-
نماز صبح خواندم و ندا آمد به گوش
چهارشنبه 2 آبانماه سال 1403 12:00
نماز صبح خواندم و ندا آمد به گوش به پابوسیِ سرورت ، زیبنده بپوش برو بر زیارت عزیزش هر چه زود نرفتی مدت زمانی به پاکیِ و جُود توفیق ز خدایت بر همسایگیش زیبنده سیرت و صورت بر بزرگیش بارگاهی ملکوتی ، خدایش بخشید چنین زائران عزیزی در حرمش دید مرواریدی به گنبدی طلا آرمیده غواص ز نور مروارید رَهش دیده آبرویش باش زائر در حرم...
-
فصل پاییز
چهارشنبه 2 آبانماه سال 1403 11:58
-
زِ هر کس من بپرسیدم که
چهارشنبه 2 آبانماه سال 1403 11:55
زِ هر کس من بپرسیدم که آیا می کند در زندگی احساسِ خوشبختی؟؟ نگاهی سر به پایم کرد و ناگه زَد پوزخندِ تلخی یکیشان در جوابم گفت: که دیوانه شدی؟ دنیا به این سختی گرانی،جنگ،بیماری،نداری،فقر،اعتیاد،آوارگی دِگر زین بیش بدبختی گذشتند از کنارِ من،زدند نیش و کنایه ای به من که واااااای چه انسانِ خوشبختی دلم رنجیده گشت،فُرو بردم...
-
ای امام العصر ای مهربان
چهارشنبه 2 آبانماه سال 1403 11:52
من در این دنیا تنها از عشق تو پس بیا که منتظرم از روی تو گر که عمرم قد ندهد از دیدنت پس تو را دیدم در قلبم گر کسی نیست منتظر از دیدنت در دلش نیست انصاف و وفا پس که جانم فدای تو ای امام العصر ای مهربان فاطمه زهرا سرگل زایی
-
سازِ دل من کوک شَود یا نَشَود عیبی نیست
چهارشنبه 2 آبانماه سال 1403 11:51
سازِ دل من کوک شَود یا نَشَود عیبی نیست مَنکه بازیچه ی ایام، به هَر ساز ِخدا رقصیدم و خدایی که در این دشتِ بلا ساز مُخالف کوبید دَم به دَم بر همه ایمان خودم تا دَم صبح خندیدم فاطمه ویسی
-
هوای خواندنت دارم و لِیک ای دوست خاموشی
چهارشنبه 2 آبانماه سال 1403 11:49
هوای خواندنت دارم و لِیک ای دوست خاموشی تو رو کردی به تنهایی و بر مُلکِ فراموشی فراموشی کجا افتد چو یادِ دوست پا بر جاست که ای صبحِ غزل با شعر و با الهام، در گوشی روا نبود که ما را بی غزل بگذاری ای محبوب که میگیرند از خوان تو یارانِ غزل، نوشی سکوت کهنه را بشکن سمند شعر را زین کن که می باید به لیلای غزل آرام گیرد...
-
روزهای تو
سهشنبه 1 آبانماه سال 1403 12:37
روزهای تو و شعرهای من اگر هر روز کوتاه تر می شود ، دلیلش حوای این فصل است که هر آدمی عاشقش می شود محمدرضا متقی
-
عرب داریم تا عرب
سهشنبه 1 آبانماه سال 1403 12:35
-
ازبـــرای اعتقاد، لبهای من را دوخـــتند
سهشنبه 1 آبانماه سال 1403 12:34
ازبـــرای اعتقاد، لبهای من را دوخـــتند بستن و مسدود کردن چاره و حلال نیست بهنام پاک نفـس تکله
-
شاعری پر شور هستم تا دلم تب دار توست
سهشنبه 1 آبانماه سال 1403 12:01
شاعری پر شور هستم تا دلم تب دار توست از خیالت مینویسم، شعر من سرشار توست شانهی گرمت برای دردهایم مرهم است درد را از من جدا کن تا تنم بیمار توست با تو هرگز نیمه شبهایی که دارم تار نیست آنچه همچون ماه باشد بی گمان رخسار توست در نگاهت حس و حالی ناب میبینم فقط بهترین تصویرِ دنیا چشمِ بی تکرار توست باش تا پروانه باشم...
