-
از سهم زندگی تاوان به ما رسید
شنبه 17 دیماه سال 1401 07:36
از سهم زندگی تاوان به ما رسید از عاشقی نپرس کتمان به ما رسید وقتی که آرزو در بند واژه بود از آن همه کلام پایان به ما رسید مهساپارسا
-
فصل شکستن است که ماتم گرفته دل
شنبه 17 دیماه سال 1401 07:36
فصل شکستن است که ماتم گرفته دل انگار در نهان خودش غم گرفته دل از بسکه زخم خورده ازین ترس و اضطراب در کوره راه حادثه ها دم گرفته دل هرگز نشد میسر از ورطه این بگذرد گویی که جا به قهر جهنم گرفته دل تا حد انزجار ازین ها رمیده است زآیین جهل , کینهٔ عالم گرفته دل نامهری ایکه سنگ شد و درد آفرید آیینه ای شکسته که محکم گرفته...
-
دلبر
شنبه 17 دیماه سال 1401 07:35
-
مرا له کن غرقم کن یا بسوزانم
شنبه 17 دیماه سال 1401 07:33
مرا له کن غرقم کن یا بسوزانم مرا در عشق خود حل کن یا بجوشانم مرا در انزوای خویش تنها نسپارم که من تنها به تو نور تو؟مبتلایم مرا در خاک عشق خود برویانم مرا با مهر خود ای دوست پذیرا باش یا با بی محلی ها بمیرانم مرا تنها با تن هایی که تنهایند تنها نگذارم چو من تنها با تن تو آشنایم میثم علی شاه
-
نه عاشقانه رقصیدن
شنبه 17 دیماه سال 1401 07:33
نه عاشقانه رقصیدن و نه چون ابر باران خیز, در لحظه ها, اکنون واژه ها دنبال تو می گردند. و حواس من دراز است بر بالین آفتاب, سرازیرم از نگاهت بر دشت های روشن رویا و شادی سبزی افتاده بر دامن فردا. بنفشه ای را نشانه می گذارم و می روم به خواب...! مرضیه رشیدپور
-
یاضامن آهو
جمعه 16 دیماه سال 1401 08:50
+واقعا ممنونمم..
-
فراز هایی از عشق
جمعه 16 دیماه سال 1401 08:47
فراز هایی از عشق عشق سبز است در زمستان نگذاریم عشق به چیز دیگری بیندیشد. دستهای مهر بان عشق را به چیزی الوده نکنیم. صبحگان راه عشق را مبندیم که عشق ناتوان است در تاریکی. در هر دو سوی عشق کسی منتظر در است. ارامش کوچه عشق به نم نم شبنم هاست. عشق همیشه همراه ماست . پیری در آن سرورست. پاییز عاشقان از بهارش طوفانی تراست....
-
لحظه ها حلزونی نفسگیر
جمعه 16 دیماه سال 1401 08:46
لحظه ها حلزونی نفسگیر آرزو تیری شکسته در کمان کودکی کماندار نگاه گیر در کلافِ گره ها کوچه خسته در حصرِ درهایِ بسته شب اما بی مزاحمتِ فانوس ها سبعانه کور می کند هر روزنی را با جادویِ خواب حتی شعاعِ ستاره ای دور آه!! چه بد است آن حالیکه خراب از این خواب می کاود کوی وُ برزن را برای...... بیداری علیزمان خانمحمدی
-
انتظار
جمعه 16 دیماه سال 1401 08:45
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 16 دیماه سال 1401 08:44
بغض گر می شکند هق هق شب, تا صبح به خواب رفته ی درد من تو را بارانم, من به ویرانه ی این پیکره ی زجر تازیانه ی اشک, شلاق می زنم, تا تو ای رفته ز شب های بلند از بر قصه ی این تلخی ها جام دیدار بنوشی و مرا آغوش بگیری,... اعظم حسنی
-
تا خدا هست غمی نیست , خدا همراه است
جمعه 16 دیماه سال 1401 08:44
تا خدا هست غمی نیست , خدا همراه است همه جا لطف خدا , شامل حال ما هست هر که خواهد ز بلا دور بماند همه عمر بکند خدمت مخلوق , خدا هر جا هست هست نزدیک به ما , عاشق مخلوق خود است تو به او دل بده , او نیز دلش با ما هست تا جهان هست , جهان دار جهان مالک اوست نشو نومید , خدا هست ,خدا با ما هست کاش یک روز تو هم عاشق لطفش بشوی...
-
تسلیت
جمعه 16 دیماه سال 1401 08:41
-
گر نداری سرِ الفت به من و حال دلم
جمعه 16 دیماه سال 1401 08:40
گر نداری سرِ الفت به من و حال دلم روز و شب از چه روانی تو به دنبال دلم بی تو ارگی شده متروکه هوای دل من رفتی و زلزله افتاده به احوال دلم نگران نیستم از ماندنِ در کنج قفس نگرانم که چرا بسته پر و بال دلم کوچه و شهر و خیابان همه جا یاد تو بود حکم, این شد که بماند غم تک خال دلم نشد آخر شود آرام دل از بودن تو بسکه لرزاند...
