
جمعه 29 مردادماه سال 1400 00:15
هر کسی نام کسی گفت سرش بالا رفت ما که از لطف تو داریم سری در سر ها ازدحام است سر کوی شما اذن بده لااقل ما بنشینیم همین آخرها... ❤السلام علیک یا ثارالله اللهم عجل لولیک الفرج❤
-
دست ام را بگیر
پنجشنبه 28 مردادماه سال 1400 01:40
دست ام را بگیر نمی خواهم قدم بزنیم زیر این باران به ضرب آهنگ هر قطره با تو باید پای کوبید و چرخید محمد_شیرین_زاده
-
کربلا
پنجشنبه 28 مردادماه سال 1400 01:22