-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1403 12:00
-
ماهی ساکت،
سهشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1403 11:58
ماهی ساکت، برکهای دلگیر، دور از ستارگان بازیگوش رها فلاحی
-
به رنجور زمانه خوابیده ام امشب
سهشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1403 11:56
به رنجور زمانه خوابیده ام امشب در غم و تلخی لا به زنده ام امشب روزگار بد و زمانه سخت اینجاست در این درد و غم پیوسته ام امشب دلم تنگ از بغض زمانه بوده بی تو سرگشته و مست آسوده ام امشب هر چه بر دل از عشق تو می نویسم ازین نوشته ها خونین خوانده ام امشب ز صحبت به رنج میبرم نیک بخت به خدا مجنون و دیوانه ام امشب میان تاریکی...
-
شبی دیوانه ای را مست کردی
سهشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1403 11:54
شبی دیوانه ای را مست کردی صبحی دگر بر کویش گریستی روزی دگر باز آیی اما دگر تو نیستی ای یار بی وفای من باز گو بمن که کیستی مهر خزانه ام کو؟ آن یار جاودانه ام کو؟ از ما گذشت ولی تو از این جفا که جستی یاری دگر می آید به اون نگو که هستی شادی خانی
-
ای کاش ابدی باشد
سهشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1403 11:53
ای کاش ابدی باشد خوابی که با خیال تو مهمان چشمم شد شاپور دشت بزرگ
-
بر شکوه سبز دریا تکیه داد
سهشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1403 11:50
بر شکوه سبز دریا تکیه داد بر سکوی آهنین، پا تکیه داد در شب طوفانی فصل هبوط آدمی بر دار دنیا تکیه داد شامگاه آخرین روز سکــــوت بر گل شب بوی رؤیا تکیه داد از نگاهت واژه گم شد بر سطور چونکه معنا بر مسیحا تکیه داد واژگون شد نخل بی بار سقوط لحظه ای که بر چلیپا تکیه داد قطره اشکی بر رخ سرخ غروب ماه شد چون بر شمیسا تکیه داد...
-
عاشق در بست توام بر تو فسانه میشوم
دوشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1403 12:19
عاشق در بست توام بر تو فسانه میشوم در نظرم جلوه گری ،عاشق خانه میشوم در حرمت نشسته ام زار وملول گشتهام بوسه چه میشود دهی ماه زمانه میشوم واژه عشق کجا و من خلق چنین اثر کنم خاک درت شوم بدان برگ خزانه میشوم پاره تن کجا شدی روح و تنم گشته به در سر چو دهم برای تو عاشق بانه میشوم منتظرت شدم بدان وصل توهم بهانه شد جسم و...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1403 12:17
-
گل های کاشی دلم شکوفاست
دوشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1403 12:08
گل های کاشی دلم شکوفاست با یاد هر روزه ات خوش به حال شعرهایم که مطلعش روشن می شود به خورشید نگاهت و پایانش نقشی زیباست از غنچه ی لبخندت مریم ابراهیمی
-
گنجشکان سرگردان واژه
دوشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1403 12:08
گنجشکان سرگردان واژه دانه می چینند از پنجره ی خیالت آیه های بارانی اشک هایم خبر از نبودنت دارد که چون رگبار بهاری گاه و بیگاه شیشه ی نازک احساسم را خیس می کند کدام انگشتت را بر ساحل خستگی هایم کشیدی که پاک نمی کند هیچ موج محبتی جای خالیت را مریم ابراهیمی
-
از اوج بدون بال و پر می افتم
دوشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1403 12:06
از اوج بدون بال و پر می افتم اشکم که ز پنهانی بصر می افتم هر لحظه که نام کارگر می آید من یاد کف دست پدر می افتم شهدخت روستایی فارسی
-
طبیعت
دوشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1403 12:01
-
ای رفته باز گرد که جانم به دست توست
دوشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1403 12:00
ای رفته باز گرد که جانم به دست توست در آرزوی دیدن چشمان مست توست مرغ دلم اسیر تو باشد از ابتدا در بند زلف پر شکن و پر شکست توست وقتی صبا گذر کند از ، این سرای ما درآن نسیم عطر تن دور دست توست شعر و گل و شراب به دیوان شعر ما یک گوشه از کتاب تو یا سر گذشت توست ای پادشاه حسن چرا وقفه کرده ای این تخت و این سریر برای نشست...
-
در زیـر دست و پای شهر بی تفاوت ها
دوشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1403 11:58
در زیـر دست و پای شهر بی تفاوت ها گم کرده است این نسل، رویای قشنگش را هر وقت آمد از مسیر رفته برگردد تردید کرد و داد تاوانِ درنگش را آمد سراغی از کبوتر ها بگیرد، دید دارد یکی پُر می کند اینجا تفنگش را با شعر و انگیزه رهایی بر نمی گردد باید بپوشد بار دیگر رخت جنگش را نسلی که عمرش رفته و با حوصله دارد چک می کند تاریخِ...
-
از سینه دیوار صدا می آید
دوشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1403 11:57
از سینه دیوار صدا می آید از پنجره انگار صدا می آید از دور گمان کسی مرا می خواند جانسوز به تکرار صدا می آید احمد صحرایی
-
زمانی در زندگی سختی نیست
دوشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1403 11:56
زمانی در زندگی سختی نیست بعدسال ها جنگی نیست چون خداباماست بالاخره در مسکن خستگی نیست تا کند خدا روی برما ولیکن حال حیات رنگی نیست این هاست برای ظهور صاحب ما به هیچ تن جز او وابستگی نیست تمام نشد این ها هیچ گرفتارند همه به یاد او افسردگی نیست منم نیستم فقط به دنبال او هستیم تا آخر در انتظار او حال آزادگی نیست کسری...
