| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
عاشقت بوده ام
تا مثل آب
در تمام گوشه های زندگی
ساکن شوم
تا به تمام آنچه هستی
تعلق داشته باشم
و مثل یک رود
راهم را به دریا
بلد باشم
پرویزصادقی
دو رودخانه ی وحشیِ وحشی اند موهات
دو تا هلال گره خورده اند ابروهات
تمام دهکده را ریختی بهم خاتون
چه کرده باد مگر با شلال گیسوهات.. ؟
منم که صفحه ی یک روزنامه ی صبحم
تویی که پر شده ام از تو و هیاهوهات
تو دستهات ظریفند و من سرم سنگین
خدا نکرده گلم کج نشه النگوهات
حامد عسکری
*دو رودخانه وحشی اند*
افزوده شد بر دردهایم لاغری ها هم
هر لحظه عاشق تر شدم ٬ این آخری ها هم
از بس که با هر واژه از زیبایی ات گفتم
من را نمی فهمند این لهجه "دری" ها هم
از فارس تا تبریز خاطر خواه داری ... آه
حتی شنیدم تازگی ها بندری ها هم ...
از آن کمند تا کمر شاعر که تنها نه !
حتی کم آوردند دیگر روسری ها هم
تنها حسود سیب لبهای تو شیطان نیست
من از فرشته ها شنیدم که پری ها هم ...
در وصف تو چیزی نباید گفت وقتی که
لب میگزند از شوق حامد عسکری ها هم.. !
حسین زحمتکش
*افزوده شد بر دردهایم*
در دفتر شعر من صدا پنهان است
یک رود پر از ستاره در جریان است
من در سر خود ابر زیادی دارم
جیب کلمات من پر از باران است
جلیل صفر بیگی
ای کاش جای این همه دیوار و سنگ
آیینه بود و آب و کمی پنجره
موسیقی سکوت شب و بوی سیب
یک قطعه شعر ناب
و کمی پنجره…
" قیصر امین پور "
از مردم افتاده مَدد جوی که این قوم
با بی پر و بالی، پر و بال دگرانند
ای سجود باشکوه و ای نماز بی نظیر
ای رکوع سربلند و ای قیام سر به زیر
در هجوم بغضها، ای صبورِ استوار
در میان تیرها، ای شکست ناپذیر
شرع را تو رهنما، عقل را تو رهگشا
عشق را تو سرپناه، مرگ را تو دستگیر
فرش آستانهات بوریایی از کَرَم
تخت پادشاهیات، دستبافی از حصیر
