-
باران که می زند
پنجشنبه 28 مردادماه سال 1400 01:21
باران که می زند لبهایم بغض می کنند آنقدر که دلم می خواهد سر به تن هیچ قطره ای نباشد وقتی که بی هوا از لب های تو بوسه می دزدند پرویز صادقی
-
درست مثلِ دو چشمِ تو مست و هشیارم
پنجشنبه 28 مردادماه سال 1400 01:19
درست مثلِ دو چشمِ تو مست و هشیارم نه خواب میروم از دوری ات، نه بیدارم شبیهِ پنجره های نشسته در باران غمِ تو دارم و از بغض و گریه سرشارم کسی کجاست ببیندچگونه میشکنم؟ کسی کجاست ببیند چگونه میبارم؟ عزیزِ من که چو گیسوی تو پریشانم عزیزِ من که به هجران تو گرفتارم اجازه هست بگویم که عاشقت هستم؟ اجازه هست بگویم که دوستت دارم؟
-
چه زندگی
پنجشنبه 28 مردادماه سال 1400 01:16
-
کربلا
پنجشنبه 28 مردادماه سال 1400 01:15
-
رود با ماهی ها قدم می زند
پنجشنبه 28 مردادماه سال 1400 01:06
رود با ماهی ها قدم می زند باد با برگ ها ابر با پرنده ها من با خیال تو و کوچه های شهر که دست تنهایی ام را گرفته دور می شوند ... محمد_شیرین_زاده
-
و حالا آنقدر آشفته ام که
پنجشنبه 28 مردادماه سال 1400 01:05
و حالا آنقدر آشفته ام که برای شرح اش تنها یک کلمه کافی ست مو هایش محمد_شیرین_زاده
-
آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم...
پنجشنبه 28 مردادماه سال 1400 01:02
آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم. .. رهی معیری
-
آدم است دیگر،
چهارشنبه 27 مردادماه سال 1400 00:16
آدم است دیگر، هر چقدر هم که قوی باشد گاهی وقت ها نیاز دارد مچاله شود در آغوش کسى... سیاوش_قمیشی
-
و خدا کشت مرا تا که تو عیسی بشوی
چهارشنبه 27 مردادماه سال 1400 00:15
و خدا کشت مرا تا که تو عیسی بشوی منجی این منِ دلمرده ی تنها بشوی پرکشیدم به تنت قصه سرآغاز گرفت نفست در نفسم معنی اعجاز گرفت جزر و مدهای مقدّر شده خواندن دارد عشق خوب است ولی گاه نماندن دارد قاری چشم توام ، محض تو شاعر شده ام از جهنّم به بهشت تو مهاجر شده ام همه ذرات من از خنده ی تو جان دارد هر که عاشق شده بر معجزه...
-
قدر همو بدونیم..
چهارشنبه 27 مردادماه سال 1400 00:14
-
آدم که دلتنگ می شود
چهارشنبه 27 مردادماه سال 1400 00:11
آدم که دلتنگ می شود زود به زود می میرد .. . . . هادی_قنبرزاده
-
قول دادهاَم،
چهارشنبه 27 مردادماه سال 1400 00:11
قول دادهاَم، هنگامِ شنیدنِ نامت بیخیال باشم ! از این قول درگُذر ! چرا که با شنیدنِ نامت صبرِ ایوب را کم دارم، برای فریاد نزدن ! . . . . نزار_قبانی
-
تاسوعای حسینی
چهارشنبه 27 مردادماه سال 1400 00:09
-
کاش میشد؛
چهارشنبه 27 مردادماه سال 1400 00:04
کاش میشد؛ آدمی، گاهی... فقط گاهی... به اندازه نیاز بمیرد، بعد بلند شود! خاک هایش را بتکاند اگر دلش خواست برگردد به زندگی دلش نخواست بخوابد تا ابد... . . خسرو_شکیبایی
-
"نترس"
سهشنبه 26 مردادماه سال 1400 23:57
"نترس" با من دوباره تکرار کن... "داشتنت را" "قدمهایت را" آغوشت را.. اصلاً تمام رویاهایت را... مثل گناهی شیرین با من تا "مرزِ جنون" دوباره عاشقانه تکرار کن... . . . امید_آذر
-
تسلیت
سهشنبه 26 مردادماه سال 1400 23:18
-
من اما هنوز در سکوت زنده ام
