-
در آرامش طوفان
چهارشنبه 22 فروردینماه سال 1403 11:30
در آرامش طوفان با موسیقی امواج می رقصند شن های بی قرار نادر مسلمی
-
عیدتون مبارک
چهارشنبه 22 فروردینماه سال 1403 11:28
-
دستان آب را بستند
چهارشنبه 22 فروردینماه سال 1403 11:26
دستان آب را بستند به خیال سکوت در چاههایی که حصار آرزو و آزادی بود تنها مرداب فهمید ... محصول ماندن ساکت آب را .... اقبال طاهری
-
هیچکس جای تو را سبز نکرد
چهارشنبه 22 فروردینماه سال 1403 11:24
هیچکس جای تو را سبز نکرد حتی این سیزده بدر با سبزه همه پوشالی و خالی ،همه زرد به سبک مغزی آن یک پر کاه مثل یک قاصدک هر جایی و کنون جای تو در گلدانی پشت آن پنجره خاطره ات مانا ماند تو بیا منتظر خواهم ماند سید علی مظلوم مقدم
-
عیدتون مبارک
چهارشنبه 22 فروردینماه سال 1403 11:22
خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یک ماهه خود را در رمضان از این به بعد هم حفظ کنیم حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد
-
کس نمیداند که در این بحر عمیق،
چهارشنبه 22 فروردینماه سال 1403 11:18
کس نمیداند که در این بحر عمیق، سنگریزه قرب دارد یا عقیق... سنگ و عقیق منکه ریزم، ریز تر از سنگِ ریز سنگریزه کو رسد بر من، رفیق؟ سنگریزه رو به پایین می شود من تلاشم رو به بالا ای شفیق بگذریم از جنگ سنگ و آن عقیق خوش به آنکس می رود راه طریق.ت محمد مهدی ناصری
-
شعر دل ما،عشقِ الهی ست
سهشنبه 21 فروردینماه سال 1403 11:46
شعر دل ما،عشقِ الهی ست اینجادلِ ما پُرشدهءنورالهی ست بروجودِشعرم،گره ایی زن اشعارالهی ست،به قلبت گره ایی زن اینجا زشراب ومیِ نابی خبری نیست آن عشق هوس بازیِ دل ها خبری نیست بر دفتر شعرم همه کعبّهءخدایی ست هر شعر بخوانی ز رهِ عشقِ الهی ست توهین بکند کسی زاین دفتر شعرم توهین به همه مقدساتِ کبریایی ست فرقی ندارد که چه...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 21 فروردینماه سال 1403 11:45
-
همه هست که این قرارم که ببویم از تو عطری
سهشنبه 21 فروردینماه سال 1403 11:43
همه هست که این قرارم که ببویم از تو عطری چه توان تو را که من هم برسم به این قراری همه دست که این توانم که درودم از تو فردی چه زیان تو را که من هم به ثمر به این توانی ازاده دهقان بنادکی
-
کاش صبح ها با این صدا بیدار میشدیم:
سهشنبه 21 فروردینماه سال 1403 11:36
کاش صبح ها با این صدا بیدار میشدیم: آی خانه دار... آی بچه دار... غمِ کهنه ی شما را خریداریم فرشاداسکندری شرفی
-
عشق
سهشنبه 21 فروردینماه سال 1403 11:32
-
هرچند زبانم الکن و طبعم نزارتر است
سهشنبه 21 فروردینماه سال 1403 11:26
هرچند زبانم الکن و طبعم نزارتر است مارا هوای شعر و غزل، باز در سر است چون شیشهی دوات سخن ها نهفته ایم با کلک طبع و شعر، سیه قلب دفتر است جز دفتر سپید که دلش از غمم گرفت من را نه همدم و محرم نه یار همنظر است زخم زبان دوستان، اقوام و خاندان بدتر ز زخم دشنه و پیکان و خنجر است هرچند که زخم خورده ایم، با عشق زنده ایم آدم...
-
اگه فردا نبود
سهشنبه 21 فروردینماه سال 1403 11:23
اگه فردا نبود دیروز و امروزی نداشتیم نگیم از ما گذشت مایی که چیزی کم نذاشتیم مهین بزرگپور سوادجانی
-
تنها شد و درد ش به دل چاه بگفت
سهشنبه 21 فروردینماه سال 1403 11:22
تنها شد و درد ش به دل چاه بگفت بیچاره بخشکیده و به دل آه بگفت بعد آن شب که جهانش به دل خاک سپرد بر قاتل در خواب خود آگاه بگفت محمد رضایی
-
گل ها را دوست دارم
سهشنبه 21 فروردینماه سال 1403 11:19
گل ها را دوست دارم اگر گِرد و زرد باشند آب ها و رودها را اگر رام و سرد باشند دوستان را دوست دارم تا وقتی که مرد باشند درختان سرو و چنار به شرطی که فرد باشند تنها تو را همانگونه که هستی و همانطور و همانند خودت تنها تو را در هر صورت تنها تو را دیروز و امروز و هنوز و هر روز تنها تو را تا به ابد دوست دارم دوست دارم دوست...
