-
السلام یاقمربنی هاشم
چهارشنبه 25 بهمنماه سال 1402 11:24
-
بــویِ گُـل، از جامه رفت
چهارشنبه 25 بهمنماه سال 1402 11:22
بــویِ گُـل، از جامه رفت جوهر از این خامه رفت "اسبش" آمَـد "بیسَـوار" "رستم از شاهنامه رفت" #بنفشه_انصاری_پرتو
-
در زمینی پر عشق
چهارشنبه 25 بهمنماه سال 1402 11:22
در زمینی پر عشق جنگلی بود سراپایش سبز سینه اش خانه نیلوفر و سنجابی بود و نمازش را نور روی سجاده برگی ز صنوبر می خواند انتهای شبی از جلوه پاییزی بدر که به شبنم می داد پرچم عشوه گری را شب تاب بلبلی قصه ای از همهمه باد شنید و به صحرایی دور هم زمان زمزمه در گوش گون کرد نسیم که به دشتی نزدیک ارتشی تا که بیاندازد ظلم و به...
-
دلم می خواهد ماهی قرمز کوچولو باشم
چهارشنبه 25 بهمنماه سال 1402 11:21
دلم می خواهد ماهی قرمز کوچولو باشم و آنقدر دوستم داشته باشی که دریا سر بر صخرهی حسرت بزند روبرویم و دست بر چانه بنشینی و نگاهم بکنی تا بدانم در سایه ات هراسی نیست افسانه ضیایی جویباری
-
حالم بد است
چهارشنبه 25 بهمنماه سال 1402 11:19
حالم بد است شاید به سمت تباهی کشیده شوم شاید در آزمون و خطای خدا زمین بخورم هر شب به دعوت شعر ،در حریم غزل در گیرودارِ تتن تن ،تتن تتن،تن تن مبهوت خِسَت نوواژگانِ چموش در خواب میروم از این سروده های تکه تکه که بهتر نمیشوند اشعارِشاعری که در تمام زندگیاش خواب مانده است. ای شاعران فقید برای زنده شدن دنبال واژگانِ...
-
می زنم ساز،
سهشنبه 24 بهمنماه سال 1402 11:31
می زنم ساز، آوازی از اندوه ناز می کشاند سوی خود این رقص بی مقدار باز تا نخواهی نشنوی تا ننگری دل نسپری... رخت خود مردم پی غوغای مردم نسپری ای پریزاد پری تا درخیالت گم شوم همدم دیگر شوی در خود خیال بد کنی این جهان آواز می خواند بسان شهریار،همدم آی پارچاسی همراه یک نغمه نگار... تا نخواهد دل ترانه همرهت آواز نیست این...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 24 بهمنماه سال 1402 11:30
-
از این به بعد من تنهایم و درههای زندگی
سهشنبه 24 بهمنماه سال 1402 11:28
از این به بعد من تنهایم و درههای زندگی چشمم تار میبیند سرشت سوسو میزند از مادر خاطرههایی ماند سینهی گلدانها و گلهای دلتنگی که زار از نبود او میزند پنجره خانه بیپرده هم با نور غریب شد پیراهن روی طناب را باد دارد اتو میزند عشق نیست مادر نیست خواهر کجا بود این حرف را آینه با من رو در رو میزند سرد شدم هم دمای...
-
گیرم همه جبر و هندسه بشکافی
سهشنبه 24 بهمنماه سال 1402 11:27
گیرم همه جبر و هندسه بشکافی در طبّ و علاجِ هر چه باشی شافی هر چند که بحث و فلسفه میبافی بیعشق اگر شدی، تماما لافی... محمد شریف صادقی
-
به طراوت واژه ها
سهشنبه 24 بهمنماه سال 1402 11:25
به طراوت واژه ها نسیم یقین می وزد از باغچه ی غزلم نادر مسلمی
-
السلام علیک یااباعبدالله
سهشنبه 24 بهمنماه سال 1402 11:21
-
اشک شوق می ریزد ابر
سهشنبه 24 بهمنماه سال 1402 11:19
اشک شوق می ریزد ابر به دیدار آفتاب نادر مسلمی
-
قدم گزار به قبری که علمدار کربلاست
سهشنبه 24 بهمنماه سال 1402 11:18
قدم گزار به قبری که علمدار کربلاست اگر راست گو هستی وفادار کربلاست به قلب و جانت یکی باشو در سخن دو پهلو مگو سخن کار دار کربلاست تو نیت کن و قلب خود را سازه کن تو خود مردی و او راهدار کربلاست بشارت دهم شفایت دهد او قویست که باب الحواج است اوزارکربلاست من از باتن ات چون خبردارگشته ام تجسس مکن او شرف دار کربلاست سیاست...
