-
یاضامن آهو
سهشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1404 10:16
-
من به تو نگاه می کنم
سهشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1404 10:14
من به تو نگاه می کنم تو به ساعت عجله داری وُ من نمی دانم از چه بابت؟ تو در دروغ گفتن هم استعداد داری ولی من در باور ِ چشم ِ خودم نیز ندارم استطاعت آرزو حاجی طاهروردی
-
میروم از شهر تان دیگر نمی یابی مرا
سهشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1404 10:12
میروم از شهر تان دیگر نمی یابی مرا بعد این بدبخت بیچاره نمی خوانی مرا درد غم ها را کشیدم در فراقِ شهر خود از چه گوید این دلم هرگز نمی دانی مرا من به هر قیمت که شد بودم ولی دیگر نشد از غریبی میروم دیگر نمی یابی مرا هر چقد من خواستم باشم ولی هرگز نشد من که رفتم با هزاران غم نمی شانی مرا بر شکوفایی تو من هم کار کردم پس...
-
تو ای آموزگارم با وفایی
سهشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1404 10:10
تو ای آموزگارم با وفایی بسان آینه نور و صفایی تویی دانش پژوهان را سرودی سرود خلقت راز خدایی منم آشفته در دریای دانش تویی سرمشق من در ناخدایی دعا میگویمت هر شام و هر روز اگر آید ز حلقومم ندایی بزرگی ببخشا ای مربی اگر سر زد ز شاگردت خطایی فروغ قاسمی
-
عشق
سهشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1404 10:07
عشق لحظهی پیدایش احساس سیدحسن نبی پور
-
لانـه کرده بـارِ اندوهی به رویِ شانـه ها
سهشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1404 10:06
لانـه کرده بـارِ اندوهی به رویِ شانـه ها تابِ غـم دیگر نـدارد قامتی بی سَـرپنـاه وقفه ها بهرِ رهایی، خـو به درد و فاجعه عمرمان داده به بـاد و سر همیشـه بیکلاه نالـه و خون در پیالـه جایِ تـدبـیـری بـجـا حسرت و مرده پرستی خانه مان کـرده تبـاه تا به کی دستِ منو تو رویِ دست اندر خفا که نفسهامان بگیـرد ظلـمـتِ سَـد کـرده...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1404 10:07
-
بارها در زدم و باز نشد یک در خوب
دوشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1404 10:07
بارها در زدم و باز نشد یک در خوب خوب پنداشتمش آن همه آهن در و چوب آن خدا کز به عنایت نکند باز دری بگشاید در دیگر تو به هر درب مکوب غلامرضا خجسته
-
در جهانم قصهای بد رنگ را پایان بده
دوشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1404 10:04
در جهانم قصهای بد رنگ را پایان بده دردهای عاشقی دلتنگ را پایان بده باز هم زخمی شدم با خنجری از درد عشق آخرش در روزگارم جنگ را پایان بده وای بر من، چشم زیبایت فریبم داده بود در وجودت اندکی نیرنگ را پایان بده تا ابد با من دلت بی رحم باشد خوب نیست سخت بودنهای قلبی سنگ را پایان بده روز و شب دنبال تو سرخوردهی عالم شدم...
