-
آن قدر که در نبودتان پر زده ایم
سهشنبه 9 مردادماه سال 1403 11:48
آن قدر که در نبودتان پر زده ایم هر جا که شود دخیل بر در زده ایم دیوانه نبوده ایم ما ؛ از اول از عشق شما به سیم آخر زده ایم مجتبی محسنی ماهانی
-
حال خوب
سهشنبه 9 مردادماه سال 1403 11:46
-
قلم به آغوش گرفتم
سهشنبه 9 مردادماه سال 1403 11:45
قلم به آغوش گرفتم نوشتم و نوشتم و نوشتم به چند لحظه فراموشی گرفتم نوشتم و نوشتم و نوشتم درد دنیا به سُخره گرفتم نوشتم و نوشتم و نوشتم آنقدر نوشتم که تکسین گرفتم آری من اینگونه ز درد باج گرفتم رویا کریمی
-
در سکون ناگزیر سالیان
سهشنبه 9 مردادماه سال 1403 11:44
در سکون ناگزیر سالیان در خاطرات نیلی آسمان آرام، سبکبال و خرامان بیتوته ای مستمر در ژرفنا این پرنده مهجور است هر لحظه اش گشته دمساز با شیرینی رویای پرواز غریقی است بال گشوده ملازم تنگه ای بی عبور آرمیده در کنجی متروک ساکن ذهن خلیجی است که، نه چندان دور است تورج امیری
-
تبعید
سهشنبه 9 مردادماه سال 1403 11:44
تبعیدشده ام به شهری که درازدحام جمعیت گم می شوی سیدحسن نبی پور
-
پروانه شدن
سهشنبه 9 مردادماه سال 1403 11:40
پروانه شدن ۱۴۰۳/۵/۷ شماره ثبت ۶۶۲۰۱۱ درخت توت ،بستری آرام بهر مهمان آفرید. قبل مهمان ، نفس باد صبا را طلبید. میزبان خوشحال و مهمانش چه غمگین میرسد. کرم پیله ساز، آزرده از تحقیر بد گویان رسد. در آغوش درخت،زاری نمود و درد دل گفت. دلی پر داشت از سخره شدن با یاوه ای مفت. یقین دارند ، پروانه شدن افسانه است. در سخن ها...
-
به تو رای میدهم خورشید سحرگاه،
دوشنبه 8 مردادماه سال 1403 12:18
به تو رای میدهم خورشید سحرگاه، به میعاد هر روزه ات با سپیده.. به طلوع یاس ها در دامنت، به هم سفره بودنِ بی آلایشت .. به تو رای میدهم محبوبه ی شب ؛ به خنده های بی پروایت.. به قاصدک های خوابیده بر زانوانت، به حالت نگاهت به نازبوها... به تو رای می دهم زاغکِ انتهای پاییز، به حالت نشستنت ،بر درخت خرمالو، به شوق خواندنت، به...
-
نمی دانم پس از مرگم شعرم را که می خواند
دوشنبه 8 مردادماه سال 1403 12:17
نمی دانم پس از مرگم شعرم را که می خواند دوستان یا نا آشنایان یا عابری شب زده وباران خورده چه کس با سر انگشت نمورش دفتر شعرم را لمس خواهد کرد . .لیکن دوست میدارم کودکان دفترم را اگر بر دستشان افتاد دفتر نقاشی خود سازند مبادا خواننده ای یا که مشتاقی از شعر هایم که بوی گریه دارد....و رد پای اشک هایم هست بخواند و دلتنگ...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 8 مردادماه سال 1403 12:14
-
کاش می دانستم ازی خلق جهان
دوشنبه 8 مردادماه سال 1403 12:13
کاش می دانستم ازی خلق جهان که بس خود می داند به نقش بازان هربار که دیدم شان به خود گفتم نه این بار شاید آخرین بار چه بسا باز هم نیافتم آن زیر نقش را چشمانم را قسم دادم که دگر نبینم شان چشم می بخشد اما دل چو فرهاد کوه می کند مرا چه به این بازی تقاص زمانه پوران گشولی
-
شفــــای جملگی از او بخواهیم
دوشنبه 8 مردادماه سال 1403 12:11
شفــــای جملگی از او بخواهیم دوای درد خود هم، زو بخواهیم خدا صبرش زیاد، ازحد فزونست شتــابان مرهمی، از او بخواهیم سلیمان بوکانی حیق
-
اعتماد
دوشنبه 8 مردادماه سال 1403 12:09
-
خشکانده اند
دوشنبه 8 مردادماه سال 1403 12:07
خشکانده اند عشق را گلبرگ به گلبرگ لای کتابهای عاشقانه و سخاوتمندانه بخشید زیبایی اش را واژه واژه به شعر و اینگونه بر جای ماند حسرتی عمیق از آن بر دل های بی قرار مریم ابراهیمی
-
من تشنه نگاه توام یا امام عصر
دوشنبه 8 مردادماه سال 1403 12:05
من تشنه نگاه توام یا امام عصر عمری اسیر روی ماه توام یا امام عصر دلدادهای که به شوق زیارتت آقا چونان گدا بر سر راه توام یا امام عصر دارم امید که از این در مرانیم هرچند کلب پر گناه توام یا امام عصر بر گونه مبارک شما خال هاشمیست آقا فدای چشم سیاه توام یا امام عصر بر سنگ فرش دلم رد پای توست در سینه خادم قدمگاه توام یا...
