-
السلام علیک یااباعبدالله
دوشنبه 16 مردادماه سال 1402 11:38
-
و من اینگونه که جز اندیشیدن
دوشنبه 16 مردادماه سال 1402 11:37
و من اینگونه که جز اندیشیدن به رویای در تکثر ماه و سرریز صدای فروریخته صبح از گلوگاه گرفته ی تاریکی. اینگونه که برهنه در حافظه ی روزنه ای به یادم داشته باشی می نویسم. و آنگاه که شکستن من به حرف نمی آید از گشایش خویش گل بنفشه ای پرتاب می کنم برصفحات نشانی ات... مرضیه رشیدپور
-
یک فنجان چای
دوشنبه 16 مردادماه سال 1402 11:36
-
برسایه ی آفتاب خودم می نشینم که
دوشنبه 16 مردادماه سال 1402 11:36
برسایه ی آفتاب خودم می نشینم که تادرآن،نقش هزارلیلی کشم که دراز کشیده نه بر مزار دیواردل شکسته ی تو، که حتی نمی گذاری،پا گذارم جا پای کفش ت وبرمزار ودیوار دل شکسته ات یک آن،آوارشوم برو،پای رفتن اگر داری،بی چمدان حال که باورت کردم،بردفترشعرم هزارنقش می زنی... دیگر نمی خواهم باشی ، تو که در مزار گورهای خیالم نیز مرده...
-
چقدر دوستت دارم ؟
دوشنبه 16 مردادماه سال 1402 11:35
چقدر دوستت دارم ؟ همان اندازه که آفتاب گردان ها در ستیز با مرگ چشم از آفتاب بر نمی دارند پرویز صادقی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 16 مردادماه سال 1402 11:33
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 16 مردادماه سال 1402 11:33
عشق برای افتادن بهانه می خواهد و تو باید خودش باشی همانکه قلبم می بیند می شنود و می خواهد که هیچ وقت اینگونه نبوده ام که با تو می شوم پرویز صادقی
-
من و تو آنقدر شبیه هم
دوشنبه 16 مردادماه سال 1402 11:32
من و تو آنقدر شبیه هم نفس کشیده ایم که قلب هایمان به یک شکل برای هم می تپند... محمد شیرین زاده
-
اگرشعری سرودم من امشب
یکشنبه 15 مردادماه سال 1402 10:46
اگرشعری سرودم من امشب دلم تنگ است وسرگردان امشب دوباره دل هوای کربلا کرد دلم سوزنوای کربلا کرد دلم ابری شدوازکربلاگفت شبانه رازدل باآسمان گفت چراکشتندحسین تشنه لب را چراکشتندعزیزمرتضی را که امشب آسمان شدبادلم دوست سلمانی گریه کرده ازدل سوز زهرا سلمانی هرمزی
-
در خلوت خاص ظهرگاهان تموز
یکشنبه 15 مردادماه سال 1402 10:45
در خلوت خاص ظهرگاهان تموز میان موج خاطرات باز چشمم غرقاب شد در دریای آبی چشمانت نفس از لحظه هایم بُرید پای زمانم شکست هر چه گشتم در خط پیشانیت هر چه خواندم در اعماق چشمانت بلند نامت را هر چه نوازش کردم گردی گونه هایت..... قسمتم نشد مگر سردی سکوتی که رهنمونم می شد به گریه به رنج به بی فرجامی این فراق و چه فقیرانه...
-
یاقمربنی هاشم
یکشنبه 15 مردادماه سال 1402 10:45
-
تو ، آغوشی هستی که رها نمی کنم
یکشنبه 15 مردادماه سال 1402 10:44
تو ، آغوشی هستی که رها نمی کنم تخته چوبی روی آب های نا آرام.. شیما اسلام پناه
-
غرق در میخانه ای خود بودم
یکشنبه 15 مردادماه سال 1402 10:44
غرق در میخانه ای خود بودم دور از تو عاشق پیمانه ای خود بودم آزاد بودم میان لاله و لالهزار خود در حال و هوای پروانه ای خود بودم شمع نبودم همچون شعله آتش باشم ای یار به فکر دل دیوانه ای خود بودم چه کنم دور از یار اندرین غربت به فکر خانه و کاشانه ای خود بودم نه شمس تبریزی نه مولوی بلخی یم به فکر شعر و عاشقانه ای خود...
-
تا کجای جهان بدوم به دنبالت ؟
یکشنبه 15 مردادماه سال 1402 10:43
تا کجای جهان بدوم به دنبالت ؟ مَن ؛ تاریخ تحمُلم ؛ برگَشت خورده ؛ برگَشته در قفسیِ خود ساخته می لرزد نفسم بحرِ توئی گشته ام ؛ به تقویم شبِت وابسته ... سعید رضا علائی
-
دگر شوق زندگانی ندارم
یکشنبه 15 مردادماه سال 1402 10:42
دگر شوق زندگانی ندارم دگر شوق دیدن فردا ندارم دگر امید به این دنیا ندارم دگر چیزی برای زندگی کردن ندارم اخر دگر در این یاری ندارم که از شوشق زندگانی کنم دگر امید به فردا ندارم چون در این دنیا یاری اخر دگر دل بسته ام از این زندگانی و این دنیا دل بسته ام از این شهر ودیار و ازین خانه و کاشانه دگر تنها یار شب تا سحر من...