-
آن که چنین می رود سرو خرامان کیست؟
دوشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1404 10:04
آن که چنین می رود سرو خرامان کیست؟ سر به کجا می زند، بنده ی احسانِ کیست؟ تیر به مژگان زند سرمه به چشمانِ خود صورتِ چون ماه او حضرتِ آبانِ کیست؟ رقص حیا می کند، زلزله بر پا شود در پسِ این حادثه سینه ی لرزان کیست؟ مشتری اش میشود کاسب ِ هر دکه ای غمزه ی زیبای او صاحبِ دکانِ کیست؟ مهدی عسکری
-
خدایاپناه مون باش
دوشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1404 10:02
-
پرواز کرد تا افقهای دور
دوشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1404 10:00
پرواز کرد تا افقهای دور همیشه یک پرسش داشت اما از آسمان! با ما بود همین نزدیکی اما دورِ دور آیا او در آسمان نبود! حسن بهبهانی
-
یک پنجره در چیدنِ دستان تو کم بود
دوشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1404 09:59
یک پنجره در چیدنِ دستان تو کم بود چشمان تو گهواره ی خوابیدن غم بود.. موهای پریشانِ تو سجاده ی آتش در محضر دل، سجده کنان یکسره خم بود... فرزانه فرح زاد
-
باید از ریشه بجوشیم، که باشیم بهنام؛
دوشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1404 09:59
باید از ریشه بجوشیم، که باشیم بهنام؛ باید از سوزِ دلِ خویش، بیاریم پیام. باید از موجِ خطر، گوهرِ امید گرفت؛ باید از قُلّهی اندیشه، بجوییم قَوام. باید از رنجِ سفر، نغمهی شاداب سرود؛ باید از یوسف و کنعان، بخوانیم پیام. باید از تیشهی فرهاد، بسی یاد کنیم؛ باید از حسرتِ شیرین، بگوییم مدام. باید از لطفِ نسیم، بادهی...
-
شب از زُلفِ معلم نور میچید
دوشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1404 09:57
شب از زُلفِ معلم نور میچید سحر از چهرهاش، صد شور میچید ز باغِ فکرتش، گلزار میریخت ز جامِ چشم او، صد دُرّ میچید به لوحِ جان نوشت از عشقِ باقی فلک از خامهاش، منشور میچید زمین، مدهوشِ آهنگِ نوایش زمان، از عرشِ حق، تقدیر میچید به جانها میدمید رازِ نهانی مدادش، نقشِ جان در طور میچید ز دریایِ کلامش، موجِ معنا...
-
شکر گویم گل من ، سنگ صبورم شده ای
دوشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1404 09:56
شکر گویم گل من ، سنگ صبورم شده ای آمدی باعث این ،جشن و سرورم شده ای * اطلس پیرهنت ، برده دلم را به کجا پیری ام را بنگر ،شاهد شورم شده ای * معدن زر که کم است هدیه کنم ،قلب خودم حال خوش داده ای و مست غرورم شده ای * شهرتم بوده که دلبسته دنیا نشدم عاشقت گشتم و توگنج حضورم شده ای* تا تو را دیدم از اول ،گفته ام نیمه توست...
-
در تاریکیِ پنجمین شبِ بیتاریخ،
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1404 10:29
در تاریکیِ پنجمین شبِ بیتاریخ، سیگارم را با کبریتی روشن کردم که سالها پیش بر مزار کسی خاموش شده بود. دودش بالا رفت، اما نه به آسمان، بل به حافظهای فراموششده در تهِ ذهنِ کسی که من را فقط شبیه خودش دیده بود. قهوهام سرد بود مثل دستی که در آغوش همیشه، میلرزید. در تهِ فنجان نه نقش بود نه تقدیر، فقط یک حرفِ شکسته، و...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1404 10:28
-
ز هر سنگی که برمیداشت، جانش شعلهور میشد
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1404 10:27
ز هر سنگی که برمیداشت، جانش شعلهور میشد به پای عشق شیرین، کوه در آتش سپر میشد صدای تیشه میپیچید و با هر ضربه میخوانْدَش که عشق از سینهی عاشق، شکوهی بیشتر میشد نه خواب آسودگی میدید، نه دل را میسپرد از غم تمام عمر او در عشق، حدیثی مختصر میشد جهان دید و شگفتآور، دلی اینگونه پابرجا که هر ضربه به قلب او، امیدی...
-
قلم خلع سلاحم کرده امشب
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1404 10:26
قلم خلع سلاحم کرده امشب نمیداند، نمیداند چه آشوبی است در کاغذ که جان را دادهاند این واژگان بیسر و سامان در مسلخ چنان میکوبد این بغض از درون سینهام که قلبم مانده در آوار یک بندر همانجایی که مردمِ چشمانم .....سوزانند در آتش،دود ،تاریکی نشانی؛ ردپایی، بوی نابی و شاید "کهنه زخمی" که سَر باز کرده! ب ه...
