-
همه جاى خانه را ساعت گذاشته بودیم .
دوشنبه 12 خردادماه سال 1399 11:16
همه جاى خانه را ساعت گذاشته بودیم . با خود فکر مى کردیم هر چقدر بیشتر به ساعت نگاه کنى زمان دیرتر مى گذرد .. و چه ساده دیر مى گذشتند ..
-
دلتنگم
دوشنبه 12 خردادماه سال 1399 11:15
دلتنگم آنچنان که... اگر ببینمت به کام... خواهم که جاودانه بنالم به دامنت... شاید که جاودانه بمانی... کنار من...
-
خوشحالی این شکلی وحشتناک است.
دوشنبه 12 خردادماه سال 1399 11:14
خوشحالی این شکلی وحشتناک است. ازش پرسیدم: چرا؟ گفت: وقتی دست سرنوشت بخواهد چیزی را ازت بگیرد، میگذارد این طور خوشحال باشی...
-
وگاه بی آنکه بدانیم درشب سخن می گوییم
دوشنبه 12 خردادماه سال 1399 11:06
وگاه بی آنکه بدانیم درشب سخن می گوییم وصبح ازچشم خود می فهمیم گریسته ایم آنقدرکه در پلکهایمان انارهای شکسته بسیار است.
-
رسیدن به رویاهات
یکشنبه 11 خردادماه سال 1399 10:10
-
همیشه با افرادی که از خودتان آگاهتر و موفق ترند،
یکشنبه 11 خردادماه سال 1399 10:06
همیشه با افرادی که از خودتان آگاهتر و موفق ترند، معاشرت کنید. هر نشستی، تاثیری دارد این افراد، ناخودآگاه، جوانه رشد و پیشرفت را در وجودتان بارور میکنند
-
پس چشم به راهت خواهم ماند...
یکشنبه 11 خردادماه سال 1399 10:02
پس چشم به راهت خواهم ماند... چونان خانهای متروک... که بیایی ... و در من زندگی کنی... که بیایی ... و پنجرههایم دیگر درد نکشند....
-
آنقدر دریادل باش
یکشنبه 11 خردادماه سال 1399 09:56
آنقدر دریادل باش،که ازچیزی نگران نشوی.. آنقدربزرگوارباش،که خشمگین نگردی.. آنقدرنیرومندباش،که از چیزی نترسی.. آنقدر راضی باش که به هیچ مشکلی اجازه خودنمایی ندهی..
-
چنان از نیتم سرمیروی
یکشنبه 11 خردادماه سال 1399 09:55
چنان از نیتم سرمیروی که جز آغوش ِ تو راهی ندارم...
-
تو سرآغاز آیندهیی
یکشنبه 11 خردادماه سال 1399 09:53
تو سرآغاز آیندهیی جان یک جهان بیجان تو نه گونهیی از ایمانی نه فلسفه نه فرمانی، نه سربهراه که تن داده باشی. تو آغاز زیستنی تو یک زنی و میتوانی گمراه شده باشی شک کرده باشی و خوب باشی جان یک جهان بیجان…
-
گوشه ای از قلبم آهنگی می نوازد
شنبه 10 خردادماه سال 1399 10:28
گوشه ای از قلبم آهنگی می نوازد نبودن های تو را چنگ می زند قلبم هم چه هنرمند شده از وقتی تو رفته ای #لیلا_صابری_منش
-
باید خیال کنم هستی و دوستم داری
شنبه 10 خردادماه سال 1399 10:26
باید خیال کنم هستی و دوستم داری باید خیال کنم امشب زودتر از همیشه خوابیدهای که شب بخیر نگفتی ! باید خیال کنم چقدر حرف داریم که فردا بزنیم باید خیال کنم و خیال کنم وخیال کنم... بعضی رفتنها را نمیشود باور کرد...! #لیلا_مقربی
-
زنان خدایانی زیبا و زیرک اند
شنبه 10 خردادماه سال 1399 10:23
زنان خدایانی زیبا و زیرک اند در بهشتِ هر زَنی جهنمی هست که روحت را به آتش میکشد با این حال اگر قرار است عمرت دو روز باشد بگذار در دستان هوس آلود زنی باشد که زندگی رانی همان طور که هست عرضه میکند عشق و ناکامی با هم این یعنی تمام زندگی نیکی فیروزکوهی
-
آدم ها من را به یاد تو نمی اندازند
شنبه 10 خردادماه سال 1399 10:22
آدم ها من را به یاد تو نمی اندازند این جا هیچ کس شبیه تو نیست من در شهر و در بین این همه آدم همیشه دلتنگم اما همین که دور می شوم همین که به درختی ، کوهی ، چشمه ای برمی خورم تو را می بینم تو را که دشت ها روی دست هایت می خوابند و رودها ادامه ی رگ های تواَند و آب ، آبِ وحشی که من را به نوازشِ عریانی اش وا می دارد تصویر...
