-
آنه!
دوشنبه 20 دیماه سال 1400 00:41
-
می گذرم از مرز نگاهت تا بی مرزی افق
دوشنبه 20 دیماه سال 1400 00:41
می گذرم از مرز نگاهت تا بی مرزی افق گم می شوم در انحنای سایه ها تو ایستاده هنوز آنجا آلا شریفیان
-
هزار خیابان و کوچه خیس
دوشنبه 20 دیماه سال 1400 00:40
هزار خیابان و کوچه خیس در پس پرچین نگاهت مانده، ولی هنوز لب های خشک من همچون بیابانی تشنه کام در حسرت باران مژگان تو چشم به راه دکلمه قطره هاست! مرتضی سنجری
-
عشق دوست داشتنِ بیدلیل است
یکشنبه 19 دیماه سال 1400 01:05
عشق دوست داشتنِ بیدلیل است بیهیچ دلیلی وابستگی به کسیست از درون آب شدن است بهوقت نگریستن به چشماناش با تمام وجود لرزیدن است به وقت گرفتن دستاناش حتا در آغوش نکشیدن از روی شرم است از آن رو که دوست داشتن در اصل همان شرم است اساسا دوست داشتن چیست ؟ بهخاطرش مردن است ؟ بههمراهاش زندگی کردن است ؟ یک عمر دوست داشتن...
-
خدا میشه نگام کنی
یکشنبه 19 دیماه سال 1400 01:04
-
شب سردزمستانی
یکشنبه 19 دیماه سال 1400 01:02
-
صدای زجه هایم را نمیشنوی؟..
یکشنبه 19 دیماه سال 1400 01:01
صدای زجه هایم را نمیشنوی؟.. سالهاست که در مسلخ چشمانت مرا به صلیب کشانده ای هادی قنبری
-
لعنت به قافیه ای که هرگز در دلم ردیف نشد
یکشنبه 19 دیماه سال 1400 01:01
لعنت به قافیه ای که هرگز در دلم ردیف نشد انگار امشب رنگ رُخ ماه پریده تا نگاهش به رُباعی چشمانت افتاد؛ تو باش و شعر کوتاه چشمانم را گِره بزن به بیت بلند گیسوانت که سال هاست زیر دو اَبروی کمان اَت خیره مانده ام به آسمان هفتم خُمارِ نگاهت! مرتضی سنجری
-
از تو شروع شدهام
یکشنبه 19 دیماه سال 1400 00:59
از تو شروع شدهام مثل یک شعر عاشقانه بریده بریده نفس میکشم پیراهن سرخ میپوشم از تو شروع شدهام مثل یک شعر عاشقانه بریده بریده نفس میکشم پیراهن سرخ میپوشم و میگذارم گوشههای دامنم در باد برقصد تو هم آتشی بر پا کن در صحن جنگلی تن ما تا با صدای پرهیجان پرندگان تپنده به دور آتش بومی برقصیم دور از چشم گیتارهای...
-
ای بکر ترین برکه! هلا سوره ی صافی!
یکشنبه 19 دیماه سال 1400 00:57
ای بکر ترین برکه! هلا سوره ی صافی! پرهیز کن از این همه پرهیز اضافی! مهری بزن از بوسه به پیشانی سردم بد نام که هستیم به اندازه ی کافی! تلخینه ی آمیخته با هر سخنت را صد شکر! شکرپاش لبت کرده تلافی! با یافتن چشم تو آرام گرفتم چون شاعر درمانده پس از کشف قوافی.. چندی ست که سردم شده دور از دم گرمت.. بر گردنم از بوسه مگر شال...
-
شبگرد شعرها تو که تردید میکنی
یکشنبه 19 دیماه سال 1400 00:55
-
کوچ کردی از آغوش من
یکشنبه 19 دیماه سال 1400 00:54
کوچ کردی از آغوش من اما ندانستی شب هایی که گیسوانت را شانه می زدم ستاره ها غرقِ تماشایت می شدند... علیرضا میاحی
-
چیزی در من شکسته بود
یکشنبه 19 دیماه سال 1400 00:53
چیزی در من شکسته بود چونان کلبهای در گردباد چیزی در من رها شده بود چونان تختهای در آب وت و آمدی از پس پشت سالها از پس پشت رازها گفتی که چنان شود و شد گفتی آرام بگیر و گرفتم گفتم اینجا کجاست که همه چیز میشود همه چیز آرام است گفتی اینجا آغوش من است جایی میان دو بازوی سپیدم مهرداد درگاهی
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 18 دیماه سال 1400 00:31
و من مثل خریداران عطر گردن تو را میبویم سرمست میشوم از عِطرالاولینی که از آغاز آفرینش تو را هست و خانه عشق ما را به سالن رقص فرشتگان ماننده کرده است لب به لبات میسایم که همچو یاقوت مذاب هستند و زمین را در چرخش روزانه خود به دور خورشید غرور میبخشد به بودن تو من محکوم به بهشت هستم و شهروند جزیره خجستگان خدای را شکر...