-
گفتی: که درمانت دهم بر هجر پایانت دهم
دوشنبه 8 مردادماه سال 1403 12:05
گفتی: که درمانت دهم بر هجر پایانت دهم گفتم: کجا؟! کی خواهد این؟! گفتی: صبوری باید این . . مولانا
-
ای زلف تو دام دل دانا و خردمند
دوشنبه 8 مردادماه سال 1403 12:01
ای زلف تو دام دل دانا و خردمند دشوار جهد دل که در افتاد درین بند اندر دل من بود نهالی ز صبوری بادی بوزید از تو و از بیخ برافگند بودیم خردمند، که زد عشق تو بر ما دیوانگی آورد و نماندیم خردمند $امیر_خسرو_دهلوی
-
نیمه جان ؛ اما خودم را وصل دنیا می کنم
یکشنبه 7 مردادماه سال 1403 12:14
نیمه جان ؛ اما خودم را وصل دنیا می کنم آنچه باقی مانده را امید معنا می کنم جانم از دلواپسی هایت به لب آمد ولی باز در تکرار عشقت من تقلا می کنم علی کسرائی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 7 مردادماه سال 1403 12:12
-
شکر ایزد که دگر مثل شماها نشدم
یکشنبه 7 مردادماه سال 1403 12:10
شکر ایزد که دگر مثل شماها نشدم وندرین وادی حیران شده تنها نشدم دور از اغیار طواف دل محروم چه نیک وآله و گمشده و غم زده اینجا نشدم مصطفی مروج همدانی
-
سر زنگ انشا
یکشنبه 7 مردادماه سال 1403 12:08
سر زنگ انشا بچه ها در هیاهوی کلاس گرم صحبت بودن که معلم برخاست روی تخته سیاه با همان خط قشنگ زندگی چیست،نوشت و یکایک ازما خواست بگوییم که چیست؟ یکی از جا برخاست وگفت زندگی اجبار است، یک حضور بی میل پر درد ،پر سختی ،پر صبر ما چه دانستیم از روز ازل که چه ها میبینیم. مست دنیا بودیم و نمیدیدیم که زیر بار غم دنیا...
-
اگر دانه ای شوی
یکشنبه 7 مردادماه سال 1403 12:06
اگر دانه ای شوی خاک خواهم شد و تو رادر بر خواهم گرفت اگر غنچه ای شوی نسیم خواهم شد و با ترنمی دلنشین و در لابلای گلبرگهایت خواهم غلتید اگر درختی خشک شوی کلاغی سرگردان خواهم شد و لانه ام را در لابلای ساقه های خشکیده ات خواهم ساخت و تنهائیم را فریاد خواهم کرد اگ پرندهای شوی ابری سفید خواهم شد و تو را در میان خواهم گرفت...
-
تنها
یکشنبه 7 مردادماه سال 1403 12:03
-
زمان دردست توست
یکشنبه 7 مردادماه سال 1403 12:01
زمان دردست توست کوتاه کن ساعت دیداررا زیرپایم سبزه روئی د چشم به پنجره دوخته ام که بازآیی سیدحسن نبی پور
-
نگاه تبدارم
یکشنبه 7 مردادماه سال 1403 11:57
نگاه تبدارم با هر پلک زدن ، کور سوی امید را در شهر چشمان ملتهبم ، تداعی می کند وقتی که در خیال ناموزون تو غرق می شوم...... اکرم نوری
-
دل از هرکه بریدم عاقبت مخمور برگشتم
یکشنبه 7 مردادماه سال 1403 11:56
دل از هرکه بریدم عاقبت مخمور برگشتم چو مرغی بسمل و سرگشتهای مهجور برگشتم به جمع عاشقانت لاف زن رفتم ندیدم در میان جام می و انگور برگشتم مرا در حلقه گیسوی تو دل بود زندانی از آن رو عاشقی دل خستهای رنجور برگشتم ،میان آن همه مردم نگاهت بود همراهم نه مجبور و نه رنجور، بلکه من مسرور برگشتم نگاهت را مگیر از من تو ای سرو...
-
همین امروزه فرصت زندگی
یکشنبه 7 مردادماه سال 1403 11:55
همین امروزه فرصت زندگی به تعویق انداختن زندگی، میشه بردگی نشو اسیر فرداهای نیامده میسوزانی امروزها رو به سادگی فرد اهای نیامده یه سرابه رودِ زندگی در همین امروز جاریه قایق زندگی نداره توقف و ایستگاه حواست باشه نشی فریفته سرابهای بیبندرگاه علی طاعتی مرفه
-
دیدگانی گوارا از غم مرد
شنبه 6 مردادماه سال 1403 12:08
دیدگانی گوارا از غم مرد تحفه ای بود ز بارِ اینهمه درد در پی خالق گریزان از خَلق خُلق تنگ میبودو با جامعه سرد زیر بارِ سختو سنگین فلک نشکستیم مدرکش هم این ترک هرچه از دست رفتو می آید به پیش هرچه باداباد سنایی ، بدَرَک مهدی سنایی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 6 مردادماه سال 1403 12:05
-
تلک تلک می کند مژه هایم
شنبه 6 مردادماه سال 1403 12:03
تلک تلک می کند مژه هایم چشمهایم شکسته اند صدای ضجه باد در گلوی من طوفان 120 روزه سیستان است و هوای منقلبی هلم می دهم به کوچه باغی طویل در خیال خدا زهرا اویسی
-
دنیای دون که لحظه ای با ما سرسازش ندارد
شنبه 6 مردادماه سال 1403 12:00
دنیای دون که لحظه ای با ما سرسازش ندارد آزادگی را دشمن است آغاز پردازش ندارد بایدشبیخون زد به اسرار نهادین حسودش در باورش سمت اسیران خودش لغزش ندارد همنوع من ؛ غافل مشو دنیا فقط ره بر گذار است خوش باش دنیا غیر ازین یک ذره هم ارزش ندارد با صدکلک سر میدواند در پی اش هرساده دل را جز ال وفا بر وعده های پوچش آموزش ندارد...