-
ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻌﺮﻫﺎ ﺩﺭﻭﻏﻨﺪ
شنبه 10 خردادماه سال 1399 10:04
ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻌﺮﻫﺎ ﺩﺭﻭﻏﻨﺪ ﺩﺭﻭﻏﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺑﺎﺩ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺗﻮ ؟ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺕ ؟ ﻣﻦ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ؟ ﺍﺻﻼ ﺍﻧﻘﺪﺭﻫﺎ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻌﺮﻫﺎ ﺩﺭﻭﻏﻨﺪ ﺩﺭﻭﻏﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﻦ ﺷﻌﺮ محسن حسینخانی
-
محبوب من!
جمعه 9 خردادماه سال 1399 11:04
محبوب من! عاشقی تعطیلی ندارد و تا دنیا دنیاست، عاشق عاشق است و شما محبوب مناید و غریب کسی است که محبوبی ندارد... محمد صالح علا
-
ما را نیز لبخندی خواهد بود.
جمعه 9 خردادماه سال 1399 10:59
ما را نیز لبخندی خواهد بود. شاید در راه است شاید لحظهای یادش رفته شاید شاید... #محمود_درویش
-
نویس آزادی
جمعه 9 خردادماه سال 1399 10:55
نویس آزادی رویای ساده ای ست که خاک ، هر شب در اعماق ناپیدایش فرو می رود و صبح از حواشی پیدایش بر می آید و این زبان اگر چه به تلفظش عادت نکرده است صدای هجی کردنش را آن سوی سکوت شنیده است...
-
پیرش کردم
جمعه 9 خردادماه سال 1399 10:42
-
گفت منو دوست داری؟
جمعه 9 خردادماه سال 1399 10:42
گفت منو دوست داری؟ گفتم آره..! گفت چقدر دوست داری؟ گفتم اندازه اشک گنجشک.. گفت اونقدر بی ارزشم؟ تا گفتم گنجشک ها، وقت ریختن اشک هایشان میمیرند......سکوت کرد.. ..
-
من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام
جمعه 9 خردادماه سال 1399 10:37
من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟ سید حسن حسینی
-
شانه ی جادّه ها
پنجشنبه 8 خردادماه سال 1399 11:09
شانه ی جادّه ها همیشه گریه گاه ِ ماشین های تک سرنشین است... مینا_آقازاده
-
هیچ گاه تنهاییِ
پنجشنبه 8 خردادماه سال 1399 10:51
هیچ گاه تنهاییِ هیچ کدام از این آدم های شهر را باور نکن! هرکدام؛ در درونِ دیگری پنهاناند!! زهرا_صادقی_زاده
-
فقط یک شادی در زندگی وجود دارد.
پنجشنبه 8 خردادماه سال 1399 10:39
فقط یک شادی در زندگی وجود دارد. دوست داشتن و دوست داشته شدن...
-
می ایستم پای تـ♥ـو با جان و تنم مـ♡ـن
پنجشنبه 8 خردادماه سال 1399 10:26
می ایستم پای تـ♥ـو با جان و تنم مـ♡ـن پامیگــــــــــــذارم روی قلب آهنم مـ♡ـن یک عمر-تنگاتنگ-بــــــــــــوی بودنت را حس کرده ام بین تن و پیراهنم مـ♡ـن ازکودکی باخویش گفتم "عاشقی کن"! خواندم الفبـــای تـ ♥ ـو را در دامنم مـ♡ـن ای شمع..!میخواهم کــــــه رازی را بگویم؛ از بوسه ی دیشب به این سو..روشنم مـ♡ـن...
-
تماس برقرار کردن با کسی که رهایت کرده
پنجشنبه 8 خردادماه سال 1399 10:24
تماس برقرار کردن با کسی که رهایت کرده کار پرمخاطره ایست... هرکاری هم بکنی باز درماندگیات آشکار میشود...
-
سقوط
پنجشنبه 8 خردادماه سال 1399 10:19
دست هایت را که باز کنی، به هیچ جا بند نیستم، سقوط می کنم...
-
می توانستم مشتی گندم باشم
پنجشنبه 8 خردادماه سال 1399 10:07
می توانستم مشتی گندم باشم که جیره ی روزانه ی پرنده ای را کفایت می کند یا جرعه ای آب که گلوی زخمی گلها را تر می کند اما افسوس هیچ نشدم انسان ماندم ؛ کوتاه ترین درنگ آفرینش اندکی خاک ، زیر پای آدمی اندکی خاک ، پراکنده میان بادها ::. شیرین فروغان
-
ازشون سوال های شخصی بپرس.
چهارشنبه 7 خردادماه سال 1399 11:33
ازشون سوال های شخصی بپرس. مردم عاشق اینن که در مورد خودشون صحبت کنن!
-
هیچ بیشه ای بی خاطره نیست
چهارشنبه 7 خردادماه سال 1399 11:28
هیچ بیشه ای بی خاطره نیست از هم آغوشی با بادها و هیچ جنگلی عاشق نشده مگر با بوسه های باران تنها منم که زنده مانده ام در هوای تو بی آنکه بپیجد نفس هایت در نفس هایم ... #احمد_شاملو