-
السلام علیک یااباعبدالله
یکشنبه 31 تیرماه سال 1403 12:18
-
رفاقت با حسین پایانی ندارد
یکشنبه 31 تیرماه سال 1403 12:16
رفاقت با حسین پایانی ندارد شفاعت بی حسین معنایی ندارد عدالت در جهان به نامش خورده است عدالت بی حسین زیبایی ندارد بیا یک بار عاشقی کن در جوانی که دل عاشق حسین رسوایی ندارد ندیدم یار با وفا چو یار بی کس وفا بر غیر او شکوفایی ندارد خدایا قلب من به غم جز او نکن پر که محبت بی حسین معنایی ندارد سجاد اوسیانی
-
غُصّه در دل مثل زَر دارم برای آینه
یکشنبه 31 تیرماه سال 1403 12:11
غُصّه در دل مثل زَر دارم برای آینه در صدف چندین گُهر دارم برای آینه خنده ام از روی ناچاری ست پیش دیگران گریه ها در چشمِ تر دارم برای آینه بر لبم از بی زبانی ، مُهرِ خاموشی نزن تیغ ها زیر سپر دارم برای آینه باغ اگر بر من قفس باشد تماشا کردنی ، باغ ها در زیر پر دارم برای آینه خار بی برگم ولی از داغِ عشقِ ارغوان لاله...
-
قاصر از رجِ واژه های عاشقانه
یکشنبه 31 تیرماه سال 1403 12:10
قاصر از رجِ واژه های عاشقانه در گلویِ انباشته از بغض همه آرزویم این است در مظلومترین ماه بهار جاری شود اشک من به وسعت آسمان ابری از حجم بارانی روح و روان تا ولوله غنچه های یاس فرهاد نظری پاشاکی
-
فکر می کردم خدا دارد نگاهم می کند
یکشنبه 31 تیرماه سال 1403 12:09
فکر می کردم خدا دارد نگاهم می کند فکر می کردم که من را سر به راهم می کند از خدا خواهم ببخشد طرزِ فکرم را که چون: فکر می کردم همیشه رو سیاهم می کند علیرضا صانعی
-
سایه را دنبال کن وقتی که تنها میشوی
یکشنبه 31 تیرماه سال 1403 12:08
سایه را دنبال کن وقتی که تنها میشوی نیمِ دیگر داری و در آن هویدا میشوی در کنارت روز را شب میکنم، شب را سحر گر شَوَم مجنون بی خوابت تو لیلا میشوی؟ مستِ مستم، غرقِ معصومیتِ بی انتهات مو پریشان میکنی مانند دریا میشوی ماهی بی جانِ ساحل را تو با خود میکشی جان دیگر میدهی، در قلبم احیا میشوی شعرهایم را فقط با عطرِ...
-
خواهی که به چنگ آری آن زلف مسلسل را
شنبه 30 تیرماه سال 1403 11:59
خواهی که به چنگ آری آن زلف مسلسل را یا سلسله بر گردن یا سلسله جنبان باش گر باده ننوشیدی شرمندهٔ ساقی شو ور عشق نورزیدی از کرده پشیمان باش ✌ #فروغی_بسطامی
-
خدا کند به دلم، از دلت پلی باشد
شنبه 30 تیرماه سال 1403 11:58
خدا کند به دلم، از دلت پلی باشد میان فاصله ها، قاصدک، گلی باشد خدا کند که دمی ، بی خیال من نشوی به لحظه های تو عطر تفالی باشد به فال نیک بگیری تمام شعرم را خدا کند که به هجرت تنزلی باشد خدا کند که خدایم، ترا نگهدارد به من رسد دو نگاهت، تخیلی باشد به جانب ام برسی ، تا که در بغل گیرم غبار راه عبور ات، تجملی باشد خدا کند...
