-
تــــو
پنجشنبه 12 مهرماه سال 1403 12:06
تــــو نشـاطِ خُنَــکای نفَــس ِ پاییــزی #ژیلا_معصومی
-
تو کجایی؟
پنجشنبه 12 مهرماه سال 1403 12:04
تو کجایی؟ در گسترهء ناپاکِ این جهان تو کجایی؟ من در پاکترین مُقامِ جهان ایستادهام بر سبزهشورِ این رودِ بزرگ که میسُراید برای تو. احمدشاملو
-
غصه خوردن در غم و ماتم نشستن
چهارشنبه 11 مهرماه سال 1403 12:11
غصه خوردن در غم و ماتم نشستن از همه یاران بریدن دل گسستن قهر با خود دل به تنهایی سپردن یا که دیدن آینه آن را شکستن بر در بر دروازه شهر محبت بهر خویش و آشنا غداره بستن همتی کن این همه درد است و ماتم بایدت از گوشه غمخانه رستن بایدت از نو تولد چون جوانه باید از خواب گران آسوده جستن فروغ قاسمی
-
در پی یک قطعه بودم تا کنم روئیت بهشت
چهارشنبه 11 مهرماه سال 1403 12:00
در پی یک قطعه بودم تا کنم روئیت بهشت سال ها بگذشت و رفتند تا شدم عازم خشت نخل ها سر به سمات و میوه ها همچون عسل مردمی لر گویش و خوش مشرب و نیکو سرشت سبز و خرم در بهار و دیدنی آن دشت ناب معتدل آب و هوایش تا شود اردیبهشت آدمان خونگرم و مهمان دوستند در آن دیار گرمی تیرش خدا از خُلق آن مردم نوشت یک وطن از رطب و خرما و...
-
دیدگانم همچو باران بر غمم میبارد
چهارشنبه 11 مهرماه سال 1403 11:59
دیدگانم همچو باران بر غمم میبارد آسمانِ دل من غم زده بر جان و تنم فرنوش خان احمدی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 11 مهرماه سال 1403 11:58
-
همچـو حـافـظ ، قـلــم ت ، شـعـرِ کُـهَــن می آرَد
چهارشنبه 11 مهرماه سال 1403 11:56
همچـو حـافـظ ، قـلــم ت ، شـعـرِ کُـهَــن می آرَد ایـن چـه عشقـی است که دل را به سُخـن می آرَد بی سبـب نیست کـه گفتنـد: مسیحـاست دَمَـت شــعــــرَت از روزِ ازَل ، روح بـــه تَـــــن مــی آرَد هَـمـــه آفــاق پُـــر از شَـعـــرِ مَسیـحــایَـت بــاد ز هـــوای دلِ تــو ، مُـشـــکِ خُـتَـــن مــی بـــارَد چــو نسیمـی کـه...
-
یاران و رفیقان همه رفتند ولی ما ماندیم
چهارشنبه 11 مهرماه سال 1403 11:55
یاران و رفیقان همه رفتند ولی ما ماندیم از قافله ی عشق عجب .جا ماندیم یاد شبهایی که با آن رفقا. ای اهل حرم میر و علمدار نیامد خواندیم رفتند و پر گشودند و سبک بال شدند از دیدن حق یک سره خوشحال شدند ما جا مانده ی یاران خداییم ما تا به ابد شرمنده ی خون شهداییم امین عزیزپوریان
-
نباشد به ایران تن من مباد
چهارشنبه 11 مهرماه سال 1403 11:55
-
باده ای یاب کز آن نوشم
چهارشنبه 11 مهرماه سال 1403 11:50
باده ای یاب کز آن نوشم شوم آزاد،از این جنجال و جنگ جنگ پیمان ها،نفس ها،قرعه ها جنگ در افکار خاموش و راه های منجلاب سخت می خواهم بفهمم سیاهی،هر لحظه بدتر میشود در همه آشوبِ مه،گریه ها گم می شود ناله ها فریاد دریا می شود موج دریا ،سوی آن کوه ،نالان می شود کوه از ناله هویدا می شود . می توانی گفت؟ باز روزی می شود آرام...
