-
عطر بهار نارنج در باغچه دل
سهشنبه 2 اسفندماه سال 1401 07:51
عطر بهار نارنج در باغچه دل همانند طراوت عاشق شدن زیبا و دلچسب بود کودکی در آرزوی عشق ورزیدن به گلدان شمعدانی کنار لبه حوض سپری شد به آن عطر یاس آشفتگی درخت اقاقیا در آن پیچ و خم گذر زمان همه شاد و مسرور خندان و پر شور پای کرسی پدر بزرگ دانه های یاقوت انار اطلسی بالای طاقچه گرمای قصه های مادر بزرگ افسانه ای شد در...
-
بودنت. به تمام دنیا, می ارزد.
سهشنبه 2 اسفندماه سال 1401 07:48
بودنت. به تمام دنیا, می ارزد. بی تو, حتی بهشت هم, طعمی ندارد؛! مصطفی رادقره ویس
-
حال خوب
سهشنبه 2 اسفندماه سال 1401 07:41
-
درشعر مفقودم نشانی از مزارم نیست
سهشنبه 2 اسفندماه سال 1401 07:40
درشعر مفقودم نشانی از مزارم نیست روزی مرا میخوانی این پایان کارم نیست کوهم که گریه می کند از دوری دریا یک دامنه مرهم برای ابشارم نیست بانام انسان بودنم گفتند آزادی جز جبر چیز دیگری در اختیارم نیست گم شد تنم زیر غباری که ولم کردی چون شعر بر سنگ مزاری که ولم کردی هی دور خود میچرخم و میچرخم و میچر... غش میکنم توی مداری...
-
حال خوب
سهشنبه 2 اسفندماه سال 1401 07:35
-
دلم دریاست,
سهشنبه 2 اسفندماه سال 1401 07:35
دلم دریاست! طوفان است ! می کوبد سرش را بر ساحل ! … دلم دریاست, دیرگاهی است, قایقی میخواهم از جنس خیال ! و کلبه ای ؛ در آن سوی دور دست ها! دور از هیاهوی باد و باران و عقربه های ساعت! لمیده در سایه ی دشت ! گره چشمانت را یکی یکی باز کنم ! علیرضا گودرزی
-
درد میکند
سهشنبه 2 اسفندماه سال 1401 07:33
درد میکند جای زخمی که ز درون است درد میکند زخم کهنهِی دل که دیگر مالک من گشته ,درد میکند جای تمام نشدن ها و نرسیدن ها درد میکند درد میکند دردمیکند و مرا دیگر هیچ نوش دارویی چاره نیست. ..❤️ محمدصادقمرادی
-
سلامم برآن رحمت بیکران
دوشنبه 1 اسفندماه سال 1401 08:07
سلامم برآن رحمت بیکران سلامم برآن نور پیغمبران سلامم برآن خاتم انبیا برآن کس که باشد عزیزخدا سلامم برآن نور بالانشین برآن حامی دین روی زمین سلامی به زیبایی لاله ها سلامی پر ازعطر آلاله ها سلامم برآن شهر علم خدا سلامم برآن چهره دلربا سلامم برآن نور ایزد نشان سلامم برآن خیرخواه جهان سلامم برآن کس که تا عرش رفت به دنبال...
-
مگو دلتنگی از نامهربانی ها , پریشانم
دوشنبه 1 اسفندماه سال 1401 08:06
مگو دلتنگی از نامهربانی ها , پریشانم که از رنج فراق تو , میان غصه پنهانم دمادم انتظارم راه و بیراهه که بازآیی نگاه بیقرارمن که خسته کرده چشمانم کجاجویم طبیب زخم چرکینم شفاگیرم که تنها مرهمی هستی برای دردودرمانم شدم مانند تاس نردبازی گیج وسرگردان میان شیش وبشهای توماندم سرگریبانم تو گفتی بار دیگر با دل تنگم رفاقت کن...
-
حال خوب
دوشنبه 1 اسفندماه سال 1401 08:05
-
آدم خلیفه تنهای خدا روی زمین است
دوشنبه 1 اسفندماه سال 1401 08:05
آدم خلیفه تنهای خدا روی زمین است امپراتوری که گاهی باید برگردد به آخرین سلاحش و آخرین سلاح او گریه است فاضل نظری
-
یک بہ یک با
دوشنبه 1 اسفندماه سال 1401 08:04
یک بہ یک با مژههایت دلـ ِ من مشغول است میلہهای قفسم را نشمارم چـــہ کنــم ؟ سیدحسن_حسینی
-
یا امام رضا(ع)محتاجتم
دوشنبه 1 اسفندماه سال 1401 08:03
-
آخ دلم هیشکی کنارت نیست، سرکن با خودت
دوشنبه 1 اسفندماه سال 1401 08:02
آخ دلم هیشکی کنارت نیست، سرکن با خودت زیر و رو شو، دنیا رو زیر و زبر کن با خودت وقتی میبینی خودت داره کلافت میکنه ازخودت پاشو، خودت باش و سفر کن باخودت هر زمستون پیش از این که ریشه پابندت کنه شاخهتو بردار و تمرین تبر کن با خودت یا بساز و دونه دونه مرگ برگاتو ببین یا بسوز و جنگلی رو شعلهور کن با خودت سر بچرخونی...
-
هنوزم تک درخت , عاشقی و سربه زیری
دوشنبه 1 اسفندماه سال 1401 07:57
هنوزم تک درخت , عاشقی و سربه زیری نمی دانم که بیدی!! یا که مجنونی!! اسیری! فشانده گیسوان مرمری , را روی دیوار پریشان, دل ربا, عاشق ....چنان قلب ی و تیری گرفته کوچه را....انگار ....بویی نشسته در دلم....بی گفتگویی!! نگاهم خیس ..می خواند خدا را خدایا...پشت در هستی؟؟ تو...اویی؟ گرفته سینه ام را انتظاری شکسته در دلم, شاخه...