-
السلام یاقمربنی هاشم
شنبه 30 تیرماه سال 1403 11:57
-
چشمها بیدار،
شنبه 30 تیرماه سال 1403 11:56
چشمها بیدار، اندیشهها طوفانی، شب دراز و بیانتها. ذهنم پر از غبار، خواب از دست رفته، سکوت،این رفیق شبهای تارم، تنها همدمم. تاریکی عمیق، افکار چون موج، شب همچنان پایدار. آرامش گمشده، بیخوابی سنگین و چشمانی خون بار و ترسناک، و این قصه ی پر از غصه تا سپیدهدم ادامه دارد.... خواب کجاست؟؟ سعید حبیبی
-
دلم دریایی غم لیک آرام
شنبه 30 تیرماه سال 1403 11:55
دلم دریایی غم لیک آرام فراوان غصه ماتم لیک آرام درونم تکه چوبی مانده از عشق از آن کشتی عشق پرتلاطم لیک آرام شبیه ناخدایی مانده در طوفان دریا به روی عرشه لرزان نشستم لیک آرام زمانی باد می برد بادبان کشتیم را کنون بر گل نشسته ناخدا هم لیک آرام دگر فرقی ندارد غرق یا پهلو بگیرم به زیر آب رفته آرزویم لیک آرام علی اصغر...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 30 تیرماه سال 1403 11:53
-
زندگی بر موج آویزان شده
شنبه 30 تیرماه سال 1403 11:51
زندگی بر موج آویزان شده چون حبابی ساده و لرزان شده آن ور رویای من را دیده ای؟ خاک سردی از پی طوفان شده شور و حال کودکی رفته ز یاد کودکی در حسرتی گریان شده انتظاری از طلوع عشق نیست شعله از طنازی اش حیران شده کاغذی تر از دلم نشناخت م پاره پاره با نم باران شده گفته بودی مردی ات را باختی سایه ای در قامتت پنهان شده بس که...
-
(رویای بامداد، میچکد از شعر، همچنان)
شنبه 30 تیرماه سال 1403 11:50
شاعر به سینهگاهِ سحرگاه میرسید با صدهزار لاله و سوسن تا جشنِ پردهبازیِ شوخِ ستارگان: یک چشمه از نمایشِِ مهتابِ سوخته در پیچ و راهِِ خندهی بیتابِ رودها... (فرق است بینِ جاری و مرداب، بیگمان) لاله، که شعر بود، در انقلاب مخملی تاک میچکید از لابلای مِیزده لبهای خیسِ خون سوسن، خیال نازک آواز عشق بود با عطر زندگی...
-
ما بارش یک ابریم
شنبه 30 تیرماه سال 1403 11:48
قلب ات بوی آسمان می دهد که بی هیچ نشانی باور آشنایی در من نشست ما بارش یک ابریم جلال احمدپور
-
رفتی و
شنبه 30 تیرماه سال 1403 11:45
رفتی و نمک به زخمم زدی. میمانم و مَرهَم به زخمت میزنم. عبدالمجید حیاتی
-
بار گران زندگی
جمعه 29 تیرماه سال 1403 12:03
بار گران زندگی بر دوش من افتاده و درد تلخ آگاهی بر جانم دویده است نه در آغوش من و نه در اینجا بلکه در جایی دور فارغ از بازی تقدیر که بر من جاریست با گل و لاله و بلبل باش من به سهمی ز تو در حد خبر سخت محتاجم علیرضا غفاری حافظ
-
السلام علیک یااباعبدالله
جمعه 29 تیرماه سال 1403 12:02
-
گره کز عقل بر ناید
جمعه 29 تیرماه سال 1403 12:01
گره کز عقل بر ناید مگر عباس (ع) بگشاید علی کسرائی
-
میان ِ کوچه های تنگِ وحشت
جمعه 29 تیرماه سال 1403 12:00
میان ِ کوچه های تنگِ وحشت غرورِ توپ و تانک بَر مَلا بود چه قرآنهای تزویر بر عَلَم بود چه دفترهای مشقی زیرپا بود وجوجه کفترهای خیسِ زخمی که بی مادر سپیده ی فردا بود قطاری از یهودا بر سرِ چاه و یوسفهاکه شورآبِ جفا بود میانِ کاسه آبِ طفلِ گنجشک نشان ازاشکِ چشمِ بچّه هابود خدایااین زمینِ غم چه نامست به پندار غزه یا کر...
