-
با خندهی لبهایش بر غصه شکر ریزد
پنجشنبه 3 آذرماه سال 1401 10:26
با خندهی لبهایش بر غصه شکر ریزد چون یار شود با ما صد غصه زدل خیزد بر زلف سیاه از عشق زیبا نظری کردم وز کنگره مویش صد توطئه بر خیزد در اوج جوانسالی او گوهری احساسی بی باک تر از باران بر خاک دلم ریزد آن لحظه که یارم نیست آرام و قرارم نیست اشک از رخ غمبارم می گرید و می ریزد مستم ن چنان از می آید خبری از وی ؟ ساغر شکنم...
-
رنگین کمانی در جعبه!.
پنجشنبه 3 آذرماه سال 1401 10:20
سیاه, قرمز, سبز, آبی, بنفش, زرد, رنگین کمانی در جعبه!. رها فلاحی
-
اینجا سکوت می وزد
چهارشنبه 2 آذرماه سال 1401 08:17
اینجا سکوت می وزد که بی تو من سازی شکسته پر از ترانه های مرده ام ! پرویز صادقی
-
چه منظره زیبایی
چهارشنبه 2 آذرماه سال 1401 08:17
-
لبهات تمشک است و اساسا چو مرباست,
چهارشنبه 2 آذرماه سال 1401 08:16
لبهات تمشک است و اساسا چو مرباست, شیرین و ملس, ترش, پر از ناز و معماست, آن گونه و آن صورت تو نان تنوریست, شکرانه خدا را همه بر سفره محیاست, خورشید دلم, عالمم از نور تو بر پاست, هر لحظه کنارت دل من کاخ مطلاست, هر چرخش و رقصی که زند قاصدک شاد, صد شکر پیامش شکرین است و مصفاست, هم مسجد و هم میکدهای, کعبه مقصود, آن شال...
-
صحرای نبودنت
چهارشنبه 2 آذرماه سال 1401 08:16
صحرای نبودنت عرفات است و میقات چشمانت ایمان من طائفم بر حرم عشق به مسلخ ببر دلتنگیم را مرضیه شهرزاد
-
پاییز
چهارشنبه 2 آذرماه سال 1401 08:15
-
روزی که تن ز جان شود و جان ز تن جدا
چهارشنبه 2 آذرماه سال 1401 08:13
روزی که تن ز جان شود و جان ز تن جدا هر یک جدا ز عشق تو سوزند و من جدا گر جان ز تن جدا شود و تن ز جان چه غم یارب! مباد درد تو از جان و تن جدا گر خون ز داغ هجر تو گرید عجیب نیست آوارهای که بهر تو شد از وطن جدا در مصرِ جان ز گریۀ کنعانیان هنوز یوسف جداست غرقه به خون پیرهن جدا از گرد خانۀ تو فغانی جدا نشد بلبل کجا شود ز...
-
فقط بخاطـــر توست , این همه پریشانی
چهارشنبه 2 آذرماه سال 1401 08:12
فقط بخاطـــر توست , این همه پریشانی فقط بخاطر توست این...خودت که میدانی شبیه کلبه چوبی میان شورش باد چقدر مضطربم من...چقدر بحرانی چگونه شانه کنم گیسوی غزل ها را چگونه از تو بگویم...غزال بارانی چه شد حرارت چشمت رسوب کرد و نشست چه جای بغض وسکوت است این زمستانی چه شد که دور و برت را پرنده ممکن نیست پرنده های حرم را ز...
-
من,,, دورترین کوچه ی دنیا را پیمودم وُ,
چهارشنبه 2 آذرماه سال 1401 08:11
من,,, دورترین کوچه ی دنیا را پیمودم وُ, تو در جستجویم, راه خانهات را گم کرده بودی! راستی؛ که گفته بود؟! دو خط موازی هرگز به هم نمی رسند؟ سعید فلاحی
-
با من بیا
سهشنبه 1 آذرماه سال 1401 07:48
رها شده ام ازمرز ادیان از مرز عصیان منم همساز منصور که خدا را در خویش پیدا کرد همان خدایی که عاشق ست مرا دگر کعبه و کنیسه و کلیسا را حاجتم نیست عبور کردم از مرز جهل و جنون پاره کردم تسبیح توهم بندگی را شکستم مهر متوحش ضلالت را خدا مرا ذلیل و حقیر نمی خواهد به من گفت شیطانی نیست سایه ای پشت سرت نیست گوش فرا ده کسی جز...
