-
آرامش ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ؟
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 09:56
8 نکته کلیدی برای داشتن آرامش در زندگی آرامش ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ؟ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﮑﻦ! آرامش ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ؟ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺗﻮﺳﺖ ﺑﺤﺚ ﻧﮑﻦ فقط به او گوش کن! آرامش ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ؟ خودت را با کسی مقایسه نکن! آرامش ﻣﯿﺨﻮﺍهی ؟ به دیگران کمک کن؛ تو توانایی ... شاید همه توانایی روحی و جسمی برای یاری کردن نداشته باشند! آرامش...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 09:55
-
سالهاست که به عشق تو دلداده ام
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 09:55
سالهاست که به عشق تو دلداده ام از نیش دوست و دشمن نیاسوده ام عاشقی که تا نیمه شبها بیدار است تا سحرها خواب را به تو بخشیده ام درد عاشقی دوری و فراق نیست گفتی که در دلدادگی با تو هم عقیده ام عاشقی سراسر همه دلتنگی است چون عاشقی را با غم و حسرت آفریده ام در بی خیالی عاشقی چون تو من از تنهایی به آغوش خود پناه برده ام در...
-
باران میشوم
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 08:58
باران میشوم و در خود میبارم خورشید میشوم و در خود میتابم سبزه میشوم و در خود میرویم باد میشوم و در خود میوزم خاک میشوم و در خود فرو میافتم شب میشوم و بر خود سایه میافکنم عشق میشوم و در خود بر تنهایی خود میگریم بیژن جلالی
-
ساعت ، به وقت موعود رسید
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 08:54
ساعت ، به وقت موعود رسید جنگل ، به خواب عمیقی فرو رفت شکارچی ، شکارچی بزرگ را شکار کرد آهو ، به آهو بوسه داد اسلحه ، به دست اهلی ترین حیوان افتاد جنگل ، از خواب خود برنخاست و ساعت در وقت موعود خود ماند . ::. شیرین فروغان
-
حس خوب
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 08:40
-
حواسمان هرجا او باشد ، میرود
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 08:33
حواسمان هرجا او باشد ، میرود الی پیش خودمان که نیست سمج شده این حال که مدام حواسمان پِی او بی حواس میشود عبدالله_احتشامی
-
من از مجاورت یک درخت می آیم
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 08:30
من از مجاورت یک درخت می آیم که روی پوست آن دست های ساده ی غربت اثر گذاشته بود به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی شراب را بدهید شتاب باید کرد سهراب_سپهری
-
بر مدار شکیبایىام
دوشنبه 25 اردیبهشتماه سال 1402 08:30
بر مدار شکیبایىام واژه ها را به هم کوک میزنم تا وصلهٔ صبر بدوزم بر تن بی تاب دلتنگی.. ((ماندانا پیرزاده))
-
یه روزی با کسی روبرو میشین
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 09:31
یه روزی با کسی روبرو میشین که به گذشته شما اهمیت نمیده؛ چون میخواد توی آیندهتون، کنار شما باشه ... آلفرد_هیچکاک
-
صبح بخیر
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 09:30
-
من آن کبوترِ تنها به روی بامِ تو هستم
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 09:29
من آن کبوترِ تنها به روی بامِ تو هستم مرا پراندهای امّا بدان به نامِ تو هستم گذشته از دلم آن که تو را ببینمت از نو و خوش به حالِ من آن دم که هم کلامِ تو هستم شکسته بال و غریبم, مرا بخوان که دوباره ببینیام که چه آسان به روی دامِ تو هستم منی که دانه به دانه غزل گرفتهام از تو قسم به این غزلم که فقط به کامِ تو هستم...
-
برای اینکه خوب باشه حالت
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 09:26
برای اینکه خوب باشه حالت صبح رو با داشته هات شروع کن تمام روز رو وقت بگذار و زندگی کن شب موقع خواب بهت حق میدم که بری توو فکر نداشته هات اما بهت حق نمیدم که فکر کنی هیچوقت قراره نداشته باشیشون تمام شب رو وقت داری خواب داشتنِ نداشته هات رو ببینی٬ صبح چشمت رو که باز کردی به داشته هات سلام کن به نداشته هات بگو به زودی می...
-
بر فراز تابش دیدار رو در روی دوست
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 09:25
بر فراز تابش دیدار رو در روی دوست صد هزاران شبنم بوسه نثار روی دوست هم طنین دلکش روح و درود صبحگاه بیصدا فریاد های صد سلام تقدیم دوست در نگاه اولین دیدار بی منظور ما آتشی بر خرمن دل زد نظر بازی دوست هم جگر پرخون و سر شیدا از این دلدادگی هم سراسر روح و جانم بی هوا مجذوب دوست دیدگان در شوق و دل در شور و سینه آتشین از...