-
در هزارتوی زندگی گره خوردهایم
جمعه 29 تیرماه سال 1403 11:58
در هزارتوی زندگی گره خوردهایم به ریسمانی نامرئی هر تکان موجی میشود در تار و پود هستی گاه محکم گاه سست اما همیشه متصل ریسمان ما را میکشد به سوی ناشناختهها و ما با هر قدم تنیدهتر میشویم در این بافت پیچیده کدام گره سرنوشت ماست مسعود مالمیر
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 29 تیرماه سال 1403 11:57
-
یک مشک آب
جمعه 29 تیرماه سال 1403 11:56
یک مشک آب در ظهر عاشورا وقتی همه یاران ابا عبدا.... شهید شده بودند هیچ رزمنده ای را سیراب نمیکرد فقط بهر کودکان بود اگر به خیمه ها میرسید آخرین سرباز حضرت علی اصغر اذن میدان نمی گرفت بخوانید یک مشک آب یک دنیا اشک سیاوش دریابار
-
شعرها در دیگ قلب شاعران،
جمعه 29 تیرماه سال 1403 11:55
شعرها در دیگ قلب شاعران، چه قل قل میکنند.... میسرایند از برای تو حسین،،،، از همان جایی که عشق، جوشیده است.... از درون قلبشان نذر مردم میکنند. اندرون قلب هامان ، نفس قربانی کنیم. چشمه ی جوشان بگردیم ، عشق را جاری کنیم.... گر حسین در کربلا تنها بماند ، یاری نماند. حال در کرببلاییم ..... مهدی صاحب زمان یاری کنیم.........
-
من شاعر:از فقرا وطنم؛ زیاد حمایت میکنم
جمعه 29 تیرماه سال 1403 11:53
من شاعر:از فقرا وطنم؛ زیاد حمایت میکنم قصههای از تو در شعر وغزلم زیاد حکایت میکنم من داو طلب آمدم؛ برای فقرا بمیرم اینجاست: همون خط مقدم سرباز فقرا؛ در سنگر حق؛ بر جان میگذرم شاعر مثل کوه پای حرف خود ایستاده ام هوای فقرا حقشان بر سرم و قسم بر شهیدان هم سنگرم من علی تو این راه؛ اگر مردم؛ روی سنگ قبرم بنویسید؛ غزل خوان...
-
شاعر صدای تو را شنیده ام با بهاتر است
جمعه 29 تیرماه سال 1403 11:52
شاعر صدای تو را شنیده ام با بهاتر است هر ذکری را که تو گفته ای با خداتر است از واژه های عشق ساخته ای آهنگ عشق هرآهنگی که گوش کرده ام با نواتر است رنگ ازرخت پریده است بگوعاشق شدی ازهرعاشقی هم که شعرت با جلاتر است فرزانه روزگار هم شدی و افسانه سخن ترکیب جمله هایت رابگو که آشناتر است جشنی که بگرفته ای نکوست سر نوشت ا...
-
بتاب ای آفتابِ زندگی بخشِ جهان آرا
پنجشنبه 28 تیرماه سال 1403 11:59
بتاب ای آفتابِ زندگی بخشِ جهان آرا به عمقِ این شبِ تاریک و ظلمانی که شاید نور امیدی برای راه پیدا شد... ببار ای ابر بارانی بشوران این سرای غم که شاید در زمینِ سرد و بی روح دلِ مردم نشاط آغاز گردد یا خوشی گهگاه پیدا شد... برویان خاکِ تیره، سبز کن این دانه های خفته را شاید، بجایِ این کهنسالان درختانی که بی بارند، نهالی...
-
الهی در این تیرگی شب
پنجشنبه 28 تیرماه سال 1403 11:58
الهی در این تیرگی شب در این سکوت کوچه در خلوت دل در خاموش زمین فانوس کوچک را بفرست تا زمینت روشن شود که خلفت در آغوش دلق بیش از این بیخبر نباشند الهی روشنی بفرست دما دمی که که خورشید پیدا میشود الهی امروز روز دیگریست روشن تر از این روز نصیب مان بگردان سیاوش دریابار
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 28 تیرماه سال 1403 11:56
-
سخت است دمی مردن کاسوده شوم هر دم
پنجشنبه 28 تیرماه سال 1403 11:55
سخت است دمی مردن کاسوده شوم هر دم سخت است که بگریزم تا کنده شوم از غم سخت است که جان آید هر لحظه به دیدارش سخت است به پا ماندن در بغض فراوانش سخت است که بیخوابم، هر شب ز هوای او سخت است که دل باشد، بیتاب و جدا از او سخت است که دل بی تو، آرام بگیرد باز سخت است که بنشینم، در حسرت و در آواز سخت است که شبها را، بی یاد...