-
صلوات
یکشنبه 15 مردادماه سال 1402 10:42
-
صبح، آغاز حیات است و امید
یکشنبه 15 مردادماه سال 1402 10:41
صبح، آغاز حیات است و امید دستهایت پرگل شادیت پاینده خنده ارزانی چشمان پر از عاطفه ات نور همسایه دیوار به دیوار دل پاکت باد صبح بخیر
-
در من حبابی به ضخامت غرور ترکید
یکشنبه 15 مردادماه سال 1402 10:41
در من حبابی به ضخامت غرور ترکید هر تکه اش طعنه میزند چه با کهنه مقیمت کردی کاش میشد میشد خودم را جا بگذارم و تکه هایش را بردارم و بروم شیدا فرد شیدا مرادیان فرد
-
وَ بی هنگام نامِ این خیابان پاییز است وُ
شنبه 14 مردادماه سال 1402 11:27
وَ بی هنگام نامِ این خیابان پاییز است وُ میانِ درّه ها پُر از شکوفۀ غمگین وَمن که ، دست هایم پر از قناری ست حرف می زنم وَ ، سالیانِ دراز این همه شکوفۀ غمگین درمتنِ یک آواز ... یا این ماه که عاشقانه می چرخد به جستجویِ یک گُل یاس در باغ هایِ قدیمی وَ ناگهان پروانه وُ آتش گُلی ، درنقاشی نیم رخِ عبور سکوتِ ماه پیراهنِ...
-
یک عمر به بودنت سماجت کردم
شنبه 14 مردادماه سال 1402 11:25
یک عمر به بودنت سماجت کردم دائم به خودم چرا خیانت کردم لعنت بشوی اگر شبی برگردی ای عشق به هجران تو عادت کردم مهدی ملکی الف
-
به نام عشق گذری کن به غزل هایم
شنبه 14 مردادماه سال 1402 11:24
به نام عشق گذری کن به غزل هایم تو حرف دلم را نخوانده می فهمی بخوان حدیث مطربی را ومعنی کن که متهمم نکنند شاعران به نادانی تو سال هاست که شاه نشین غزلم بودی نخند دلخوشیم هست این دو بیت پایانی مرا به بند می کشد آن نگاه گیرایت خدا کند به سوی کلبه ام نظر بفرمایی ببین که با نگاه نشانم دهند رهگذران مرا که مانده نگاهم به بیت...
-
خرگوش
شنبه 14 مردادماه سال 1402 11:23
-
عزیزم...... بیا باز کودک شویم
شنبه 14 مردادماه سال 1402 11:21
عزیزم...... بیا باز کودک شویم از غمهای بی منتهای فراق از تکرار دیدن رنج از دود و دم شهرها برگردیم به شادیهای کودکانه به خنده های بی بهانه به رفاقتهای بی کلک تو با گونه های گُر گرفته با جیغ وُ جنجال کودکانه ات صبح لی لی کنان شلوغ کن کوچه را تا من بیدار شوم مهیا کن قهقهٔ اشتیاقت را برای آمدنم....... دستهایم را بگیر خیر...
-
خواستم تا مِی بنوشم درک کنم حال جنون
شنبه 14 مردادماه سال 1402 11:21
خواستم تا مِی بنوشم درک کنم حال جنون اگهم شد دل جنون دارد نمایان است کنون مِی ننوشیده به مجنونی گرفتار است دلم پس نمینوشم جنون باشد سهامم این چنین شربتِ معجون جنون است واقفم احوالم خویش مستِ بی مِی سهم من شد دائم المجنون کنون سالهاست مجنون مجنونم جنونم بی دَواست سازگارم با جنونم زی توان نیست بی جنون جنس مجذوب جنونم...
-
السلام علیک یااباعبدالله
شنبه 14 مردادماه سال 1402 11:19
-
پنجره درد مرا می فهمی
شنبه 14 مردادماه سال 1402 11:16
پنجره درد مرا می فهمی چهره ی زرد مرا می فهمی چونکه سیلی خور طوفان بودی پس هما ورد مرا ، می فهمی سردی و گرمی دوران دیدی ای جوانمرد ،مرامی فهمی زخم دل دارم ودرمانش نیست تو مگر درد مرامی فهمی پنجره ساده و غافل بودم مثل تو، مرد ،مرامی فهمی آشنا آفت جانم شده بود خصم نا مردمرا می فهمی مث ل باد این سوی وآن سوی دود یار ولگرد...
-
خوش به احوال دلی که کینه ندارد
شنبه 14 مردادماه سال 1402 10:31
خوش به احوال دلی که کینه ندارد جز عشق حسین زهرای مرضیه ی چیز دگری در سینه ندارد هیچ آرزوی بالاتر و زیباتر از گنبد سبز مدینه ندارد جانا به حسین قسم دلی که کینه ندارد نیاری به هیچ گونه تسلای خاطر و هزینه ندارد آنان که عشق حسین زهرا ی اطهر در سینه ندارند در باور شهیدان راه حقیقت لیاقت یک نگاه به بارگاه ملکوتی حسین و...
-
یاقمربنی هاشم
شنبه 14 مردادماه سال 1402 10:28
آنگاه که زمانه با او از داد بگفت یاران زمانه اش جمله ی انکار بگفت در ظلم وستم کشته و بی یار بگفت عباس علمدار ،از مشک آب بگفت دیندار ریا کار همواره ز اختلاس بگفت سیاه پوشان ،جملگی از عدل و داد بگفت در پشت حرم صحبت جنس ناب بگفت از فقر و فحشا سید دیندار بگفت با ظلم و ستم چاره این کار نگفت. محسن گودرزی
-
غزلی بنویسم
جمعه 13 مردادماه سال 1402 11:01
غزلی بنویسم روی برگ های سپید منزوی حافظ دوران من است شعر من بوی تورا کم دارد فاضله هاشمی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 13 مردادماه سال 1402 11:00