-
+
چهارشنبه 3 شهریورماه سال 1400 01:24
-
گفته بودی که:
چهارشنبه 3 شهریورماه سال 1400 01:23
گفته بودی که: " دوایی بکنم درد تو را " ما در آن درد به امیدِ دوای تو هنوز... اوحدی
-
تنها پرندهای که جرات میکند عقاب را نوک بزند
چهارشنبه 3 شهریورماه سال 1400 01:23
تنها پرندهای که جرات میکند عقاب را نوک بزند، دورنگوی سیاه است. به پشت عقاب مینشیند و گردنش را گاز میگیرد. با این حال، عقاب هیچ واکنشی نشان نمی دهد و با دورنگو نمیجنگد. او وقت و انرژی خود را تلف نمیکند. فقط بالهای خود را باز میکند و شروع به پرواز بالاتر در آسمان می کند. هرچه پرواز بالاتر باشد نفس کشیدن برای...
-
خوشبختی یعنی
چهارشنبه 3 شهریورماه سال 1400 01:21
خوشبختی یعنی خندههات همون قدری واقعی باشه که وانمود می کنی..
-
" چاره کن، دردِ کسی کز همه ناچارتر است ... "
چهارشنبه 3 شهریورماه سال 1400 01:21
وقتهایی در زندگی وجود دارد که نمیتوانی دردهایت را به کسی بگویی چشمانت را ببند، شجریان را گوش کُن و زمزمه کُن : " چاره کن، دردِ کسی کز همه ناچارتر است ... "
-
دلی که میشود از غصه تنگ میترکد،
چهارشنبه 3 شهریورماه سال 1400 01:20
دلی که میشود از غصه تنگ میترکد، چه جای دل که در این خانه سنگ میترکد! فریدون مشیری
-
روزگار غریبیست
چهارشنبه 3 شهریورماه سال 1400 01:20
-
آرزو دور بود
چهارشنبه 3 شهریورماه سال 1400 01:19
آرزو دور بود مثل مرغی که روی درخت حکایت بخواند سهراب سپهری
-
رفت و این آشیانه خالی ماند...
چهارشنبه 3 شهریورماه سال 1400 01:19
رفت و این آشیانه خالی ماند... هوشنگ ابتهاج
-
به خاطر تو،
سهشنبه 2 شهریورماه سال 1400 01:16
به خاطر تو، در باغهایی مملو از گلهای شکفته شده من از شمیم خوش بهاران زجر میکشم! چهرهات را به یاد ندارم، زمان زیادیست که دیگر دستانت در خاطرم نیست؛ چگونه لبانت مرا نوازش میکردند؟! به خاطر تو، تندیسهای سپید خوابیده در پارکها را دوست دارم، تندیسهای سپیدی که نه صدایشان به گوش میرسد و نه چیزی را به نگاه میکشند....
-
همیشه در من اندوهى بود
سهشنبه 2 شهریورماه سال 1400 01:15
همیشه در من اندوهى بود به جا مانده از حرفهایى که نتوانستهبودم به تمامى آنها را بر زبان بیاورم....
-
حال خوب
سهشنبه 2 شهریورماه سال 1400 01:10
-
در من فرو ریخته ای
سهشنبه 2 شهریورماه سال 1400 01:09
در من فرو ریخته ای مثل خانه ی متروکی که کسی شبیه خودت ساکن آن بود... به خانه برنگرد! زیر این همه آوار برای هر دومان جا نیست... کامران_رسول_زاده
-
شب تان آرام با یاد شهدا
سهشنبه 2 شهریورماه سال 1400 01:08
-
مثل مادر
سهشنبه 2 شهریورماه سال 1400 01:03
-
خشمِ کوچه در مُشتِ توست
سهشنبه 2 شهریورماه سال 1400 01:02
خشمِ کوچه در مُشتِ توست در لبانِ تو، شعرِ روشن صیقل میخورد من تو را دوست میدارم، و شب از ظلمتِ خود وحشت میکند... احمد شاملو
-
عشق تو کودکی موطلایی است
سهشنبه 2 شهریورماه سال 1400 01:00
عشق تو کودکی موطلایی است که در سر راهاش هر شکستنی را میشکند... وقت بارش باران... به دیدارم میآید احساساتام را به بازی میگیرد و من صبوری میکنم... عشق تو کودکی بازیگوش است که وقت خوابیدن مردم او بیدار است محبوب من! کودکی... که تاب اشکهایش را ندارم...