-
بهار
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 09:25
-
میخواهم و میخواستمت، تا نفسم بود
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 09:24
میخواهم و میخواستمت، تا نفسم بود میسوختم از حسرت و عشق تو بسم بود عشق تو بسم بود، که این شعله بیدار روشنگر شبهای بلند قفسم بود آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت غم بود، که پیوسته نفس در نفسم بود دست من و آغوش تو، هیهات، که یک عمر تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود بالله، که بجز یاد تو، گر هیچ کسم هست حاشا، که بجز عشق...
-
امروز که اینجا آفتابی بود
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 09:19
امروز که اینجا آفتابی بود بیشتر از همیشه یاد تو بودم نه به خاطر خورشید زیبایش یا دلچسبی گرمایش؛ یا به خاطر اینکه تعطیلی بود و من تمام روز لم داده بودم و کتاب می خواندم؛ نه به یاد تو بودم به خاطر تمام حرف هایی که می شد با تو کنج حیاط ما زیر آفتاب نشست و زد؛ به خاطر صدای تکه های یخ لیوان شربتی که برایت می ریختم؛ به خاطر...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 09:18
-
ای درخور اوج !
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1402 09:17
ای درخور اوج ! آواز تو در کوه سحر، و گیاهی به نماز غم ها را گل کردم، پل زدم از خود تا صخره دوست من هستم، و سفالینه تاریکی ، و تراویدن راز ازلی سر بر سنگ ، و هوایی که خنک، و چناری که به فکر، و روانی که پر از ریزش دوست خوابم چه سبک، ابر نیایش چه بلند، و چه زیبا بوته زیست، و چه تنها من تنها من ، و سر انگشتم در چشمه یاد ،...
-
ما را به دو صد مرحله بردند به یغما
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1402 09:02
ما را به دو صد مرحله بردند به یغما اعداد چنین مرحله ها رو به زیاد است تب داشتن خوشه ی خورشید عجب نیست چون سایه برای تن پروانه ضماد است در طول بیابان ستم باد هویداست در عرض بدن قصه ولی نخوت و باد است میدان ادب گرز تکبر نپذیرد پایان هنر اول احیای عناد است انشای ادیبانه دگر سیطره گردید این سینه و احساس کنون کوی جهاد است...
-
زندگیم.
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1402 09:01
-
گیسو به هم بریزو
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1402 09:01
گیسو به هم بریزو جهانی ز هم بپاش! معشوقه بودن است و «بریز و بپاش» ها حسین زحمتکش
-
دلتنگ که می شوم
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1402 08:59
دلتنگ که می شوم تکه ای از من شعر می شود به روی دفترم خاطرات مچاله شدۀ دیروزهایمان دست و پا می زنند و قلمم بی اراده از تو می نویسد دلتنگت که می شوم حس پرواز در وجودم بال بال می زند و فقط تو را می خواهم دلتنگت که می شوم چشمانم به وسعت ابر بهار می گریند دلتنگت که می شوم و من همیشه دلتنگ توام « شاعر : انیمیت اراکس »
-
غمگین نیستم
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1402 08:58
غمگین نیستم فقط گاهی دلم می گیرد گاهی دلم کوچک می شود گاهی دلم می خواهد پرنده باشد بیشتر گنجشک باشد تا اگر این بار نشانه رفتند اورا پرنده بمیرد بیشتر گنجشک بمیرد سیما_خاوری
-
چه منظره زیبایی
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1402 08:57
-
چیزی بگو
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1402 08:54
چیزی بگو مثل بهار مثلاً شکوفه کن و یا ببار مانند رحمتی بر درونم یا رنگین کمان باش و روحم را در آغوش بگیر چیزی بگو فراتر از حرف باشد جانم را لمس کند چیزی بگو مثلاً کنارت هستم « شاعر : تورگوت اویار »
-
اگر که نتوانتم تو را تا ابد ببینم
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1402 08:52
اگر که نتوانتم تو را تا ابد ببینم بدان که همواره تو همراه من خواهی بود از درون و از برون همراه من خواهی بود بر نوک انگشتانم بر تیغه های ذهنم و در میانه ها در میانه های آنچه که هستم از آنچه که از من باقی خواهد ماند « شاعر : چارلز بوکوفسکی »
-
همه ی شهرهای دنیا
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1402 08:51
همه ی شهرهای دنیا در نقشه ی جغرافیا به نظرم نقطه های خیالی اند مگر یک شهر شهری که در آن عاشق ات شدم شهری که بعد از تو وطنم شد... سعاده الصباح
-
جای من خالی است جای من در عشق
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1402 08:51
جای من خالی است جای من در عشق جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار جای من در شوق تابستانی آن چشم جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت جای من خالی است من کجا گم کرده ام آهنگ باران را !؟ من کجا از مهربانی چشم پوشیدم !؟... محمدرضا عبدالملکیان
-
خواب زندگی می دیدم
جمعه 22 اردیبهشتماه سال 1402 09:14
خواب زندگی می دیدم شب بیدارم کرد ... آریا ابراهیمی