-
حال خوب
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1404 10:25
-
مسیر سخت عاشق را چرا کوتاه میبینم
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1404 10:22
مسیر سخت عاشق را چرا کوتاه میبینم که صد دل میشوم عاشق تورا هرگاه میبینم کنارت چون شدم بیدار من ، بر عقل شک کردم چرا این من میان روز روشن ، ماه میبینم... بردیا صالحی
-
در هر دو دنیا مرتضی هستی تو برتر
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1404 10:21
در هر دو دنیا مرتضی هستی تو برتر تنها تو هستی مرتضی صدّیق اکبر من رکن اصلی بر اذانم می شناسم اینکه برم من در اذانم نام حیدر هر کس که با حیدر نباشد در قیامت رد میشود او تشنه از آن حوض کوثر از فضل حیدر بس بود این حرفِ تاریخ که کنده حیدر در نبردی درب خیبر وقتی که بودی مرتضی در هر نبردی آسوده می شد از وجودت قلب لشکر من تا...
-
من آن شمع ام که می سوزم سراپا رو به پایانم
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1404 10:20
من آن شمع ام که می سوزم سراپا رو به پایانم به پایان آمده عیشم فغان از جان سوزانم نسیم باد پائیزی به جانم می وزد هر دم او بازی می کند با من ، من از بادش گریزانم به هر سو می کشاند شعله ام را رو به خاموشی و من فکر فرار از دست پائیزم ، غمگین زمستانم کنون با خاطر خسته فقط یک لطف بنمایم نگه دار گاه شمارم را که از بیهوده...
-
تو گم گشته ی جمال و جلوه ی بازار
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1404 10:19
تو گم گشته ی جمال و جلوه ی بازار ما درپی عشقیم بهرمرهم این دل زار تو چوحافظ یار در برخود خواهی وبس ما چو سعدی یارنباشدهیچ دردلش آزار تو دیگی که برتو نجوشد سگ جوشانی مارا کافیست خبر خرمی و صحت دلدار تو در این ره نهراسی زهرجنگ ونبردی ما در تب عشقیم وعشق بیگانه زپیکار تو معشوق خواهی حتی به رنج وگزندی ما خود بسوزیم اما...
-
باد! آرام گذشت از لب دیوار
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1404 10:18
باد! آرام گذشت از لب دیوار و پرید... مانده ام! خیره به آنروز که هرگز نرسید. مهرانگیز نوراللهی
-
ای یوسف کنعانیم
شنبه 13 اردیبهشتماه سال 1404 10:24
ای یوسف کنعانیم از من چرا رنجیده ایی من در میان عاشقان گرمی بازارت شدم اول خریدارت شدم از من چرا رنجیده ایی آن عاشقان از دیدنت زخمی بر دستان زدند از دیدن رویت همی زخمی بر جانم زدم از من چرا رنجیده ایی در سرزمین عشق تو دیوانه و رسوا شدم از عشق تو مستی شدم در جمع مستان آمدم رقصان و سرگردان شدم از من چرا رنجیده ایی جامه...
-
بهار
شنبه 13 اردیبهشتماه سال 1404 10:24
-
یکی اهل این دل و یکی اهل آن دل
شنبه 13 اردیبهشتماه سال 1404 10:22
یکی اهل این دل و یکی اهل آن دل یکی تیر بلا می خورد و یکی تیر بلا دل نگهبان باش بهر این دل وتو آن دل پرستش چه می کنی در این دل و آن یکی دل دلی پاک است که گاو را سوره بیند نکردی تکذیب آیاتش داری مبارک تو منزل نباید گوش دهیم به عشق دروغین سفر کردی تا تعقل کنیم که باید باشد در دل خدایا به آنان که نخوردند مال حرام حتی یه...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 13 اردیبهشتماه سال 1404 10:21