-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 28 شهریورماه سال 1402 11:01
-
بی تو مثل بچه ام ، تنهایی بازی می کنم
سهشنبه 28 شهریورماه سال 1402 10:47
بی تو مثل بچه ام ، تنهایی بازی می کنم در خیال خود کنارت خانه سازی می کنم خاطره از تو ندارم من ، ولی پیش خودم صد هزاران بوسه از تو صحنه سازی می کنم در کنار خود برایت چای ای میریزم و مادرم می گوید ای وای خاله بازی می کنم؟ نیمه شب هنگام باران من بدون چتر و تو ، بی خبر از اینکه من دیوانه بازی می کنم بوسه های گرم تو خواب...
-
اسب خوبی زین کن و تا منزل مستان بتاز
سهشنبه 28 شهریورماه سال 1402 10:38
اسب خوبی زین کن و تا منزل مستان بتاز خود پرستی کم کن و دینی ز جام می بساز دوستان را بگو از یک خمار و یک می ایم جمله مستان را به می دعوت کن و بانها بناز خاک را می فکن از بحر مستی جرعه ای لشگر علمت علم کن عالم دنیا بساز حرف خوش نو کن همی آن حرف بد را کن غلاف تفرقه در تفرقه منداز ای ره گم کرده باز نوبتت هم می رسد تا بر...
-
فقط بگو...
سهشنبه 28 شهریورماه سال 1402 10:37
فقط بگو... در کدام سوی این جغرافیایی بی قبله ی تو .. در نماز عشق... سرگردانم مجید جاوید
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1402 11:02
-
هر بار از این کوچه رد میشم
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1402 11:00
هر بار از این کوچه رد میشم با خاطراتت زیر و رو میشم رو جسم این تنها درخت سبز یادآور فصل خزون میشم هر بار بارون میزنه انگار دستاتو تو دستام میگیرم آروم می چرخیم با بارون من توی آغوش تو گم میشم دنیا شریفی راد
-
کاش می دانستی
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1402 10:59
کاش می دانستی میان ماجرای در و دیوار دلم می خواست تنها پنجره ای باشم ... و تنها تو میدانی معنی هذیان های شبانه را پنجره پرنده ایست بلند پرواز در آسمان خیال امشب به ماه وعده ی تو را داده ام از ابرهای دلتنگی بیا پایین سیدحسن رحمن نیا
-
حال خوب
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1402 10:54
-
فرار مکن تو از من بدان وفا ترین بودم
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1402 10:54
فرار مکن تو از من بدان وفا ترین بودم همیشه به عشقت بدان صفا ترین بودم فرار مکن تو از من دل شکسته ای دارم شکسته انددل من دلا جوان ترین بودم فرار مکن تو از من به دست روزگار کین تو بسته ای دل من دلا شفا ترین بودم شنیده ای تو سخن که عاشقی درد است خطا نکرده بودم دلا وفاترین ترین بودم بجاست که ببوسمت از خم دو ابرویت صدف...
-
هنگامی تو را دیدم آن لحظه چه زیبا بود
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1402 10:52
هنگامی تو را دیدم آن لحظه چه زیبا بود نیت بر این کردم، مجنون تو باشم یارب به من بنگر،عاشق شده،ویرانم هر لحظه در افکارم،جز عشق نمی گنجد عمریست پریشانم. آزرده و غمگینم لرزید دو دست من یارا ندارم من پیر هستم و فرسوده وای از دل بشکسته راهم همه کج بوده در پیچ و خم حسرت احمد گودرزی
-
خش خشِ این برگ ها گوشِ مرا پر کردهاند
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1402 10:50
خش خشِ این برگ ها گوشِ مرا پر کردهاند خاطراتی مُرده پاپوشِ مرا پر کردهاند میوه هایِ کالِ امیدم تمام از شاخه ات دانه دانه ریخت آغوشِ مرا پر کردهاند یک نظر برگشتی و مجنونِ دائم ماندهام دیدگانی یخ زده هوشِ مرا پر کرده اند واژه واژه آرزو را نذرِ آتش کردهام کیسه هایی سوخته دوشِ مرا پر کردهاند چلچراغِ سینه ام با رفتنت...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1402 10:47
-
رسیده ام به صبح
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1402 10:45
رسیده ام به صبح به قراری شیرین از تلالو نور به باوری سرخ و خیالی که سبز است به عشق بار امانت است اندیشه ام و چه بی پرواست پروانه نو جَسته از پیله شعور و لقایی که مرا میطلبد. محبوبه محمدی
-
در جنگل آواز میخوانم و
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1402 10:43
در جنگل آواز میخوانم و آوازم میپیچد در آواز پرندهها... حالا من هم مثل جنگل خبر دارم از راز پرندهها... شبنم حکیم هاشمی
-
بنویس گذشت، هرچه بود
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1402 10:39
بنویس گذشت، هرچه بود گرچه سخت اما، تو بخند روزهای بسیاری را مرده ام حال به مقصد رسیده ام اینجا همه چیز خوب است اما، تو بخند سارا شهریاری مقدم
-
چی می شد بین دلامون خبر از سد نباشه یه پل باشه
دوشنبه 27 شهریورماه سال 1402 10:39
چی می شد بین دلامون خبر از سد نباشه یه پل باشه چی می شد نگاه من یه روز برات خار نباشه یه گل باشه اگه تو بخوای یه روزی میشه اون سد و شکست میشه تو ساحل دریای نگاه تو نشست اگر تو بخوای میشه بنجره هارو باز کنیم اون گذشته ی قشنگ رو دوباره آغاز کنیم اگه تو بخوای میشه دوباره سهم من باشی توی باغچه ی دلم دوباره یاسمن باشی اما...