-
زیباییِ سرنوشت من یعنی تو
سهشنبه 1 آبانماه سال 1403 12:00
زیباییِ سرنوشت من یعنی تو در کل جهان بهشت من یعنی تو ای عشق رکوردِ مهربانی داری معشوقهی خوش سرشت من یعنی تو مهدی ملکی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 1 آبانماه سال 1403 11:58
-
مهر بر تعادل بداهه ابر و ماه
سهشنبه 1 آبانماه سال 1403 11:56
مهر بر تعادل بداهه ابر و ماه زمان در تعامل گرد شب سیاه سپرده گل بر آب روان خیال خواب که شهریور گریست چه سال بی حساب چو غارت خزان فتاده از نهان چو رقص برگ بید رخ شب سپید به ضرب باد و سوز به لب رسیده روز از عشق جانگداز که زخمه دل هنوز نه رنگ گل شگرف نه خفته صبح برف صدای غم چکد از ابر غرق حرف محمدرضا پورآقابالا
-
عطر تو عطر ترنج
سهشنبه 1 آبانماه سال 1403 11:54
عطر تو عطر ترنج صورتت گندم گون پیرهنت زرد و قشنگ مثل آفتاب گردون موج موهات دریا رنگ چشمات جنگل دست تو نرم و لطیف مثل پوستت مخمل طرح چشمات آهو طعم لبهات گیلاس قلب تو صاف و زلال توش یه دریا احساس آرمین محمدی آلمانی
-
شنیدم که مردی توانگر ز آن عهد دور
سهشنبه 1 آبانماه سال 1403 11:53
شنیدم که مردی توانگر ز آن عهد دور بکرد از رهی در پی گوسفندان عبور به لب اوهمی زیرو بم شکر یزدان نمود گهی هی به آن اشتران و به اسبان نمود رسید بر سر نهر، آن بخت برگشته پیر که نوشد از آب گوارا همی تشنه سیر به ناگه یکی پشت او را به نرمی فشرد ز ترس وهراسش رها کردو آبی نخورد چنان هیبتی دید پیش رویش ، شگفت که نامد به کامش...
-
خوش آمدی به خانه ی دل
سهشنبه 1 آبانماه سال 1403 11:49
خوش آمدی به خانه ی دل در بزم ِ تنهایی با تن ها خوش آمدی می بینمت در قایقی شکسته بادبان به نجات من از چنگال طوفان خوش آمدی در تُتگ ِ تنگ ... شوق ِ رهایی نیست با قلاب ِ علامت ِ سوال خوش آمدی اکرم م جعفری
-
چشمم انگار به دنبالِ کسی می گردد
دوشنبه 30 مهرماه سال 1403 12:37
چشمم انگار به دنبالِ کسی می گردد . به کجا مینگری؟ حسرتِ تنهایی . پیِ که میگردی؟ . سرم انگار به فرمانِ دلم می چرخد آری، آری سرم از زخمِ دلم بی تاب است دست من نیست به دلدار بگویید قفسش بی آب است... (دل چو صاحب ، ما عروسکهای او...) آرش خزاعی فریمانی، میرزا
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 30 مهرماه سال 1403 12:36
-
عاشقی پیرم... ولی مَنعم مکن ای نازنین
دوشنبه 30 مهرماه سال 1403 12:32
عاشقی پیرم... ولی مَنعم مکن ای نازنین زَخم دِلها خورده ام مَرهم مکن ای نازنین درد دلها با تو کردم تا شوی هَمسانِ من با تو قلبم گرم شد، سَردم مکن ای نازنین من گریزان بودم از دنیای فانی، مَه جبین با تو مَستم هر زمان، تَرکَم مکن ای نازنین دِلبری کردن به رسمِ عاشقان اخلاق توست خُلقِ زیبایت فراوان ، کَم مکن ای نازنین عشق...
-
سر خوردگی ام
دوشنبه 30 مهرماه سال 1403 12:28
سر خوردگی ام حالم را گرفته حول و حوش خودم قدم می زنم کنایه های تند زبانه های تیز به بیداریم کشانده به انتهایی نگاهم مثل متّه فرو می رود در سرم به جنگ خودم قشون کشیده ام مدام دارد دلم اشکال تراشی می کند توی ذوقّم خورده کتفم درد می کند در حال مچاله شدنم مثل کاغذی که در مشتم له می شود یکی فتیله اش را آنقدر بالا کشیده دود...