-
من نه آنم که دل از دیدهء تو بَر بِکَنَم
سهشنبه 24 بهمنماه سال 1402 11:17
من نه آنم که دل از دیدهء تو بَر بِکَنَم من همان عاشقِ هر روزِ تو یارم ، بِنشین بگذار خانهء دل را به تو تقدیم کنم ز غمِ فراق ، مُردن شده کارم ، بِنشین نتوانم که بدونِ تو نفس تازه کنم تو بیا تا که نفس هست، نگارم ، بِنشین همه اندوختهها را میسپارم بر باد چون تو باشی همه چی هست کنارم ، بِنشین.. علیرضا تندیسه
-
به دریا تکیه دادم غرق گشتم
سهشنبه 24 بهمنماه سال 1402 11:09
به دریا تکیه دادم غرق گشتم به اَبرا تکیه دادم برق گشتم به زیرِ سقفِ چترم در خیابان قدمها میزنم تا بند شه باران مهین بزرگپور سوادجانی
-
عزیز من تو چه دانی که درد یعنی چه؟
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1402 11:28
عزیز من تو چه دانی که درد یعنی چه؟ سکوت و هق هق پنهان مرد یعنی چه؟ و پشت ظاهر خندان و پر نشاط و صبور رُخی شکسته و پُر چین و زرد یعنی چه؟ به شهر مُرده و در ازدحامِ انسان ها دلی که از همه جا گشته طرد یعنی چه؟ قدم زدن به خیابانِ خلوت و متروک میان این شب غمگین و سرد یعنی چه؟ غروب و موج غم و عابری که در ساحل نشسته خسته و...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1402 11:26
-
یک زمانی در کنار برکه بودم
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1402 11:25
یک زمانی در کنار برکه بودم شعر شادی می سرودم در کنار سرو بودم محو بودم در تماشای شقایق یک شقایق نه دهها بود آنروز یاد باد آن روز را یک زمانی قور می کرد قورباغه در درون آب ماهی می نمود ما را تماشا یک شقایق رقص را صبح ها آغاز می کرد یک درختی آن ور اب قامتی افراشت و لیکن حال در خاک شد برکه ویران گشت آن شقایق پرپر و صدها...
-
می برد دعا میسر شود دیر این آرزوی من در سر
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1402 11:23
می برد دعا میسر شود دیر این آرزوی من در سر می دهد ندا عمرش شود در این سرست بی من سر می زند مهر باطل بر رفتنش شاید فاضل شوم من در سر می میبیند خود را طالب اما من خود پای در سر می سوزاند خلق را برق رخش گر شود جایش بر روی سر می برم آتش فکر دوری او را من در سر و از سر به پا سوزد مرا که شاید ریزم آبی روانی من بر سر امیر...
-
یاحسین
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1402 11:22
-
پرنده به بال هایش پناه میبرد
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1402 11:20
پرنده به بال هایش پناه میبرد و انسان به امید ... باران می بارد .. پرنده در طوفان گم شده است و آدمی در غم های بی انتها کاش هوا صاف شود پرنده بنشیند و آدمی بیاساید با این همه غمگین نباش.. بلاخره در حوالی نبودن ها نزدیک به خواب سنگ بر سینه خاک .. غم رد پایت را گم می کند افشار احمدپوری
-
چه کسی میداند
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1402 11:16
چه کسی میداند در کدام دیاری من بیتو در این سکوت مثل دیوانهها هستم. طاهر شامی
-
ازین چند رنگ شدنها سخت بیزارم
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1402 11:14
ازین چند رنگ شدنها سخت بیزارم مرایک رنگی دریا خوش است ساحل کنارش آدما هستن دیگر پارو نخاهم زد دیگرساحل نخاهم رفت به لطف بی کران آدما ساحل جهنم شد چرا ساحل روم دیگر مگرآنجا آدم نیست مگرنشنیده ام چند رنگی شانرا دیگر پارو نخاهم زد دیگر ساحل نخاهم رفت ساحل کنارش آدما هستن.. سهراب وحدت
-
شعر هم اگر نگویم
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1402 11:12
مرا که هیچ گلی همنامم نیست و هیچ خیابانی به نامم چگونه به یاد خواهی آورد؟ "مژگان عباسلو"
-
باغ عشق
دوشنبه 23 بهمنماه سال 1402 11:11
به چه کار آیدمان چشم وقتی از دل محرومیم باغ عشق گسترده و باز است اما پنهان راه آن سبز پر از میخک و لاله عطر گل می وزد از هر سو می نماید راه بر چشمه دل تنها یک قدم مانده به راه مانده به دل دکتر محمد گروکان
-
چشم های سبز تو در زمستان های برفی،
یکشنبه 22 بهمنماه سال 1402 11:39
چشم های سبز تو در زمستان های برفی، همیشه یاد آور چمنزارهای سبز بهارند، چشم سبز و گونه ی سپید و لب سرخ تو، پرچم جمهوری اهورایی غم زده گان جهان ست، مژه هایت، نرده های استبدادی ست، بر گرداگرد زیبایی نگاهت، عشق، سوار بر قایقی چوبی، سرگردان ست در دریاچه ی چشم هایت، تو پلک می زنی، و انگار شاپرکی بال بال می زند در باغ، و من...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 22 بهمنماه سال 1402 11:34
-
حلول ماه شعبان مبارک
یکشنبه 22 بهمنماه سال 1402 11:32
-
خط به خط نوشتم و
یکشنبه 22 بهمنماه سال 1402 11:32
خط به خط نوشتم و بر شمردم از کارهای خویش که آن کاشتم آفت بود یا که بذری برای خویش ( گندم) برای دیگران چه داشت ؟ نانی در تنور نانوایی ؟ که آن هم بود برای خویش نازی سبزواری جوزانی
-
هیچ دردی شبیه درد دردناکتر تنهایی تو نیست
یکشنبه 22 بهمنماه سال 1402 11:28
هیچ دردی شبیه درد دردناکتر تنهایی تو نیست درد هیچ تیری آشوب تر غصه اجدادی تو نیست بازبازیت گرفت با گلوله های زیر برف دود و شکار دنیای پیش رویمان بی روحتر از آشنایی تو نیست گفتم از خستگی و سوختن بی عشق نگاه لطفتان سوختم جای عمر خواب خوش بنیادی تو نیست من هنوز زیر برق خنده هات بیرون خانه جا مانده ام در درون کلبه...