-
سالها بعد از یاد میروی؛
یکشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1403 12:13
سالها بعد از یاد میروی؛ یا که پیش ازین از خاطرمان رفته بودی؟ یا در این لحظه؟ چه تفاوتی؟ رفتی و همه ناپیدا میدانیم: که ناپدیدیِ تو میماند، در خاطرمان، که خود دیری نمیپاید. علیرضا منفرد
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1403 12:12
-
ما دل شکستگانیم دور از دیار و جانان
یکشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1403 12:01
ما دل شکستگانیم دور از دیار و جانان باز آی که تازه گردد دیدار آشنا را ستاره نیست نمایان در آسمان سینه شاید قحط باشد در این زمان وفا را بر موج غم نشسته در بحر نامرادی منت به ما خدا را گرداندز سر قضا را آتش پدید زهجران ،سوزاند کعبه دل رنگ رخان بشکست بازار کهربا را یارا عنایتی کن از فرقتت رهانم شام سیاه ما هم بامدادشود...
-
تو نوری در وجودم امیدی
یکشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1403 11:57
تو نوری در وجودم امیدی تو خورشیدی به زندگیم تاییدی تو عشقی روحی ای جانم فدای قدمت افتخار میکنم از هر گفته کلمت ای که قلم به دستم دادی مرابه دنیای علم فرستادی میبوسم تورا ای معلم عزیزم با سلام با وجودم دوستت دارم یک کلام زهرا عابدی
-
صبر
یکشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1403 11:54
-
او را دیدم و گفتمش چرا حیرانی.
یکشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1403 11:48
او را دیدم و گفتمش چرا حیرانی. از چیست تو را این همه سرگردانی. گفت در پی آن نیمه ی جانی هستم. آنکس که دلم ربوده است نیمه شبی پنهانی. امین غلامی
-
امشبم میگرید این چشمم
یکشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1403 11:47
امشبم میگرید این چشمم برای آتش عشقم برای شوق پروازم برای شور احساسم دلی پر کینه را پندار چگونه عطف می یابد چگونه بر دلی عریان کمی زار است ، نمی خوابد روژان کردستانی
-
و تنها این انسان است
یکشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1403 11:45
و تنها این انسان است که گاه زیر چتر سکوت مردد است خیس از سکوت می شود پایش بر دوراهی موهوم آینده می اندیشد انسان بودن کمی دشوار است گاهی رخ دادن حادثه ای او را سخت مایوس می کند گاهی شاد و گاهی بی تفاوت حتی وقتی خبر مرگ شمع در شهر می پیچد این انسان است که نمی داند به پروانه تبریک بگوید و یا تسلیت ... مریم جلالوند
-
مراقب سایه ت باش
یکشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1403 11:44
مراقب سایه ت باش بی نشان دنبال تو میگردد وقتیکه انتقاد به اعتقاد میکنی مراقب انتظارت باش مراقب رفتارت باش وقتی که اعتنا به اعتقاد ت میکنی مراقب ایمانت باش به چه درد میخورد کلام تو وقتیکه انتقاد تو انعقاد لخته خون در رگان دین من است کمی با خود بیندیشد آیین من بر پایه ی باد و هواست بدانجا باید میرفت که سایه ی تو بیشتر...
-
در طبیعت و دلم دیدی که من تنها شدم
یکشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1403 11:42
در طبیعت و دلم دیدی که من تنها شدم پی آب آمده ام ناگه که من صدا شدم در حریم شب تو کبوتر و پرواز نگاه پی دل آمده ام ناگه ارزن دلا شدم ازاده دهقان بنادکی
-
رو مکن به آسمان و هی نگو آه ای خدا
شنبه 15 اردیبهشتماه سال 1403 12:06
رو مکن به آسمان و هی نگو آه ای خدا آنچه میگردی به دنبالش همینجاست به خودآ به خودت آ به خودت آ به خودت آ ای همه که خبر در کنج خلوت هست و نه در همهمه ای مکان و ای زمان و ای جهان ای جانشین من نگاه پشت چشمان توام خود را ببین هر چه دل میگوید آن است با خیالت دم نزن تو یقین و باوری بیرون بیا از شک و ظن تیشه زن بر آن خدایی که...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 15 اردیبهشتماه سال 1403 12:00
-
خیالِ با تو نشستن، جوازِ معتبرم شد
شنبه 15 اردیبهشتماه سال 1403 11:53
خیالِ با تو نشستن، جوازِ معتبرم شد شبی که از تو گذشتم، شروعِ دردِسرم شد شبی که بی تو نشستم، ستارهٔ سحرم رفت زِ خود گذشتم و دیدم، بدونِ تو ضررم شد تمامِ زندگی ام از تو بودو بین که چه آسان مُرورِ خاطره ها، ناله هایِ بی ثمرم شد به دامِ عشقت اسیرم، اگر چه عبدِ حقیرم شروعِ غفلتِ من از نهادِ بی هنرم شد صدایِ قهرِ تو را در...
-
مرا از من گرفتی با دو چشم خیس باران
شنبه 15 اردیبهشتماه سال 1403 11:51
مرا از من گرفتی با دو چشم خیس باران چرا کردی به جانم قصد کشتن را تو اسان نیازم را چه حاجت بوده بربازار گرمی مگر رازم نکرده چشم هشیارت نمایان ترا من چون طبیبی برسر بیمار دیدم ندانستی دلم باشد دچارت مست ونالان چه شبها آمدم کویت به دلداری شتابان مگو آماده کردم صحنه بر روی خیابان به قلبم وعده دادم تا که مجنونش نخوانم...