-
من هنوز هم تو را دوست دارم
یکشنبه 18 تیرماه سال 1402 10:35
من هنوز هم تو را دوست دارم با این که دیگر چیزی بین ما نیست اگر بخواهم دوست داشتنم را انکار کنم عشقی را که آن سالهای دور به تو داشتم را هم باید انکار کنم آخر مگر می شود آن عشق را منکر شد مگر می شود پشت پا زد به آن عشقی که از اعماق قلبم برخاسته بود درست است که امروز مقصدمان جای دیگر است وجدایی و دور بودن سرنوشت ماست...
-
دل پَر می کشید
یکشنبه 18 تیرماه سال 1402 10:35
دل پَر می کشید به هوای عقل در کوچه های عشق ... و من به نگاهی بستم بال های دل ... حال من با دلم و عقل , بیدل ... بگذار ! ازین کوچه خیال بگذرم همسوی قصه برگ و باد خفته ام ناله ام در همه عالم چه کنم ...!؟ یاعلی ...! محبوبه برونی
-
من را ببر به دنیای کودکی مان
یکشنبه 18 تیرماه سال 1402 10:34
-
آتش زدی بر جانم, دانم خبر داری
یکشنبه 18 تیرماه سال 1402 10:33
آتش زدی بر جانم, دانم خبر داری میدانی و میدانم, افسونگری داری در مسلخ چشمانت, افتاده و خیزانم بازیچه تو گشتم, اینرا تو میدانی تا کی بسر کویت, محزون نشینم من افسون به عشق تو,, چله نشینم من در پیش و پس امروز, درمانده و بیمارم تو مرحم این دردی, اینرا تو میدانی وقتی که بشور گفتی, عشقت ازلی باشد فریادی درونم گفت, افسوس...
-
خوشا آن خنک دمی که منزلگه ماست
یکشنبه 18 تیرماه سال 1402 10:33
خوشا آن خنک دمی که منزلگه ماست لطف ایزد جانآفرین در اندیشهٔ ماست آسمان زمین خورشید و ماه تحفهٔ سرور ماست اوست نوید عشق در بنیاد ما آنگه در وجودت بنگری او کیمیای جان ماست ز هر سویی مینگرم پرتو تلألو چون مهتاب اوست تا جهان و کهکشان باشد او ایـزد ماســت سیمین پورشمسی
-
اشیا که نقاشی شدند
یکشنبه 18 تیرماه سال 1402 10:31
اشیا که نقاشی شدند جان گرفتند! چراغ روشن شد پرده کنار رفت پنجره باز شد! دستی تکان خورد زندگی آغاز شد! شبنم حکیم هاشمی
-
غمــزهٔ چشمانِ مستت می کُند دیوانه ام
یکشنبه 18 تیرماه سال 1402 10:30
غمــزهٔ چشمانِ مستت می کُند دیوانه ام ماهــــرویم ؛ مهـــربانـم دلبــرِ مستانه ام بی بهانــه؛ عاشقانــه؛ دوستت دارم عزیز شب چراغِ خانــه ام شو لعبتِ جانانــه ام عاشق و زارت شدم آخـــر گـرفتارت شدم من خــریدارت شدم با این دلِ ویـرانه ام رنگ مــوهایت شرابی طعم لبهایت عسل خوشگل و نازم ؛ نگینم ؛ گوهر یکدانـه ام روز و شب...
-
عیدتون مبارک
یکشنبه 18 تیرماه سال 1402 10:30
-
اهالی خانه ی علی چون ثواب کنند
یکشنبه 18 تیرماه سال 1402 10:29
اهالی خانه ی علی چون ثواب کنند کریمانه بدون مزد و بی جواب کنند بدین دلیل یتیم و اسیر و درمانده به درب خانه ی آنان روند و دق باب کنند روال کار چنین بوده و چنین باشد که اهل درد علی و آل را انتخاب کنند به نزد اهل کسایش ملک و جبرائیل به سجده درافتاده و به ادب خطاب کنند بهشت و کوثر و طوبی به خانه ی علی است به حشر, به دوستی...