-
دلم ققنوسی ست
سهشنبه 1 آذرماه سال 1401 07:47
دلم ققنوسی ست که برای خواستن ات تمامی ندارد پرویز صادقی
-
گله دارم..
سهشنبه 1 آذرماه سال 1401 07:46
-
بنوش ای باغ
سهشنبه 1 آذرماه سال 1401 07:46
بنوش ای باغ از ذوق ِ آسمان خاطره ای آبی به یاد ِ ناگفته ها... ب نوش که چشم هایم هنوز دلتنگ ِ خواب است دلتنگ ِ فردایم ... بنوش که صبح دم بیدار شوم با بوسه ات در خواب های کهنه ام بنوش از خان ِ آسمان تا بستر ِ سبز ِ زمان پهن شود پای نفس های درد تکیه دهد فصل ِ غم... بنوش از چوب ِ حراج چوب ِ حراج ِ خدای مهربان که مدتی بلند...
-
عشق همان چیزی ست
سهشنبه 1 آذرماه سال 1401 07:45
ع ش ق همان چیزی ست که عقل را دیوانه می کند پرویز صادقی
-
کارش از عتیقه هم گذشته است
سهشنبه 1 آذرماه سال 1401 07:44
کارش از عتیقه هم گذشته است دلم را می گویم بسکه به یادت خاک خورده است پرویز صادقی
-
انتظار
سهشنبه 1 آذرماه سال 1401 07:44
-
به کوی تو...
دوشنبه 30 آبانماه سال 1401 07:51
به کوی تو... نه میدانم ابتدای جاده کجاست...!؟ نه میدانم انتهایش را...!؟ ولی خوب میدانم, این راه خلوت بی پایان, ترک برداشته از شدت کنجکاوی!! تا بفهمد...!! این پا برهنه ی محنون, در پی کیست...!؟ رسول امامی
-
انار
دوشنبه 30 آبانماه سال 1401 07:50
-
پرنده بودن
دوشنبه 30 آبانماه سال 1401 07:50
پرنده بودن چه خوب است؛ بیگذرنامه همه جا میروی! سعید فلاحی
-
مرا که می خوانی
دوشنبه 30 آبانماه سال 1401 07:49
مرا که می خوانی دهان واژه هایم آب می افتد از طعم لب هایت گل های شعرم همه پروانه می شوند در باغ نفس هایت تو در حافظهٔ کدام خیال می وزی که مثل گل نادیده بویت شنیدنی ست ؟! پرویز صادقی
-
خانه ام ابریست
دوشنبه 30 آبانماه سال 1401 07:48
-
گریه هایم کوچ لبخند تو بود
دوشنبه 30 آبانماه سال 1401 07:46
گریه هایم کوچ لبخند تو بود رفتی و من مانده ام چون عاشقی بر دار عشق.. پیروز پورهادی
-
به راه مینگرم وُ
دوشنبه 30 آبانماه سال 1401 07:46
به راه مینگرم وُ آه میکشم! آخرین آرزویم, آمدن توست. سعید فلاحی
-
بلوچستان
یکشنبه 29 آبانماه سال 1401 07:38
-
باران ناخواسته آمد؛
یکشنبه 29 آبانماه سال 1401 07:36
باران ناخواسته آمد؛ و لبخند مرد کارتن خواب را خواسته شست! سعید فلاحی
-
بعد خلقت وخوردن سیب
یکشنبه 29 آبانماه سال 1401 07:34
بعد خلقت وخوردن سیب حوا می دوید آدم در پی اش شاخه ای پر برگ هم در دست فریاد می کردش همی حوووواااااا برگ بر تو حوووااااااا برگ بر تو واینگونه عشق استمرار پیدا کرد واز سکون برون شد رضا شاه شرقی
-
دلتنگی سایه ی رقص دردیست
یکشنبه 29 آبانماه سال 1401 07:34
دلتنگی سایه ی رقص دردیست بی امان و باران خیز دردنیای دوستت دارم های پراز خلأ نبودنت پشت پنجره های همیشه درانتظار آمدنت. لعیا_قیاثی
-
پاییز
یکشنبه 29 آبانماه سال 1401 07:33
-
غم هایم را
یکشنبه 29 آبانماه سال 1401 07:32
غم هایم را از خودم دور کرده بودم اما دوباره پَر زدند پروانه شدند و نشستند رو شعله دلم نسترن دانش پژوه