| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
در بادی آرام
عطرِ تو
از بید گذشت
و من هنوز
منتظرم.
سیدحسن نبی پور


چنان در تو افتادم
که واژه
درسکوت ماند .
سیدحسن نبی پور


چنانت دوست داشتم
که واژهها
از شرمِ گفتن
خاموش شدند.
سیدحسن نبی پور
رفتی
مرا به کی سپردی
روحم به یغما رفت
جسمم خانهٔ سکوت شد
طیبه ایرانیان
اگر کسی به شما مراجعه کرد
بدان که برای خوبی کردن نیامده
قفلی به دست دارد
که کلیدش در دستان شماست
بهمن نوری قاضی کند
خواب رفتهای
در گوشهٔ چشمانم
رفتم
خیال، رویا، انتظار
سکوت مرا ساخت
طیبه ایرانیان
بلقیس
کفش های تو
پاپتی راه افتاده اند
باد ها
رد بوی تورا میآورند
یا خیال تو را
بر دوش گرفته اند
غلامرضا تنها
من توی چشمات خودمو دیدم
باور نمیکنی چه تعبیری
من بودمو فنجون چشماتو
دارن چشای تو چه تاثیری
من توی چشمات عشق میبینم
میبوسمت از دور با احساس
طعم لبات توی نگاهت هست
چه شور عشقی تو چشات پیداس
گرمی آغوش تورو حتی
از این مسافت میشه حسش کرد
میشه میون بازوهات گم شد
گرمی اندامتو لمسش کرد
یه گل میون شال پنهونی
قربون اون شال زرشکی تو
خورشید عشقی مثل رویایی
دردت به جون من که عشقی تو
علیرضا رهنما
حالی نمانده که جویای آن شوی
بی شک نیامده ای تا که یارمان شوی
همچون روال قبل،شاید اشتباه آمده ای
شاید پی گم گشته ای آمدی تا روان شوی
یادش بخیر آن زمان که حال دلم روز بود
باران شده ام تا تو ناودان بشوی
من بشویم ،بِبرم تمام غم ها را
تو ز رفتن بار دیگر باز پشیمان بشوی
هی هات که هر چه گذشتم ،باز نشد
این آخرین دفعه را تو میزبان بشوی
از بی قرار ،قرار خواستن ابس است
یه بار نشد که قرارِ ،این بی قرار بشوی
یک عمر زیادست بهر من ،یک لحظه باش
اما خود،اما خود، نه هی ،این و آن بشوی!
یاسر منیری
