-
خیالت خنک نسیمی است
شنبه 29 آبانماه سال 1400 00:37
خیالت خنک نسیمی است که بامدادان طوفان به پا می کند قایق احساسم را به آبی رویاها می برد تا غرق کند دریا دریا کابوس فاصله ها را زیبا_حسینی_جیرندهی
-
وقتی به قدرت خودت شک داری ،
شنبه 29 آبانماه سال 1400 00:36
وقتی به قدرت خودت شک داری ، به شک خودت قدرت میدی .. .
-
از رفتن آدمها ناراحت نشیم
شنبه 29 آبانماه سال 1400 00:35
-
او رفت؛ صبر رفت
شنبه 29 آبانماه سال 1400 00:34
او رفت؛ صبر رفت و تحمل تمام شد، از هم گسست سلسله ی اختیار ما، گفت از تو یاد میکنم اما وفا نکرد یادش به خیر یار فراموشکار ما... مهدی اخوان ثالث
-
"همین که چشمش به لب های تو افتاد
شنبه 29 آبانماه سال 1400 00:32
می گویی: "همین که چشمش به لب های تو افتاد دهانش باز ماند اناری که پاییز سرخی اش را همه جا جار زد" می گویی و لبخند زیبایی را به صورتم اضافه می کند تو اما ادامه می دهی: " لبخندهایت زیبایی را به صورت پاییز اضافه می کند" ادامه می دهی و من نمی توانم به لب هایم نگویم که منحنی بودن درست تر از مستقیم بودن...
-
عشق مثل همین بادهای کویریست
جمعه 28 آبانماه سال 1400 01:22
عشق مثل همین بادهای کویریست مگر نیاید !! وقتی آمد چشم ها را کور می کند... محمود دولت آبادی
-
به جا خواهد ماند...
جمعه 28 آبانماه سال 1400 01:21
به جا خواهد ماند... چایمان ته فنجان، کودکى هایمان در کوچه ها، بغضِ سنگینِ شادمانىها در گلویمان... و معشوقه هایمان در دوردستها... ناظم_حکمت
-
دلبر بسیار و دل نگهدار کم است
جمعه 28 آبانماه سال 1400 01:19
دلبر بسیار و دل نگهدار کم است دلدار کم و چه کم که بسیار کم است گویند به عالم تو چرا بی یاری یاران چه کنم یار وفادار کم است حزین لاهیجی
-
اگر به خانهی من آمدی بهجای چراغ
جمعه 28 آبانماه سال 1400 01:19
اگر به خانهی من آمدی بهجای چراغ دو شیشه ناز بیاور نیاز خواهد شد سعید بیابانکی
-
رودخانه های عمیق، دردهای بیشتری دارند،
جمعه 28 آبانماه سال 1400 01:18
رودخانه های عمیق، دردهای بیشتری دارند، هر چه می گریند، عمیق تر می شوند، ماهی قرمز کوچک، زخم کدام رودخانه ای؟ یا امتداد لبهای کدام زنی؟ که هر چه می خندد بزرگ تر می شوی، نمی دانم این تُنگ تو را دوست دارد، یا نمیگذارد اتاق زخم بردارد، ماهی قرمز کوچک، آهای ماهی قرمز کوچک، افسوس، زخم ها نمی شنوند، لب ها نمی شنوند......
-
دوستت دارم
جمعه 28 آبانماه سال 1400 01:17
دوستت دارم به این چرا نفسم بی تو نای دمیدن ندارد ، همین عبدالله_احتشامی
-
"از گلی که نچیدهام
جمعه 28 آبانماه سال 1400 01:15
"از گلی که نچیدهام عطری به سرانگشتم نیست خاری در "دل" است" شمس لنگرودی
-
تو لیاقتش رو داری که یه نفر
جمعه 28 آبانماه سال 1400 01:15
[ تو لیاقتش رو داری که یه نفر با افتخار جوری بهت نگاه کنه که انگار همهی موفقیت زندگی اش ]
-
چشم اسیر ، صورت ... زیبا می شود .