-
زمستان
شنبه 18 دیماه سال 1400 00:30
-
باران به شیشه می خورد
شنبه 18 دیماه سال 1400 00:28
باران به شیشه می خورد صدایش می شود زیباترین موسیقی دنیا چترم را برمی دارم می خواهم زیر باران بروم خیس شوم حکایت غریبی است میان من و باران وچتر می گویند همه جا تعطیل است انگار باران و دل من و چتر وخاطرات تعطیلی می فهمند زیر باران نروم با خاطره هایم چه کنم؟ سمیرا خدابخشی
-
:((
شنبه 18 دیماه سال 1400 00:27
-
وصف چشمان تو سخت است خدا میداند
شنبه 18 دیماه سال 1400 00:26
وصف چشمان تو سخت است خدا میداند لب گشایم به سخن قافیه دل می بازد با تو جاریست به جان قلمم جوهر عشق که به توصیف کسی جز تو نمی پردازد نیست مقبولت اگر بر قلمم خرده نگیر که به این خط خطی ساده چرا می نازد؟ دست من نیست اگر توسن اندیشهی تو گاه و بی گاه به دشت غزلم می تازد منم آن ساقهی نورستهی تردی که فقط... خاک گلدان تو...
-
داغدار تو هم پاییز
شنبه 18 دیماه سال 1400 00:25
داغدار تو هم پاییز رفتی و من، ماندم سرشار از سوزِ انتظار...! راستی بهار را دیدی اگر، آرزو بگو، به دلم هنوز… محمد ترکمان
-
:)))
شنبه 18 دیماه سال 1400 00:24
-
من همان عاشق دیوانهی سرمست توام...
شنبه 18 دیماه سال 1400 00:24
تا به حال، از عسل چشم کسی مست شدی؟ تا به حال، عاشق دیوانهی سرمست شدی؟ من همان عاشق دیوانهی سرمست توام... توبه اندازهٔ من پای کسی هرز شدی؟ من که از دوری تو تار دلم می لرزد... تو هم اندازهٔ من اینهمه دلتنگ شدی؟! هوس خواستنت مثل عسل شیرین است تو بگو،عاشق این قلب پر از درد شدی؟! دانیال امیری
-
حواسم از تو رد نمی شود
شنبه 18 دیماه سال 1400 00:23
حواسم از تو رد نمی شود جاذبه ای داری در مدار دلم علیرضا سعادتی راد
-
حس خوبی ست
شنبه 18 دیماه سال 1400 00:22
-
عاشق که باشی شعر شورِ دیگری دارد
جمعه 17 دیماه سال 1400 02:14
عاشق که باشی شعر شورِ دیگری دارد لیلی و مجنون قصهی شیرینتری دارد دیوان حافظ را شبی صد دفعه میبوسی هر دفعه از آن دفعه فالِ بهتری دارد حتی سؤالاتِ کتابِ تستِ کنکورت - عاشق که باشی - بیتهای محشری دارد با خواندن بعضی غزلها تازه میفهمی هر شاعری در سینهاش پیغمبری دارد حرفِ دلت را با غزل حالی کنی سخت است شاعر که باشی...
-
خسته ام اما بخواهی تکیه گاهت می شوم
جمعه 17 دیماه سال 1400 02:12
خسته ام اما بخواهی تکیه گاهت می شوم بین تنهایی ِ آدم ها پناهت می شوم یک شب از دنیا به عشقت دست ِ خود را می کشم در هوای خانه ای تاریک ماهت می شوم تا نگاهم می کنی از شوق می ریزد دلم خیره در آئینه ی چشم سیاهت می شوم با تو دنیا تیره و تاریک هم باشد خوش است تو فقط عاشق بمان ... فانوس راهت می شوم گاه ابرم ... گاه باران ......
-
دلم بسته هست به هر نگاهی...
جمعه 17 دیماه سال 1400 02:10
دلم بسته هست به هر نگاهی... نگاهت را بنداز که شاه کلیدش چشمان توست... افشین عدلی
-
شگفتی مرا
جمعه 17 دیماه سال 1400 02:10
شگفتی مرا گره بزن به یک شکوفهٔ انار نار نار آتشی نشسته در گلوی واژه ها... مینامهرآفرین
-
خدایا!
جمعه 17 دیماه سال 1400 02:09
-
جوانه که میزنی
جمعه 17 دیماه سال 1400 02:08
جوانه که میزنی تنظیم میشود نبضِ پی در پیِ خیالِ من. سحر را بیدار میکنم دستش را در دست خورشید میگذارم و با هم زمستان را قدم می زنیم تا بهار…. مژگان رشیدی
-
می دانی دوستت دارم
جمعه 17 دیماه سال 1400 02:07