-
مدتِ زیادی گریه کردم، نمیدانم چرا!
شنبه 2 اسفندماه سال 1399 23:40
مدتِ زیادی گریه کردم، نمیدانم چرا! فقط یادم هست که گریه کردم و اگر گریه نمیکردم خفه میشدم! تنهاییِ روح مرا هیچ چیز جبران نمیکند. مثل یک ظرف خالی هستم و تویِ مرداب ها دنبال جواهر میگردم. فروغ فرخزاد
-
عادت کرده ام کوتاه بنویسم
شنبه 2 اسفندماه سال 1399 23:39
عادت کرده ام کوتاه بنویسم مثل شب های زمستان! شعرم را بی ردیف و قافیه در چشمانت می کارم، رُباعی جوانه می زند! مرتضی سنجری
-
اصلا بگذار این ترانه
شنبه 2 اسفندماه سال 1399 23:28
اصلا بگذار این ترانه همین حوالیِ بوسه تمام شود! من خستهام میخواهم به عطرِ تشنهء گیسو و گریه نزدیکتر شوم کاری اگر نداری برو! ورنه نزدیکتر بیا میخواهم ببوسمت سیدعلی صالحی
-
از جنگ از جدایی و نفرت دلم گرفت
شنبه 2 اسفندماه سال 1399 23:16
از جنگ از جدایی و نفرت دلم گرفت دلتنگِ بازوانِ توأم صلحِ تنبهتن! جواد گنجعلی
-
برای بارِ هزارم میگویم...
جمعه 1 اسفندماه سال 1399 23:25
برای بارِ هزارم میگویم... که دوستت دارم. چگونه میخواهی شرح دهم چیزی را که شرح دادنی نیست! نزار_قبانی
-
عشق تو مرا آدمِ بدی کرده است،
جمعه 1 اسفندماه سال 1399 23:25
عشق تو مرا آدمِ بدی کرده است، حسود، حساس زود رنج .. مرا ببخش که این همه دوستت دارم ... محمد مصدق
-
یک دریچه آزادی باز کن به زندانم
جمعه 1 اسفندماه سال 1399 23:24
یک دریچه آزادی باز کن به زندانم یک سبد پر از شادی خرج کن که مهمانم ... لحظه های امروزم شاد باد و رنگین باد وعده های فردا را اعتماد نتوانم...
-
کمی آرامش
جمعه 1 اسفندماه سال 1399 23:23
-
شما مرا از زمین راندید، از خدا ترساندید..
جمعه 1 اسفندماه سال 1399 23:23
آنجا را نمیدانم اما، اینجا تا پیراهنت را سیاه نبینند باور نمی کنند چیزی از دست داده باشی... خدا مرا از بهشت راند، از زمین ترساند.. شما مرا از زمین راندید، از خدا ترساندید.. من اینک در کنار شیطان آرام گرفته ام که نه مرا از خویش می راند و نه از هیچ می ترساند!!! سخت است فهماندن چیزی به کسی که برای نفهمیدن آن پول می...
-
عاشق شدن مسأله ای نیست،
جمعه 1 اسفندماه سال 1399 23:21
عاشق شدن مسأله ای نیست، عاشق «ماندن» مسأله ی ماست. بقای عشق، نه بروز عشق. عشق به اعتبار مقدار دوامش عشق است، نه شدتِ ظهورش... نادر_ابراهیمی
-
چهقدر من دیدنت را دوست دارم
پنجشنبه 30 بهمنماه سال 1399 23:12
چهقدر من دیدنت را دوست دارم در خواب در غروب در همیشهیِ هر جا هرجایی که بِتوانْ تو را دید صدا کرد وَ از انعکاسِ نامت کیف کرد! چهقدر من، دیدنِ تو را دوست دارم... افشین_صالحی
-
عاشق دختر بچه ایست
پنجشنبه 30 بهمنماه سال 1399 23:11
عاشق دختر بچه ایست که کفش های پاشنه بلند مادر را پوشیده هیجان دارد ولی زمین خوردنش حتمی ست
-
وقتی دنبال آرزوهات میری
پنجشنبه 30 بهمنماه سال 1399 23:10
وقتی دنبال آرزوهات میری مدام به کوله پشتیت نگاه بنداز که مبادا سوراخ باشه و چیزایی که امروزداری دوباره بشه آرزوی فردات !!
-
سلام خستگیام!