-
پوزش از اشتباه اصلاح
چهارشنبه 11 مهرماه سال 1403 11:49
پوزش از اشتباه اصلاح و راهی شدن به راستی است اما توجیه مجوز گرفتن موذیان بهر خطاهای بیشتر است. پرشنگ بابایی
-
چه فرداها که باریکتد و بی حال
چهارشنبه 11 مهرماه سال 1403 11:48
چه فرداها که باریکتد و بی حال چه حسرت ها که پردارند و بی بال کران پرداز ما بشکست ای وای چه عصیان ها که کوپالند و بی یال محمد فاطمی
-
چه ظاهر های زیبا نما
چهارشنبه 11 مهرماه سال 1403 11:46
چه ظاهر های زیبا نما که باطن پر بلا باشد هرکس که بلد شد خواندن و نوشتن قرار نیست که ملا باشد ظاهر زیبا نیست شرط کامل تطهیر اگر چه مصلا باشد هر چیز که میدرخشد قرار نیست که حتما طلا باشد ظاهر زیبا که ندارد تعریف باطن باید جلا باشد نعمت الله سیادت مقدم
-
همین جاست شیدای ماه من و ماه تو
سهشنبه 10 مهرماه سال 1403 12:58
همین جاست شیدای ماه من و ماه تو در امتداد موازی همین خطهای موازی دو چشم زیر همین سقف نم دار شیروانی رو به آیینه کوچک تنهای داخل کیفت محرم شب حجله دار دلتنگیمان با همین تن پوشهای سپید و سیاه مان خارج از این گود هر چه هست دل آشفتگی هست غرق بوی جنون مشتی تندیس خام بو می دهم به دروغ الهه عشق می سازیم منزل به منزل زیر...
-
آسمان شهرمن خاکستری ست
سهشنبه 10 مهرماه سال 1403 12:56
آسمان شهرمن خاکستری ست خالی از نعمت ابر و بارندگی است خنده برلبهای مردمش ناآشناست سبک وسنتهای کهن دیگرکجاست زندگی تکراری وحکمی اجباری شده مردمان افسرده وشهرماشینی شده همدلی و همزبانی، ،سنت دیرین شده مردمان رایک زبان مشترک از سیم وزررایج شده آدمی راباکمالاتش نمی دارند قیاس شهرت ونام آوری مال و ثروت باشدنیاز ریش سفیدی...
-
بماند یادگاری
سهشنبه 10 مهرماه سال 1403 12:55
یادش بخیر اون روزها یادته؟ همان روزگار جوانی دوران عاشقی مخفیانه دل دادیم چه عاشقانه دل باختیم برای هم بودن کنار هم بودن آرزویمان بود یادته؟ چه شد آن روزها؟ کجا رفتند آن خواسته ها؟ کینه جایگزین عشقمان گردید رفت از یادها عشق پنهان ما یادت باشد من هم سوختم در این عشق ناکام بماند یادگاری که عشقمان دوطرفه بود سعید علیزاده
-
اگر ان طور که شیرازی به داد آن ترک شیرازی
سهشنبه 10 مهرماه سال 1403 12:27
اگر ان طور که شیرازی به داد آن ترک شیرازی نه حافظ گفته می بخشد برایش شهر شیرازی؟ عطای از عاشقان هرگز که فانی گر جهانی هم نگاهی چین کجا باشد به معشوق عاشقی راضی روح اله سلیمی ناحیه
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 10 مهرماه سال 1403 12:25
-
عطر زن میداد
سهشنبه 10 مهرماه سال 1403 12:24
عطر زن میداد پروانه ی در پی او می دوید دیوانه ی داد می زد ایست می خواهم ترا رفت ُ رفت بال بال زنان ، پر شد افسانه ی از نفس افتاد دیوانه هم ، پُر شد پیمانه ی رضا شاه شرقی
-
پروانه ی سیمین بال
سهشنبه 10 مهرماه سال 1403 12:22
پروانه ی سیمین بال سر نقره ای شاخک سیاه دُ م فرفری ، چشم و نگاه ،باز هم سیاه سینه قفس ،قد یک آه ونفس اشکم ندارد انگاری ، شمع خورده است ؟ نه نه دودی رسید مل دیده و دل مرده است شوقی ندارد زین سبب رضا شاه شرقی
-
شهیدمقاومت
سهشنبه 10 مهرماه سال 1403 12:19
-
آرزو میکنم در تو ناپدید شوم
سهشنبه 10 مهرماه سال 1403 12:17
آرزو میکنم در تو ناپدید شوم توبه کنم ؛ در قلب تو تبعید شوم دوست دارم در آغوشت مهمان شوم گر کافر باشم ؛ از عشقت مسلمان شوم در این شهر خاموش ، او بر سر ناز است جان به قربانت ؛ به گمانم این عشق را سجده نیاز است ناصر منصورزاده
-
بــگـویــم کــلامــی ؛؛ بـــدون اِطالــــه ..