-
نگاه به امدنت انتظار میکشد مرا هر روز
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1402 11:01
نگاه به امدنت انتظار میکشد مرا هر روز به تکرار میگذرد نیامدنت نمیایی میدانم در نیامدنت امده ام در قرار بی قرار من تورا خواهم دید در قاب پنجره هر روز در قرار امدنت من به هرکس که مثل توست نگاه میکنم شاید رهگذر تو باشی شاید در خاک سرد مرده ام تا به انتظار نان شود به خاک و گندمی که نان طفل شاعری شود نفس به سوتکی که درهوای...
-
قرار بعدیمان باشد همان کافهی همیشگی
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1402 10:59
قرار بعدیمان باشد همان کافهی همیشگی سر همان نیمکت چوبی کنار همان پسر بچه گل فروش زیر سقف آسمان همان شهر من همان قهوهی تلخ همیشگی را سفارش می دهم و تو همان چای داغ همیشگی بیا همان گوشهی دنج بشینیم و خاطرات کودکیمان را مرور کنیم چایت را بردار و به خیابان برویم ملالی نیست بگذار خیس باران شویم میخواهم کمی حرف بزنم خوب...
-
ازسکوت آغاز شدشعرمن
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1402 10:55
ازسکوت آغاز شدشعرمن سکوت درساحل مینگرم به دریای پرتلاطم صدای موج سکوتم رامیشکند وروشن میکنم باشعرم برق کل جزیره را من فانوس نمیخواهم زهرا سلمانی هرمزی
-
ماه من جلوه کن آن قامت سرو آرا را
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1402 10:53
ماه من جلوه کن آن قامت سرو آرا را مرهمی کن زکرم زخم دل شیدا را دیده را در غم رویت سر صد جیحون است تا به آتش نکشد سوز جگر دریا را یارب افتد به دلت عزم مدارا یک چند تا نگیرم سر آوارگی صحرا را کی نظر بر رخ بیگانه و بر خویشت بود تا نهادی به جهان خال و خط یغما را بوالعجب از سر شوریدهٔ ما، از چه گرفت در غم عشق تو این وادی...
-
کم کم بیا که فاصله ها کم نمی شود
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1402 10:51
کم کم بیا که فاصله ها کم نمی شود این روزگار لعنتی آدم نمی شود وقتش رسیده چادر مشکی سرت کنی دیگر کسی برای تو محرم نمی شود می خواستم فقط بنویسم برای تو میخواستم دوباره بگویم .. نمی شود من سالهاست بی تو نشستم نگو چرا .. وقتی خدا نخواست فراهم نمی شود بانوی من .. زیاد مزاحم نمی شوم این حرف ها برای تو مرهم نمی شود .. سید...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1402 10:49
-
خسته راه گرما زده بود!
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1402 10:47
خسته راه گرما زده بود! در جاری رود از خستگی ، گرما آثاری نبود . رنجیده ! رنج دیده ! روح را به دست دوست سپرده بود در سایه سار دوست ، آرام شکایت از کسی نبود . در کنار دوست سبزتر از برگ بهار ! آیا با نگاه دوست ، شکوفا شده بود ؟ حسن بهبهانی
-
میخواهم زنده بمانم
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1402 10:44
میخواهم زنده بمانم چشمانم را میبندم و به تو فکر میکنم من به نبض درخت در شاخهی شکسته باور دارم حمید مرادی
-
حلول ماه ربیع الاول مبارک
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1402 10:42
-
... من سدی شکسته ام؟
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1402 10:39
... من سدی شکسته ام؟ خسته یا، ردّی از یــک رود! محمد ترکمان
-
ترسم دل دیوانه ام آخر گرفتارم کند
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1402 10:37
ترسم دل دیوانه ام آخر گرفتارم کند مجنون صفت در عاشقی شیدای دلدارم کند با خاطراتت خفته ام با خاطرات خویشتن مستی مبادا آید و یکباره هوشیارم کند دیشب بیاد چشم او ساغر به ساغر میزدم بی آنکه از مستی می ساقی خبر دارم کند پروانه امشب پر نزن در عالم رویای من ترسم که آواز پرت از خواب بیدارم کند فرهاد فربد
-
انتهای جاده خاکی
یکشنبه 26 شهریورماه سال 1402 10:36
انتهای جاده خاکی درختی منتظر ایستاده است مدتهای زیادی است خوب میداند،امیدی به آمدن بهار نیست تاریکی در برگهایش دمیده است آخرین ستاره هم خاموش شد در میان رازهای روشن هنوز پرسه میزنم تو نیستی و دنبال هیچ می گردم این بار آخر است دیگر هیچ ستاره ای طلوع نخواهد کرد من در تاریکی غروب کردم و تاریکی در من طلوع به باده نخواهم...
-
من زندگیم راپراز رنگ میکنم ؛
شنبه 25 شهریورماه سال 1402 10:57
من زندگیم راپراز رنگ میکنم ؛ تاشعرهایم رنگی باشند ، مثل رنگین کمان . سیدحسن نبی پور
-
اناریست پاییزی ؛
شنبه 25 شهریورماه سال 1402 10:56
اناریست پاییزی ؛ که لبهایت ، طناز ودلرباست . سیدحسن نبی پور