پنجشنبه 30 بهمنماه سال 1399 23:09
سلام خستگیام! سلام ای نفسِ هرز رفته در فریاد سلام ای جگر زخم دیده از یاران! به آفتابِ لبِ بام بهجز سلام چه باید گفت و این دریچه که رو دست خورده از باران؟ نه حَق حَقی که گلو را بدان بیاویزم نه هِق هِقی حتّی. کلید، خستهتر از قفل است و قفل، بستهتر از دستهایِ بسیاران. نه پلک را سفری میبَرند رؤیاها نه شانه را خبری...
-
انتظار
پنجشنبه 30 بهمنماه سال 1399 23:06
-
خوشبختی
پنجشنبه 30 بهمنماه سال 1399 00:06
-
دلبرا یک بوسه دادی اینقدر نازت ز چیست
پنجشنبه 30 بهمنماه سال 1399 00:05
دلبرا یک بوسه دادی اینقدر نازت ز چیست گر پشیمان گشتهای بگذار در جایش نهم صائب_تبریزی
-
این روزها اینگونه ام ،ببین:
پنجشنبه 30 بهمنماه سال 1399 00:04
این روزها اینگونه ام ،ببین: دستم، چه کند پیش می رود،انگار هر شعر باکره ای را سروده ام پایم چه خسته می کشدم ،گوئی کت بسته ا زخَم هر راه رفته ام تا زیر هرکجا حتی شنوده ام هربار شیون تیر خلاص را ای دوست این روزها با هرکه دوست می شوم احساس می کنم آنقدر د وست بوده ایم که دیگر وقت خیانت است انبوه غم حریم و حرمت خود را از...
-
عمر و انرژیتو صرفِ آدمای اشتباه میکنی
پنجشنبه 30 بهمنماه سال 1399 00:03
[ عمر و انرژیتو صرفِ آدمای اشتباه میکنی و میگی حالا اشکال نداره که طرف توزرد از آب دراومد، بجاش تجربه شد، دیگه آدمارو میشناسم. به خودت میای میبینی عمرت تموم شد و اون تجربهت به هیچ دردت نمیخوره. چون دیگه حوصله شناخت آدم جدید نداری ]
-
هم جوار هیاهوی پر زرق و برق تحویل سال
پنجشنبه 30 بهمنماه سال 1399 00:02
هم جوار هیاهوی پر زرق و برق تحویل سال در خلوت نمور ساختمانی نیمه کاره یک نفر با چای قند پهلو و قرآن جیبی بهار آرزوها را چشم به راه است نازنین لقائی
-
گاهی اوقات
سهشنبه 28 بهمنماه سال 1399 23:09
-
نگرانم نباش زنده ام هنوز
سهشنبه 28 بهمنماه سال 1399 23:06
نگرانم نباش زنده ام هنوز من سخت پوست دوزیستی هستم که سالها هوای باتو بودن را هوای بی تو بودن را زیسته ام. صادق حسینی
-
زمستان است
سهشنبه 28 بهمنماه سال 1399 23:06
-
به نام تو امروز آواز دادم
سهشنبه 28 بهمنماه سال 1399 23:05
به نام تو امروز آواز دادم سحر را به نام تو خواندم درخت و پل و باد و نیلوفرِ صبحدم را تو را باغ نامیدم و صبح در کوچه بالید.
-
هر شب قبل از خواب،
سهشنبه 28 بهمنماه سال 1399 22:51
هر شب قبل از خواب، بى آنکه با خبر باشى، جولان میدهى در خیالم گاه با لبخندى گوشه ى لب گاه با اشکى سرازیر از گونه به هر جان کندنى شده، خودَت را نه خیالت را حبس میکنم در خوابم!
-
کارم تمام است؛
دوشنبه 27 بهمنماه سال 1399 23:50
کارم تمام است مثل نقشه ی لو رفته ی یک گنج دوستش دارم و می داند!...
-
به داشتنت فکر می کنم... به تمام جهان...
دوشنبه 27 بهمنماه سال 1399 23:44
به داشتنت فکر می کنم... به تمام جهان...
-
دهانم را در دهان سایه ام
دوشنبه 27 بهمنماه سال 1399 23:43
دهانم را در دهان سایه ام پنهان کرده ام هیچکس نمیداند چقدر غمگینم مثل مورچه ای که لانه اش را آب برده راحله_وفا
-
کارم تمام است؛
دوشنبه 27 بهمنماه سال 1399 23:42
کارم تمام است؛ مثلِ نقشه لو رفته یک گنج، "دوستش دارم" و می داند...!
-
دلم را بد عادت کردهام
دوشنبه 27 بهمنماه سال 1399 23:41
دلم را بد عادت کردهام تا از تو برایش نگویم نمیتپد... ! داریوش فرزانه