-
امشب می آیم
شنبه 17 تیرماه سال 1402 10:05
امشب می آیم نقب می زنم آفاق یأس افکن فاصله را با بزمی نو می نشینم در خوابِ عمیقت نشانت می دهم زخم فرهاد وُ رنج مجنون سهل می کنیم قصهٔ صعبِ عشق می شکنیم تابویِ غمناکِ تاریخ می سرآئیم از نو : فرهاد وُ شیرین مجنون وُ لیلی میانِ دستانشان نشانده اند نهال عشق عزیزم.... من وُ تو عاقبت می زدائیم ناکامیِ قصهٔ عشق را از گنجینهٔ...
-
بمان ... ومرا در این وانفسا تنها مگذار ؛
شنبه 17 تیرماه سال 1402 10:05
بمان ... ومرا در این وانفسا تنها مگذار ؛ من و تو و دریا, ودنیایی خاطره! بیدارم مکن ؛ از این رویای گمشده مژگان_کریمی
-
یک حرف میان چرخ دنده ی ذهنم گیر کرده
شنبه 17 تیرماه سال 1402 10:04
یک حرف میان چرخ دنده ی ذهنم گیر کرده عقربه ی پلک هایم بوی نا گرفته تنور داغ زمان حالا دیگر لحظاتش بیات شده نقاشی هایم رنگ باخته نبض شعرهایم کند میزند ذهنم زنگار گرفته و نمیتوانم چالش های زندگی کاغذی ام را وصله بزنم زمان چون سمباده ای روحم را میخراشد اینجا آدمها به جای قهوه,زهر تعارف میکنند.. اما دلم اینگونه نیست......
-
یاضامن آهو
شنبه 17 تیرماه سال 1402 10:04
-
شاهنامهی ناخوانده را
شنبه 17 تیرماه سال 1402 10:03
شاهنامهی ناخوانده را چه فرقی است که آخرش خوش باشد یا نباشد! عبدالمجید حیاتی
-
به خورد این خاک
شنبه 17 تیرماه سال 1402 10:02
به خورد این خاک چه رفته است که هر پرتقالی میچینم خونی است حمید مرادی
-
تقویم ناخورشیدی
شنبه 17 تیرماه سال 1402 10:02
تقویم ناخورشیدی تاریخ بی لبخند سهم ماست از این دور قمری ماه های تاریک به چه دل می بازیم؟ به چه می نازیم؟ ما تلخک این افسانه هستیم زیتا رضایی
-
خورشیدم دیگر... هرگز طللوع نمی کند,
شنبه 17 تیرماه سال 1402 10:01
خورشیدم دیگر... هرگز طللوع نمی کند, . . . آخری دیدی,طلوع بی غروبم را... مهتاب آقازاده
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 17 تیرماه سال 1402 10:01
-
مژده ای مستان,سر خم باز شد
شنبه 17 تیرماه سال 1402 09:59
مژده ای مستان,سر خم باز شد عشق با نام علی آغاز شد ساقی این بزم شد حیّ قدیر ساغر جان پر ز می شد در غدیر در چنین روزی خدا لبخند زد آسمان را با زمین پیوند زد از زمین تا آسمان ره می گشود دل ز دست اهل معنا می ربود آتشی در خاک و در افلاک زد سینهٔ عشّاق خود را چاک زد گفت پیغمبر,که بعد از من,ولی بر تمام مسلمین , باشد , علی هر...