سهشنبه 10 مهرماه سال 1403 12:15
بــگـویــم کــلامــی ؛؛ بـــدون اِطالــــه .. جــواز مـکافـات ؛ بــه مــا شــد حـوالــه مـن عـنــوانِ دیـبـاچـۀ سـوگـم ، ایـنـک : مــقـالــه نـویـسـان ؛ نـوشـتـنــد مـقـالــه مــنــم تـاکِ نــوشْ بُــتـۀ خــوشـگــوارم ز شُــربِ شــرابـم بـشــد مـسـت پـیـالــه مـنـم مـردِ رنجش ؛ فـروخـوردهْ بُـغضَـم دلازار و جـانسـوز و...
-
برای من تو می مونی مث احساس یک عاشق
سهشنبه 10 مهرماه سال 1403 12:13
برای من تو می مونی مث احساس یک عاشق مث آبی واسه ماهی ،تویی ساحل منم قایق دلم می خواد مث آیینه همه جا روبروم باشی می خوام تا وقتی که زنده م فقط تو آرزوم باشی بگو که حرمت عشق و فقط منم که می شناسم بگو تب کنی میمیرم اینا که چیزی نیست واسم مثل تولد شعری توو بطن ذهن آشفته ام من این شعر را برای تو برای چشم تو گفتم تو گفتی...
-
شرح است و دراین عالم عشق توبسان کردند
سهشنبه 10 مهرماه سال 1403 12:07
شرح است و دراین عالم عشق توبسان کردند سربسته سخن گفتیم و درد تو به جان کردند کم بود و سر شتم شد در کار سراغ از عشق غم بود و نوشتم گشت در خلصه پران کردند عشق از من و شعر از تو در عشوه گری فندی نوش از چه لبی هم شد درنطفه خزان کردند هم جوش تومن بودم پرکن لب وجان ازعشق ساکن بدلت هم گشتم هر نقطه نشان کردند باز آی و به سمت...
-
از سلامی که جوابش جان باشد، خسته ام......
سهشنبه 10 مهرماه سال 1403 12:01
از سلامی که جوابش جان باشد، خسته ام...... از عیان خود نهان دگران، خسته ام..... حال و احوال رسم ادب، ارث من است.... ذهن بیمار، علاجش خار بدستان من است..... سخن کهنه چو گفتم، به دادم میرسد....... راست باشی، میوه ی نارس بدستت میرسد...... علی اصغر محمدی له بیدی
-
آه می کشندازجدایی
دوشنبه 9 مهرماه سال 1403 12:32
آه می کشندازجدایی برگ های بی نفس درپائیزدلتنگی سید حسن نبی پور
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 9 مهرماه سال 1403 12:31
-
بی عشق تو دنیاست پریشان و غم انگیز
دوشنبه 9 مهرماه سال 1403 12:28
بی عشق تو دنیاست پریشان و غم انگیز با عشق تو زیباست گُل افشان و دلاویز قلبم شده صد پاره نگارا به یقین هست تیرِ مژه ات تیز تر از خنجرِ چنگیز اعجازِ نگاهِ تو ، مرا می کُشد ای عشق لبخند بزَن ، کاسه یِ صبرم شده لبریز روح از بدنم رفت همان دَم که تو رفتی چندان که شدم سردتر از موسمِ پاییز دیشب من و مهتاب به یادِ تو نشستیم...
-
دوست دارم چشم های تو شود آیینه من
دوشنبه 9 مهرماه سال 1403 12:27
دوست دارم چشم های تو شود آیینه من مهربانی خوش زبان ملک سیاهی خانه من دوست دارم صبح آدینه میان موج باشم موج موهای بلندت هر زمان بازیچه من رعد و برق اشک هایت میشکافد آسمان را خنده های چون شراب تو بود آدینه من دست های حق تمام رشد با دستت گره زد چشم هایت مرحم عمق غم پارینه من چون سکوت از چاه بیرون میشود فریاد هایم...