جمعه 28 آبانماه سال 1400 01:14
چشم اسیر ، صورت ... زیبا می شود . که هنر ، دست نقاش است . اما دل ، مجنون ... سیرت زیبا می شود . که نقاشی مهربانی ، روزگار ... بر قلب ادمهاست . مهدی_قاسمی_نسب
-
انتظار
جمعه 28 آبانماه سال 1400 01:13
-
بنیان ِ عشق
پنجشنبه 27 آبانماه سال 1400 01:04
بنیان ِ عشق بر بی بهانه گی ست، حتا اگر چشم، پادرمیانی کند.!! اسفندیارشیخی
-
سخن خوب
پنجشنبه 27 آبانماه سال 1400 01:03
-
پاییز!
پنجشنبه 27 آبانماه سال 1400 01:00
-
آدمی ، پرنده که نیست
پنجشنبه 27 آبانماه سال 1400 00:58
آدمی ، پرنده که نیست پاییز که شد به جایی یا به فصلی دیگر برود، ما فقط می توانیم پناه ببریم به کسی یا به قلبِ کسی مروت خیری
-
خواستم تا ابد از آنِ تو باشم که نشد
پنجشنبه 27 آبانماه سال 1400 00:56
خواستم تا ابد از آنِ تو باشم که نشد تو شوی جانم و من جان تو باشم که نشد پر زدم در شب بی حوصلگی، از قفسم تا سحر گوشهی ایوان تو باشم که نشد تکیه بر تخت ستم دادی و من با دل وجان آمدم ساکنِ زندان تو باشم که نشد منکه راضی شده بودم به همان فرصت کم بلکه یک ثانیه مهمان تو باشم که نشد گفتهبودم که در این ظلمت بیحد وحساب می...
-
عاشقان هم همه خوابند
پنجشنبه 27 آبانماه سال 1400 00:54
-
کَس نداند زِ پَسِ پرده ی غیب
پنجشنبه 27 آبانماه سال 1400 00:50
کَس نداند زِ پَسِ پرده ی غیب که چه سر به مُهر رازیست نهان ای دل آرام شو و جان بسپار به طلوعی که بر آید زِ پسِ ظلم گران مریم مینائی
-
حال خوب
پنجشنبه 27 آبانماه سال 1400 00:48
-
چقدر شبیه برجهای دوقلو شده ایم
پنجشنبه 27 آبانماه سال 1400 00:48
تو نگاه کن من فرو میریزم تو بخند من فرو میریزم تو حرف بزن من فرو میریزم چقدر شبیه برجهای دوقلو شده ایم تو به انفجار دلی میلرزی ولی من تمام قد فرو میریزم... غلامرضا طهماسبی
-
نیستی ولی
پنجشنبه 27 آبانماه سال 1400 00:46
-
لذت بردن از تنهایی
چهارشنبه 26 آبانماه سال 1400 02:03
[ «خیلی طول کشید تا توانستم از تنهاییم لذت ببرم، کار خاصی هم نمیکنم، مثلا چای میخورم یا فیلم میبینم یا به گلدانهایم آب میدهم. قبلا برای لذت بردن از همه اینها باید کسی کنارم میبود، کسی مرا میدید (میخندد). + چطور این اتفاق افتاد؟! - بعد از زخمهای پی در پی.»]
-
گرسنگی و ابریشم
چهارشنبه 26 آبانماه سال 1400 02:02
چگونه از رنجی بگریزیم که نتیجه انتخاب خود ما برابر دیکتاتور است. وقتی همه چیز در خدمت دیکتاتور معنا دارد حتی آبی که می خوریم و هوایی که نفس می کشیم! هرتا مولر گرسنگی و ابریشم
-
باز چادر زیبای شب
چهارشنبه 26 آبانماه سال 1400 02:01
باز چادر زیبای شب میدرخشد بر تن خسته ی زمین ماه میرقصد درکوچه های باران خورده نغمه ی شیرین دوستت دارم ازلابلای هزار پنجره میریزد برروی لبانِ ممنو عه ات کجای جهانِ پرشتابم ایستاده ای مرا بنگر مرا به نامِ دوستت دارم بخوان. لعیا_قیاثی
-
محمود دولت آبادی
چهارشنبه 26 آبانماه سال 1400 02:01
[ محمود دولت آبادی حال و روزمونو خیلی خوب توضیح میده، میگه: « علیرغمِ این همه مصیبت و مصیبت زدگی، چه استعدادی برای زندگی و شادمانی داریم. »]
-
عشقِ تو به جای اینکه رو سفیدم کند
چهارشنبه 26 آبانماه سال 1400 02:00
عشقِ تو به جای اینکه رو سفیدم کند موسپیدم کرد شادی چلوچی