-
صدای پای باران توی گوشم بی هوا پیچید
دوشنبه 30 مهرماه سال 1403 12:26
صدای پای باران توی گوشم بی هوا پیچید نسیمی نرم رقصید و میان قطره ها پیچید نگاهم رو به بالا بود که برقی به چشمم زد عوض شد قبله ام ناگاه و سمت ناکجا پیچید وجودم جذب احساس نجیبی شد، نفهمیدم نگاهم را چه کس چرخاند و پای من چرا پیچید؟ و قامت را به سوی سرو می بستم که سجاده ورای آن چه می دیدم بسمت ماورا پیچید خودم را در میان...
-
سلام
دوشنبه 30 مهرماه سال 1403 12:04
-
ماه و ستاره ها به روی ریسه دلگیرند
دوشنبه 30 مهرماه سال 1403 12:03
ماه و ستاره ها به روی ریسه دلگیرند حتی درختان از هراس لیسه می میرند آباد گر آوار شد کاشانه بر دوشش آزاد اندیشان اسیر غل و زنجیرند تنها نمک خوردن، نمک دان را شکستن نیست... بردند خانه را کسانی که نمک گیرند تنها هزاران کشته می ماند در این لشگر وقتی امیران سپاه خفته ات پیرند زخم و پلیسه از تعامل می زند بیرون از چرخه ی...
-
آمد نشست، قلب مرا آب کرد و رفت
دوشنبه 30 مهرماه سال 1403 12:02
آمد نشست، قلب مرا آب کرد و رفت تصویرِ آن مقابله را قاب کرد و رفت آرامش از سرای خیالم، گرفت و برد مانند برقِ صاعقه پرتاب کرد و رفت چشمان خون فشان مرا، دید و دم نزد رفتاری از سیاق جفا باب کرد و رفت او که به رسم و جذبۀ عشق آشنا نبود ناباورانه، پشت به آداب کرد و رفت من ماندم و نگاهِ پراز اشک و اشتیاق او دل ربود، دلکده...
-
مناجات نامه آدینه
دوشنبه 30 مهرماه سال 1403 12:00
مناجات نامه آدینه الهی ، در عجبم از انسانها که کرات را در می نوردند تا به وجود تو دست یابند، ولی خویش را نمی کاوند تا به درون خود راه یابند وحضور چون تویی را حس کنند. الهی تو هر آنچه آفریدی مثبت آفریدی و آنچه را منفی می بینم ما سبب بودیم. الهی آنچه ذهن ما را به خود مشغول کرده است، تویی وتنها تویی که لیاقت پرستش داری.....
-
رفیق روزهای تنهایی سفر نرو
دوشنبه 30 مهرماه سال 1403 11:59
رفیق روزهای تنهایی سفر نرو با سلام آمدی جانم، بی خبر نرو من با تو و دنیای تو عادت کردم با هم آمدیم نگارم، یک نفر نرو سجاد بامیر
-
ز عشقت نغمه ای سر میدهم
یکشنبه 29 مهرماه سال 1403 11:54
ز عشقت نغمه ای سر میدهم عاشقانه من به تو دل میدهم در کنارت هر زمانی اندک است حس و حالم در برت چون کودک است مهسا احسانی فرد
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 29 مهرماه سال 1403 11:53
-
و این دستاورد بزرگی بود من از ماه و خورشید گذشتم
یکشنبه 29 مهرماه سال 1403 11:52
و این دستاورد بزرگی بود من از ماه و خورشید گذشتم از شب عبور و روز را فراموش کردم تا در چشمانت و در پهنای بازوانت آرام بگیرم مرتضی عباسی
-
شهیداناند در هر سو نشانم
یکشنبه 29 مهرماه سال 1403 11:51
منم فرزند ایران، سرفرازان که هستم وارث مهرِ دلیران زمین از خون یاران استوار است که نام ایران تا بیکران است دلیرانند در هر گوشهی خاک که دشمن را کنند از ریشه بیباک چو کاوه، گر خروشی در بر آرم جهان را از نهاد خویش دارم ز عهد کورش و داریوشِ شاهان نشان از اقتدار است در سپاهان به هر میدان که پا بنهاد مردان ز نام ایرانم...