-
نُقطه یِ آغاز جهان خالِ لبِ یارِ من است
دوشنبه 1 اسفندماه سال 1401 07:54
نُقطه یِ آغاز جهان خالِ لبِ یارِ من است تیزی اَبروی کجَش سوزنِ پرگارِ من است عاشق آن خالِ لب و عاشق اَبروی کجَم این همه دیوانگی اَم خِصلَتِ رفتار من است شب نتوانم بِنَهم سَر به درستی به زمین فکر و خیالش همه شب موجبِ آزار من است گر بِشَوَم مَحو من و کاغذ و دست و قَلَمم نیست غَمَم چونکه خدا خالق اشعار من است طالعِ من...
-
گرچه آواره ترین مرغک،بی بال و پرم..
دوشنبه 1 اسفندماه سال 1401 07:54
گر چه آواره ترین مرغک ِ بی بال و پرم بر لب ِ بام ِ فلک شاهدِ خوف و خطرم بغضِ صد پنجره در پنجره دارد دل ِ من لب فرو بسته خموش منتظر ِ بام و درم کوچه ها مشتعل از موج بلا خیز ِسکوت خانه ها بسته که دستی نشود همسفرم قاصدک مژده ی وصلی بده از باغ و بهار من همان قمری لب بسته ی خونین جگرم روز و شبهای مرا اشک ِ ندیدن پوشید می...
-
وقت بیداری_ست
یکشنبه 30 بهمنماه سال 1401 07:23
عابری پرسید : ساعت چند است ؟ گفتم: وقت بیداری_ست پرسید: سپیده کی سر می زند؟ گفتم: سپیده دم ؟! هان...! منم منتظرم شاید فردا و یا هیچوقت محمد_مولوی
-
حال خوب
یکشنبه 30 بهمنماه سال 1401 07:22
-
از بهشت برون شدم
یکشنبه 30 بهمنماه سال 1401 07:21
از بهشت برون شدم که عذابم باشد, غافل آن که این جهنم, چون تو دارد بهشتی دگر است.... اعظم حسنی
-
ای کاش گنجشکی بودم..
یکشنبه 30 بهمنماه سال 1401 07:21
ای کاش گنجشکی بودم در بامداد, که بر شیروانی گونه هایت مینشستم و با پر های کوچکم حجاب چشمانت را کنار میزدم و صبح مهربانی را به تو هدیه میدادم, ای کاش گنجشکی بودم در شبی که شهود آن دلتنگی توست و پر میزدم بر سقف شانه ات تا به نفیر دلتنگی ام گوش دهی تا شب غم تنزل کند, و نگاه سیاه مست تو تریاق من است ای کاش دریا میشدم در...
-
نگهم در جدال با نگهت
یکشنبه 30 بهمنماه سال 1401 07:17
نگهم در جدال با نگهت عشق را تاوان داد, کاش می دانستم نگهت, آب قبل از, سر بریدن به قربانی, باد..... اعظم حسنی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 30 بهمنماه سال 1401 07:17
-
ناتـوانـیِ
یکشنبه 30 بهمنماه سال 1401 07:16
ناتـوانـیِ وصـفِ تـو فصلِ مشتـرک مـن و واژه هـاسـت آن روزهـا کـه برایـت شعـر نمـی گویـم حیدر ولی زاده
-
این زخم تنهایی درونم بند نمی آید
یکشنبه 30 بهمنماه سال 1401 07:15
این زخم تنهایی درونم بند نمی آید بر روی لبهایم دمی لبخند نمی آید از طالع من دور شد ,رویای خوشبختی حتی به جادویی دو صد ترفند نمی آید در چاه خشکی مانده ام ,با بی کسی هایم اینجاکه یعقوب هم پی فرزند نمی آید در سینه گلدانی است خالی و ترک خورده کز زخم هجرانت دگر پیوند نمی آید بر ماجرای مرگ من شاهد نخواهد بود هنگام تلقین هم...
-
یادش بخیر آن روزها
شنبه 29 بهمنماه سال 1401 08:28
-
انگار در نگاه تو باران نیست
شنبه 29 بهمنماه سال 1401 08:26
انگار در نگاه تو باران نیست رقص پرنده ها و درختان نیست چندی است باغ آینه پوسیده ست خورشید چشم های تو تابان نیست چندی است چشم پنجره ها بسته ست این وقت سال...فصل زمستان نیست دیریست غیر داس و تبرها هیچ صحبت میان گندم و انسان نیست هم سفره های نان و سبو هستند همسایه های روز پریشان نیست ختم تمام کوچه به بازار است یک کوچه هم...
-
بی تو حال روح بیتابم فقط تغییر کرد!
شنبه 29 بهمنماه سال 1401 08:18
بی تو حال روح بیتابم فقط تغییر کرد! علت تحلیل اعصابم فقط تغییر کرد! من اثاث خانه را یک یک عوض کردم، ولی – خانه آن خانه ست، اسبابم فقط تغییر کرد! بین عشق آسمانی و زمینی فرق نیست! قبله ثابت ماند، محرابم فقط تغییر کرد! از «ده شب» رفت تا نزدیکهای «پنج صبح» در نبودت ساعت خوابم فقط تغییر کرد! «عاشق بیچاره»، «مجنون روانی»،...
-
از مرهم اشک ست؛
شنبه 29 بهمنماه سال 1401 08:10
از مرهم اشک ست؛ روشن چراغ دل! فرشته سنگیان
-
عیدتون مبارک
شنبه 29 بهمنماه سال 1401 08:07