سهشنبه 26 مردادماه سال 1400 01:30
من اما هنوز در سکوت زنده ام و با حرف هایی که به سرم شلیک می شوند دست و پنجه نرم می کنم باید شعرم را شروع کنم: چقدر دلم برای تو تنگ شده... #آبا_عابدین
-
حوض کوچکی هستم
سهشنبه 26 مردادماه سال 1400 01:26
حوض کوچکی هستم که دلتنگی از چهارگوشهاش بیرون میریزد به من بگو با موجهای بلندِ دوریات چهکنم؟ با ماهیهایم که بیتو بهسمت کاشیهای ترکخورده خیز برمیدارند... چگونه سرریز نشوم؟ وقتی عشق تو فوارهایست که هرقدر بالاتر میرود محکمتر به سینهام برمیگردد. مهسا چراغعلی
-
لبیک یا حسین
سهشنبه 26 مردادماه سال 1400 01:25
-
انگار شراب از آسمان می بارد
سهشنبه 26 مردادماه سال 1400 01:24
انگار شراب از آسمان می بارد وقتی که به چشمان تو می اندیشم #ایرج_زبردست
-
محبوسی در دایره ای که باز نمی شود و
سهشنبه 26 مردادماه سال 1400 01:23
محبوسی در دایره ای که باز نمی شود و تنها در خود فرو می ریزد و پیامی ندارد. با لبخندی ماسیده بر عکسی قدیمی دور از دلی که لنگرش را گم کرده و چشمی که در رؤیای دیدار گم شده آی... چند بار باید این آلبوم کهنه ورق زد و به گمشدگان نرسید؟ اسماعیل_نوری_علا
-
درک
سهشنبه 26 مردادماه سال 1400 01:21
-
ز دست رفت مرا بی تو روزگار دریغ
سهشنبه 26 مردادماه سال 1400 01:21
ز دست رفت مرا بی تو روزگار دریغ چه یک دریغ که هر دم هزاربار دریغ به هرچه درنگرم بی تو صد هزار افسوس به هر نفس که زنم بی تو صد هزار دریغ دلی که آب وصالش به جوی بود روان بسوخت زآتش هجر تو زار زار دریغ چو لالهزار رخت شد ز چشم من بیرون ز خون چشم رخم شد چو لالهزار دریغ چو گل شکفته بدم پیش ازین ز شادی وصل به غم فرو شدم...
-
من نمی دانم، هر بار که به چشمانش نگاه می کنم،
سهشنبه 26 مردادماه سال 1400 01:20
من نمی دانم، هر بار که به چشمانش نگاه می کنم، حافظه ام را از دست می دهم... محمود_درویش
-
ای جانممم
سهشنبه 26 مردادماه سال 1400 01:19
-
دیگر چگونه میتواند آب
دوشنبه 25 مردادماه سال 1400 01:28
دیگر چگونه میتواند آب تشنگی را از گلویی که پاره شده بردارد؟ سیدمحمد مرکبیان
-
آدم باش
دوشنبه 25 مردادماه سال 1400 01:28
-
لبیک یا حسین
دوشنبه 25 مردادماه سال 1400 01:27
به سینه هر که تمنای کربلا دارد همیشه در دل خود روضه ای به پا دارد کسی که عشق تو دارد دگر چه کم دارد? بدون عشق تو عالم کجا بها دارد? حلال جمیع مشکلات است حسین شوینده ی لوح سیئات است حسین ای شیعه تو را چه غم ز طوفان بلا جائی که سفینه النجاه است حسین
-
چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
دوشنبه 25 مردادماه سال 1400 01:04
چون آینه پیش تو نشستم که ببینی در من اثر سخت ترین زلزله ها را محمدعلی بهمنی
-
باز بانگی از نیستان می رسد
دوشنبه 25 مردادماه سال 1400 01:02
باز بانگی از نیستان می رسد غم به داد غم پرستان می رسد بشنوید این شرح هجران بشنوید با نی نالنده همدستان شوید بی شما این نای نالان بی نواست این نواها از نفس های شماست آن نفس کآتش بر انگیزد ز آب آن نفس کآتش ازو آمد به تاب آن نفس کز شوق شور انگیز وی بردمد از جان نی،صد های و هی نی مدد می خواهد از ما،ای نفس هان به فریاد دل...