-
زمستان
پنجشنبه 15 دیماه سال 1401 08:20
-
غم به ریال
پنجشنبه 15 دیماه سال 1401 08:19
غم به ریال لبخنــــــــد به دلار عجب آشفته بازاریست این روزها صیدنظرلطفی
-
نگاهم به آسمان بود
پنجشنبه 15 دیماه سال 1401 08:17
نگاهم به آسمان بود تمام شاپرکها دورم بودند و ندیدم کاش صدای بلندی داشتد آنها بیتاب بودند و من بی خواب دعا را خسته کردم و تو را فرصتی ندادم بگذار در اغوشت بگیرم خذا حافظی رسمی دارد صدایت می زنم بشنو صدایم کاسه آب را برای بازگشتت به جای خاک بر سرم میریخنم خیلی دلم میخواست در آغوشت بمانم چه لذتی دارد این التماس فریبا...
-
ضامن من نمیشی...یا ضامن آهو..
پنجشنبه 15 دیماه سال 1401 08:15
-
به جستجوی قامت تو هزار کوچه و پس کوچه دویدم
پنجشنبه 15 دیماه سال 1401 08:14
به جستجوی قامت تو هزار کوچه و پس کوچه دویدم برای آمدن تو چه چلچله های به داخل کوچه کشیدم نه رنگ تو به دیوار نه اسم تو مانده به لب ها ولی به انتظار محبتی از نو هنوز جاده شعر را آب و جارو کشیدم بریخت بدور همه کینه و غم را اینه گرفتم وگلخانه بچیدم ترانه خوان صدایش اگر آمد بگ. از تو بخواند هنوز دل یخ نبسته به آمدنت پیچ...
-
در پیله های درهم پیچیده
پنجشنبه 15 دیماه سال 1401 08:14
در پیله های درهم پیچیده وتاریک احساس عشق را باید در دلی یافت که مجنون وار در پی از دست دادن لیلای خود شتابان و پروانه وار سر از پیله در می آورد وبه هر سو سرکمی کشد تا بیابد گم شده اندرون خود را در این عمر اندک وباقی مانده خودو سر باستان وجودش نهاده واین دگرگونی و هدیه اسمانی را جشن بگیرد در آن هنگام ودر باوری که :...
-
زمستان
پنجشنبه 15 دیماه سال 1401 08:12
-
داغت،
پنجشنبه 15 دیماه سال 1401 08:11
داغت، داغست هنوز ای داغ دیدهترین، -باغ جهان. سعید فلاحی
-
شازده کوچولو گفت: شاید باورت نشه!
چهارشنبه 14 دیماه سال 1401 08:22
شازده کوچولو گفت: شاید باورت نشه! گل با تعجب پرسید: چیو؟ شازده کوچولو گفت: اینکه بعضی شبا میشه نخوابید و تا صبح به تو فکر کرد …
-
زندگی
چهارشنبه 14 دیماه سال 1401 08:17
-
چقدر شب اضافه می آید
چهارشنبه 14 دیماه سال 1401 08:15
چقدر شب اضافه می آید وقتی که نیستی . . . افشین صالحی
-
منصفانهتر این بود
چهارشنبه 14 دیماه سال 1401 08:15
منصفانهتر این بود که هرکس فقط تاوان نفهمی خودش را میداد ! فریدون فرخزاد
-
تو مرا بین که منم مفتاح راه
چهارشنبه 14 دیماه سال 1401 08:14
گویند: دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت پیرمرد خوشحال شد و گوشه های دامن را گره زد و رفت! درراه با پرودرگار سخن می گفت: ( ای گشاینده گره های ناگشوده، عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای ) در همین حال ناگهان گره ای از گره هایش باز شد و گندمها به زمین ریخت! او با ناراحتی گفت: من تو را کی گفتم...
-
شورانگیز شبی آذر
چهارشنبه 14 دیماه سال 1401 08:13
شورانگیز شبی آذر فضا سحرانگیز دونگاه بوی نرگس ها هوش از سرمان برده بود و دل انگیز امشب چه شبی ست از مرام لب های تو ... چه بگویم ؟ ابر بالش را نتکانده بود که لب هایمان از هم جدا افتاد دست هایمان میان تباهی گم گشت , اکنون نگاهم به دری ست که نمی آیی به خیابانی که نمی عبوری به صدایی که گوش هایم صدایت را دوست داشتم , دست...
-
حال خوب
چهارشنبه 14 دیماه سال 1401 08:13
-
هر وقت دلت خواست عیب کسی رو بگیری،
چهارشنبه 14 دیماه سال 1401 08:07
هر وقت دلت خواست عیب کسی رو بگیری، یادت باشه که تو این دنیا، همه مردم مزایای تو رو نداشتن. اسکات فیتس جرالد
-
اگر معلم شیمی شدید
چهارشنبه 14 دیماه سال 1401 08:06
اگر معلم شیمی شدید راستگو باشید و گرمادهدترین واکنش رو بغل معرفی کنید ... ندا_جمشیدی