-
کاش یادت از خیالم می پرید
سهشنبه 21 فروردینماه سال 1403 11:15
کاش یادت از خیالم می پرید یاد تو از حس وحالم می پرید کاش یک دم بیقرارم می شدی مثل من دیوانه هر دم می شدی کاش هچون من دلت پر درد بود سینهات سنگین ز آه سرد بود کاش اشکت هچو من خشکیده بود چشم هایت رو به ره خشکیده بود کاش آن قلبت برایم می تپید از دو چشمت خون برایم می چکید کاش نجوای تو در گوشم نبود جام عشق تو دگر نوشم...
-
عشق را به نرخ امروز سرمایه کن
دوشنبه 20 فروردینماه سال 1403 11:38
دیروز از دست رفته فردا هم دست نیافتنیست ع ش ق را به نرخ امروز س رمایه کن علی صادقی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 20 فروردینماه سال 1403 11:37
-
از هجر تو من تاب ندارم
دوشنبه 20 فروردینماه سال 1403 11:36
از هجر تو من تاب ندارم دانم که تو مجنون منی، غم ندارم بازآ که جانم به تو بند است با عشق تو کامم همچو قند است مهسا احسانی فرد
-
شب تنهایی ام ، با خاطرات رفت
دوشنبه 20 فروردینماه سال 1403 11:35
شب تنهایی ام ، با خاطرات رفت شبی طی شد ، زِ بی خوابی و مِحنت به یاد آمد از آن روزهای دیرین چه کارها و تلاش ها ، جان سیرین زِ روز کاریِ ، سال های دیرین چه گویم ای پسر ، با جان سیرین همه کار و تلاش ، رنج و شرافت همه رنج و همه قرض و مَشقَت به جای مزد خوب ، دشنام شنیدیم ندیدیم حرکتی خوب ، وارهیدیم رهیدیم چون خدا ، روزی...
-
طبیعت
دوشنبه 20 فروردینماه سال 1403 11:34
-
هنوز طبق عادتم دعای من شِفای توست
دوشنبه 20 فروردینماه سال 1403 11:33
هنوز طبق عادتم دعای من شِفای توست هنوز جای امن من بهوقت غم سرای توست به یک عبارتِ کهن در این زمانه راضیم به اینکه در دگر جهان بهشت زیر پای توست زهرا شعاع
-
بهار آمد شکوفا شد سرو و چنار
دوشنبه 20 فروردینماه سال 1403 11:31
بهار آمد شکوفا شد سرو و چنار ورق خورد فصلی از فصلهای روزگار زمین را بنگر پوست انداخته اینک قبای ژنده برکنده و گشته نونوار زمین در امان است از کینه بهمن سوکوتش شکسته با صوت سار مهر خورشید نغمه بلبل مهمان ماست گر بشویید چشم و گوش را از غبار موسم نقاشی باران شده است هنرش در آسمان میشود اشکار شتابان میرود پروانه در آغوش...
-
ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت
دوشنبه 20 فروردینماه سال 1403 11:28
ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت دارم تو را به دست خدا می سپارمت ممنونم از تویی که فقط مانده ای برام تنهایی عزیز به جان می فشارمت پیوندمان جوانه زد اما میان برف می خواستم درون وجودم بکارمت من با قطارِ بی تو، از این شهر می روم با یک بغل خاطره جا می گذارمت زردم ولی هنوز امیدم به ریشه هاست یک روز می رسم و تو را می بهارمت...
-
در یادگاری دِگری
دوشنبه 20 فروردینماه سال 1403 11:26
در یادگاری دِگری خلق کردی خاطرات؛ دیگری تو چه کردی با ما؟ تو چقدر خیره سری زین پس زتو خاموش شوم چه بسا در غم عشق تو سیه پوش شوم نه صدایی؛ نه آهی نشنید گوش فلک گرسکوتم زحیاس؛ توبدان گر شکافت زدلم چو حکایت زغمم دل تو خون شود تا ابد چهره ی تو دگرگون شود. مونا گل محمدیان
-
کاش من ماهی سرخی بودم ...
دوشنبه 20 فروردینماه سال 1403 11:25
کاش من ماهی سرخی بودم ... توی یک تنگ بلور آب .. ماهی شدم که غرق تو باشم ولی.. با تنگ شیشه ای مرا... مقابل دریا گذاشتی... یک شیشه فاصله بود ... بین من و تو و دریا.... یک آن پریدم و دریا مرا ربود.. حالا میان ما.... فاصله اندازه ی یک دریا بود... مهدیه کیانی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 19 فروردینماه سال 1403 11:33
-
پروانه ها را
یکشنبه 19 فروردینماه سال 1403 11:29
پروانه ها را دلتنگ بهار می کرد ابر ها را بیقرار بارش پاییز را شرمسار حضور و مرا از همیشه دلباخته تر وقتی برای رقص شرقی اش دامن گلدار می پوشید ... ((محمد شیرین زاده))
-
وقـتی همگان رفتند، مائیم که می نالئیم
یکشنبه 19 فروردینماه سال 1403 11:27
وقـتی همگان رفتند، مائیم که می نالئیم از دوری آن یارم ، بی طاقت و بی هالئیم از شوکت و از رفعت از هیبت و از طلعت از یاد تو در یادم افتاده در این گالئیم بعد از تو دلم جانا غمگین و پریشان است از طلعت روی تو در قیل و در این غالئیم پایان شده این شادی ای وای ز داغ تو از داغ غمت ای جان زاریم و در این حالئیم این دل که شد مشکل...
-
بهار
یکشنبه 19 فروردینماه سال 1403 11:24