-
عیدتون مبارک
جمعه 16 تیرماه سال 1402 10:47
مستیم ولی ز جمع هشیارانیم مشغول دعای بارش بارانیم با یک صلوات بیعتی تازه کنیم تا حشر به بیعت علی می مانیم عید سعید غدیر خم مبارک
-
از نخستین بامداد آفرینش
جمعه 16 تیرماه سال 1402 10:46
از نخستین بامداد آفرینش که خدا مغرورانه به شاهکار خوبش مینگریست من دلنگران تو بودم از آنچه که این جهان بر تو روا خواهد داشت و کمی هم در وحشتی عشقی که از تو بر سر من خواهد آمد خدا هم شاید توجه نکرده بود که رنج عشق وقتی با درد آگاهی از زندگی میآمیزد تلختر از رنجیست که خودش در تنهاییها چشیده بود علیرضا غفاری حافظ
-
با یک گل هم بهار میشه
جمعه 16 تیرماه سال 1402 10:45
-
من نمی آن چرا, هر وقت حافظ را نیت میکنم
جمعه 16 تیرماه سال 1402 10:44
من نمی آن چرا, هر وقت حافظ را نیت میکنم آنچه میآید, اعلا صبوری میکند من صبور گشتم, ولی ایام بکامم برنگشت زین سبب منبعد, خود را وقف تقدیر میکنم ======== حافظ تو هنوز زدرد من بیخبری در هر فالم صبوریست و هوای دیگریست یکبار بیا نویدی ده در فالم تا آنکه گمان کنم بمن مینگری جلیل ربانی
-
ای اولین گناه دل بی قرار من
جمعه 16 تیرماه سال 1402 10:34
ای اولین گناه دل بی قرار من نشکن دل مرا و نشو توبه کار من حال پلنگ زخمی از صید مانده ام صیدم اگر کنی بشوی خود شکار من در بزم آخرین شب یلدای عاشقی دیدم ترک ترک شده قلب انار من در گوش های من غزلی تازه را بخوان همراه شو با نی و سنتور و تار من در قلب خسته ام قدمی رنجه کن شبی پاییز را ببر ز دلم نوبهار من غرق سکوت و قایق...
-
هر کسی افتاد در اندیشه سودای تو
جمعه 16 تیرماه سال 1402 10:34
هر کسی افتاد در اندیشه سودای تو روزگارش تیره شد از عشق جانفرسای تو زندگی بی عشق دشوار است میفهمم ولی بیقرارم میکند آن چهره ی زیبای تو عدهای را غنچه لبهای تو دیوانه کرد عدهای را هم نگاه و خنده ی گیرای تو ماندهام در حسرت بوسیدنت اما دریغ میکشد آخر مرا این وعده فردای تو احمدرضا شیخ
-
عیدتون مبارک
جمعه 16 تیرماه سال 1402 10:33
غدیر عید همه عمر با علی بودن غدیر آینهدار علی ولی الله ست غدیر حاصل تبلیغ انبیا همه عمر غدیر نقش ولای علی به سینه ماست عید غدیر مبارک
-
منو وقتی که میبینی سراپا شور و سرمستی
جمعه 16 تیرماه سال 1402 10:32
منو وقتی که میبینی سراپا شور و سرمستی خیال عاشقی دارم خیال اون دو تا چشمات خیال رقص پلکاتو خیال راحت اشکات منو احساس آرامش تو و حس دل انگیزت میون این همه احساس دلم دلگیر چشماته که اون پلک و دو تا چشماتو رو همدیگه میذاری منم حس غریبی رو توی چشمات همون تفسیر و معنی که توی آیات قرآنه از اول تا به اون آخر حدیث عشق میخونم...
-
به وقت حاج قسم
جمعه 16 تیرماه سال 1402 10:31
-
چنان نشستهام به خیالت
جمعه 16 تیرماه سال 1402 10:30
چنان نشستهام به خیالت مگر شکسته دو بالم؟ ندانیام به چه حالم ندانمت به چه حالی تو بینیام و من افسوس دیدنت نتوانم... به انتظار تو اما کنار پنجره تا صبح دیده ها به خیابان گهی ستاره بچینیم گاه خیره به ماهیم نگاه خویش چو تیری به قلب تیرهی شب ها فشنگوار رها کرده چشم منتظر ما و در خیال نگاهت,نگار چشم سیاهم گذر بکن ز...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 15 تیرماه سال 1402 10:26