-
وقتی یک نفر
سهشنبه 2 شهریورماه سال 1400 00:59
-
صدای پای کسی باغ را تکان می داد
سهشنبه 2 شهریورماه سال 1400 00:58
صدای پای کسی باغ را تکان می داد شروع حادثه ای شوم را نشان می داد حریم امن چمن زیر چکمه له می شد چنان فجیع ،که بیننده را تکان می داد هجوم سرخ تبر بود و حجم سبز چمن جوانه روی زمین اوفتاده جان می داد بنفشه در پس سنگی به خویش میلرزید از آن شکنجه که آلاله را خزان می داد نشسته بود کلاغی سر منارۀ سرو به نقطه ای که صبا پیش از...
-
ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺸﻮﻡ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺟﺪﺍ ، ﺑﺪﺗﺮ ﺷﺪ
دوشنبه 1 شهریورماه سال 1400 01:05
ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺸﻮﻡ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺟﺪﺍ ، ﺑﺪﺗﺮ ﺷﺪ ﻧﺮﻭﺩ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺗﻮ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻭﻓﺎ ، ﺑﺪﺗﺮ ﺷﺪ ﻣﺜﻼ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻣﻮﻗﺮ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ "ﺗﻮ " ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ " ﺷﻤﺎ " ﺑﺪﺗﺮ ﺷﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﺘﺎﻧﺖ ﺑﺮ ﺩﻝ ﺳﻨﮓ ﺗﻮ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﮑﺮﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮﻋﮑﺲ ﻫﻤﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ ﺑﺪﺗﺮ ﺷﺪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭﻗﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺍﺑﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﻭﺿﻊ ﻫﻮﺍ ﺑﺪﺗﺮ ﺷﺪ ﭼﺎﺭﻩ ﺩﺍﺭﻭ ﻭ ﺩﻭﺍ ﻧﯿﺴﺖ ، ﮐﻪ ﺣﺎﻝ...
-
بی آن که تو را ببینم
دوشنبه 1 شهریورماه سال 1400 01:04
بی آن که تو را ببینم در تو رها میشوم و در کف دریا چشم میگشایم ـ رودم و به غرقه شدن در تو معتادم شمس_لنگرودی
-
خواب بدی دیدهام!
دوشنبه 1 شهریورماه سال 1400 01:03
خواب بدی دیدهام! خواب دیدم آمدی و من نمیخواهمت... ماریا آشنایی
-
شب تان آرام با یاد شهدا
دوشنبه 1 شهریورماه سال 1400 01:02
-
یا من مغلوب ترین فاتح جهانم
دوشنبه 1 شهریورماه سال 1400 01:00
یا من مغلوب ترین فاتح جهانم یا مرزهای تن تو دست نیافتنی ست، دارم عقب نشینی میکنم این یعنی عاشقت شده ام یعنی از اینجای شعر دستور دستور زبان توست... کامران_رسول_زاده
-
خانه گُل داده شمعدانی ها
دوشنبه 1 شهریورماه سال 1400 01:00
خانه گُل داده شمعدانی ها دو برابرِ آینه شکوفه زده اند خودم هم جوان تر از همیشه ام اگر نمرده باشم یعنی تو به خانه سر زده ای... کامران_رسول_زاده
-
در زندگی
دوشنبه 1 شهریورماه سال 1400 00:59
-
دایره لغاتمون محدوده
دوشنبه 1 شهریورماه سال 1400 00:58
دایره لغاتمون محدوده. اما باتوجه به حالمون گاهی نیشدار و گاهی مهربون کنار هم میچینیمش و به قلب ادما تزریق میکنیم! مریم کفاشی
-
من پیش از تو
دوشنبه 1 شهریورماه سال 1400 00:55
رویش دوباره بعد از زمستان حزن انگیز چیزی کمتر از معجزه نیست. جوجو مویز من پیش از تو
-
سهروزبراىدیدن
دوشنبه 1 شهریورماه سال 1400 00:54
معمولا میگویند کسانیکه در سایه مرگ زندگى مىکنند یا زندگى کردهاند، در هر کارى که انجام مىدهند ، شیرینى لذت بخشى به وجود مىآورند ... سهروزبراىدیدن هلنکلر
-
هرگز نگو خداحافظ
یکشنبه 31 مردادماه سال 1400 01:23
هرگز نگو خداحافظ ! خداحافظی با تو سلام گفتن به در به دری هاست و در آغوش کشیدن تمام تنهایی ها، ترس ها، سرگشتگی ها... هرگز نگو خداحافظ! خداحافظی با تو، منجمد شدن قلب هجده ساله ای ست که نام تو را آواز می داد به تپیدن های خود... در الوداع هر دیدار پی واژه ای می گردم به جای خداحافظ، تا با آن بباورانم به خود که دوباره دیدنت...